استقبال از کشته های حج ابراهیمی:
غزلی برای قربانیان قربانگاه منا:
قربانیان ابراهیمی

الا ای زائران روز قربانی شما قربانیان مکر شیطانی
الا ای کشته های پاک قربانگه جهان حیران شد از این رسم میهمانی
مداح اهل بیت: حاج محمدرضا متولی طاهر-بابل
غزلی برای قربانیان قربانگاه منا:
قربانیان ابراهیمی

الا ای زائران روز قربانی شما قربانیان مکر شیطانی
الا ای کشته های پاک قربانگه جهان حیران شد از این رسم میهمانی
مداح اهل بیت: حاج محمدرضا متولی طاهر-بابل
"یار سفر کرده از این شهر رفت"


در رثای سید علی بهروش و فرزندانش
(زبان حال خانواده،اقوام و دوستان)
یار سفر کرده، سفر زود بود سهم تو از عمر، چه معدود بود
آتش دل، در غم تو شعله زد آهم از این، آتش بی دود بود
گر چه نگاهم به تو جاوید ماند لیک جدایی، غم مشهود بود
صبر نکردی، که شویم همسفر مرگ همان، حلقه مفقود بود
سعی نمودم که رهت طی کنم سعی من اما، همه مردود بود
سخت دویدم، که رسم تا تو لیک راه وصالم، به تو مسدود بود
یا که تویی، یا که منم بی وفا فاصله از هم، به خدا زود بود
غصـه هجـر تـو، مـرا غـرق کـرد مهر توام، مقصد و مقصود بود
بی تو جهان، تنگ شده بر دلم دل به تو خوش، تا دم موعود بود
مرغ سحر شد، دل "صادق" ز غم بس که در این غصه، غم آلود بود
صادقعلی رنجبر-۳۰/۵/۹۱
در استقبال از انقلابهای اسلامی کشورهای منطقه
بیداری اسلامی
کـــویــر تشنـه شــد سیـراب و بــارانـی بـه پـایـان آمـد آن خـواب زمستانی
بشـــــر آســـوده از ایـــام غـربـت شـد فنـــا شـد تـوده تـاریک و ظلـمانی
خـــزان رفت و جهــان شد نـاگهـان امـا ز بیـــداری اســـلامی، بهــــارانـی
بازتاب : بصیر آنلاین / شمال نیوز /
مــــــــــــازرون
سرود دسته جمعی مازندرانی ها در محضر مقام معظم رهبری در دیدار به مناسبت 6بهمن88

مـــازِرون بی قِرارِه، تِرِه چِشم اِنتظارِه تِئی مِثـلِ خُمِینی،آقـاجان تی بِلارِه
دیــار عَلِـویـون،هِـــزار سَنگـِر دیـارِه اِمـا رِه تی وِلایِت،هَمیشـِه اِفتِخـارِه

جبل الرحمه گواهه، که دل تو پر ز آهه معنی اشک تو آقا،یعنی عالم روسیاهه
مدعی گر چه زیاده، مشتری اما کساده زندگی غرق فساده، مثل مرداب گناهه

عرفه آمد و دل، رفته سوی عرفات شده از عطر خوشش،مست بوی عرفات
می روم کوه به کوه، ز کران تا به کران تا کند دل همه جا، جست و جوی عرفات
ســـلام ای کودک تنهــا،که جــامــاندی تو در آوار
ترا زخمی رها کردند،ستمکاران طفل آزار
تو وقتی دیده می بندی،چه مظلومانه می خندی
تـویی آزاد آزاده،بـه ظــاهـر گـرچه در بندی
الا ای قــــدس زنــدانـی،نگــردد نـام تو فــانـی
تو با عزم مسلمانان،همیشـه زنـده می مانی
تویی در مصحف منزل،رواق احمـد(ص) مرسـل
تو تا ذوقبلتیــن بودی، نبی(ص)را قبلـــــه اول
با من بیا تا قدس،تا خاک فلسطین
تا مسجدالاقصی، بیا تا عهد دیرین
مردی کن و با من بیا تا انتهایش
تا نا کجا آباد و تا ، خونابه هایش
دوسـت را در امتحـان باید شناخت در بهـــاران و خـــزان باید شناخت
در مصـاف سـرد و گــرم روزگــار در گــــذرگـاه زمــان باید شناخت
پــــدر ای همچو شجـر،سـایه سـر راحـت جــان مـن ای،روح سحر
ای مـرا پشـت و پنــاه ٫تـا بـه ابــد دلخــوشم زانـکه توام ٫کنی مـدد
چه ترکیـب دل انگیزیست جنگل
چه گلگشت طرب خیزیست جنگل
نمـایشـــگاه بـی نقـص طبیعــت
چه سرفصلیست در اعجـــاز خلقـت
مـــادرم،تاج سرم،ای گل دردانه من قوت قلب من ای،رونـق کاشانه من
به مثل،شدرخ تو،دربرمن ماه قشنگ که تو هستی منی،روشنی خانه من
دنیا شبیه غروبه،گاهی بده، گاهی خوبه گاهی میشه یه کوه غم،گاهی غم ازدل می روبه
گاهی غروبا دلگیره،گاهی یه جوردلپذیره آدم نمی دونه تو اون،آزاده یا که اسیره
ام القــــــری
خـــداحـافـــظ ای کعبــه سـربلنــد
خـــداحـافظت بـاشد از هـر گزنــد
خـــداحـافــظ ای مظهــر اقتـــــدار
وداع تــو کــرده مــرا بـی قـــــــرار
جلــــــوه توحیــــد
کعبــــه ای بـالانشیــن اعتقـــــاد جلــوه توحیــدی و عدل و معـــــاد
ای نمــاز و روزه و خمـس و زکــات ای حریــم حج و بـذل صلــــــوات
میعــــاد عشـق
کعبـــــه ای میعــاد عشق واعتقاد ای حقیقـــت را تجلــی و نمــــــا د
ای تـو گنجینــــه اســرار نمــــاز پـرچـم دین از تـو شـد در اهتــزاز
کعبـــــــــــــــــــه ای لایتنـــــــــــاهـی
حــــــــــــرم امـــــــن الهـــــــــــی
همـــه روز تــویــی چــو خــورشیــد
همــــه شـب مثـــــال مـــاهـــی