گریز نمایندگان استانهای قطب کشاورزی از کمیسیون کشاورزی!

 

غیر از دوره های اول و دوم و سوم و تا حدودی چهارم مجلس شورای اسلامی که کمیسیون کشاورزی در محاصره غالب نمایندگان استانهای شمالی قرار می گرفت، رفته رفته شاهد ایجاد تمایل به عضویت برخی از نمایندگان در کمیسیون های دیگر از جمله کمیسیون های بودجه، صنایع، عمران و حقوقی بوده و در فاصله زمانی کوتاهی، غالب نمایندگان با احساس کشاورزی گریزی، عضویت در هر کمیسیونی را بر عضویت در کمیسیون کشاورزی ترجیح دادند و مجلس نهم از مصادیق بارز نهادینه شدن این کشاورزی گریزی در نمایندگان منتخب کشاورزان و کشاورززادگانی است که با دستهای پینه بسته و چهره های خسته به آنها امید گشایش بسته اند!

اوضاع کمیسیون کشاورزی به جایی رسیده که غالباً نمایندگان اصفهان، اراک، کرج و یا استانهای صنعتی و خلاصه غیرکشاورزی دیگر اکثریت اعضای آن را تشکیل داده و مسئولیت های مختلف آن را اعم از رئیس، نائب رئیس، مخبر و سخنگو بعهده می گیرند و این برای نمایندگان شمالی و مشخصاً برای مازندرانی ها که بیشترین نمایندگان را در استانهای شمالی به خود اختصاص داده اند، نمی تواند مسئله میمون و مبارکی باشد و کسی نمی تواند این اتفاق بد را به فال نیک بگیرد!

عضویت در کمیسیون های غیرکشاورزی نتوانست هیچ موهبت قابل اعتنایی را به مازندران و مازندرانی ها ارزانی کند و در عوض سیاست های ضدکشاورزی دولت های مختلف در ادوار گذشته را مخصوصاً در عدم خرید و یا خرید ارزان و غیرمقرون به صرفه محصولات کشاورزی، گران شدن داده های کشاورزی و باغی، واردات بی رویه محصولات کشاورزی و باغی از خارج و کم سودکردن پیشه پر زحمت کشاورزی در ایران، مکانیزه نشدن کشاورزی شمال، همسطح نشدن اراضی کشاورزی در شمال، عدم مبارزه بیولوژیک با آفات، عدم حمایت مطلوب بانکی از پروژه های بزرگ کشاورزی، عدم استقبال گسترده سرمایه گذاران از طرحها و پروژه های کشاورزی در شمال، تبدیل بی رویه کاربری اراضی کشاورزی به ویلاها و تفریحگاهها و مراکز خدماتی و رفاهی و دهها پیامد منفی دیگر به مازندران و مازندرانی ها تحمیل کرده است!

این تحمیل ها گاهی اوقات به ترک حرفه کشاورزی و تبدیل کاربری اراضی حاصلخیز و گاهی اوقات نیز به رها شدن اراضی کشاورزی بخاطر خشکسالی و یا مقرون به صرفه نبودن برداشت محصول و غیره منجر شده و شاهد تجمعات و تحصن ها و پرخاش های کشاورزان علیه سیاستگذاران کشاورزی و مسئولین بومی و استانی تا مرز بستن راههای اصلی از جمله جاده هراز یا پارچه نوشته مشهور "هراز بسته است، کشاورز خسته است"نیز بوده ایم!

یادم می آید در دوره ششم و هفتم، مازندران سه عضو در کمیسیون قضائی داشت و یا نمایندگانش را در عضویت کمیسیون های بهداشت و درمان و یا حتی آموزش می دید، اما دریغ از تمایل آنها به عضویت در کمیسیون کشاورزی! که این واقعاً از عجایب جامعه ماست که منتخبین از هویت اجتماعی و استانی و خانوادگی خود تا این حد گریزانی نشان دهند! 

اوضاع ما در مجلس هشتم هم به همینگونه گذشت و فقر حضور نمایندگان شمالی در کمیسیون کشاورزی مانع از تصاحب کرسی های مدیریتی آن توسط نمایندگان شمالی گردید و سیاست های کشاورزی گریزی و کشاورزی ستیزی دولت بخاطر عدم مشاهده سیاستها و تذکرات فشارنده از سوی نمایندگان شمالی استمرار یافت و کاری هم از دست هیچکس برنمی آمد و تنها اتفاقی که می افتاد این بود که مثلاً وزیری قول می داد به مدت یکی دو ماه مانع از ورود محصولات وارداتی کشاورزی و باغی به استانهای شمالی خواهد شد که آنهم در عمل هرگز اتفاق نمی افتاد!

جالب اینجاست که بزرگترین دستاورد این همه صنعت گرائی و عمران گرائی، نهایتاً یک پالایشگاه بی هویت در کیاسر ساری، یک پالایشگاه بی سرانجام در بهشهر، یک کارخانه تعطیل در قائمشهر، یک معدن تعطیل در سوادکوه، این همه شهرک ناقص الخلقه در اکثر شهرهای مازندران ،یک کارخانه مونتاژ خودرو در بابل و .... بوده که اصلاً در شأن مازندران و مازندرانی ها و نمایندگان مارندران در طول این همه سالهای نمایندگی نبوده و نیست!

باید پذیرفت که هیج پیشه ای مثل پیشه کشاورزی در مازندران و کلاً شمال کشور ریشه ندوانیده و مازندران هرگز در صنعت به استانهایی که زیرساخت های مناسبی دارند، نخواهد رسید و ترس ما این است که ما در رؤیای صنعتی شدن، نه تنها آن را بدست نمی آوریم، بلکه کشاورزی خود را نیز از دست بدهیم و بعبارتی: کلاغ رفت راه رفتن کبک را بیاموزد که راه رفتن خود را هم فراموش کرد!!

باغ مرا چه حاجت سرو و صنوبر است  /  شمشاد خانه پرور من از که کمتر است

ای نازنین پسر تو چه مذهب گرفته ای  /  کت خون من حلال تر از شیر مادر است! 

بهرحال با توجه به تذکر و گله شدیداللحن آیت الله طبرسی نماینده محترم ولی فقیه در مازندران از کشاورزی گریزی نمایندگان مازندران در مجلس شورای اسلامی، انتظار می رود تا در صورت امکان و باقی ماندن فرصت، این بی اعتنایی به حرفه غالب در شمال به پایان برسد و ما یکبار دیگر شاهد غالبیت و قاطعیت حضور منتخبان مردم در مردمی ترین کمیسیون مجلس شورای اسلامی یعنی کمیسیون کشاورزی باشیم.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۲/۴/۹۱