عــــــرفــــه حسینــــــــی

جبل الرحمه گواهه، که دل تو پر ز آهه معنی اشک تو آقا،یعنی عالم روسیاهه
مدعی گر چه زیاده، مشتری اما کساده زندگی غرق فساده، مثل مرداب گناهه
میدونم حسین میدونی،که به عالم نمی مونی با نوای دلنشینت، داری تو دل می تکونی
تو به معراج عرفات، دعای وداع می خونی هر کی که با تو نیومد،زندگیش بی تو تباهه
عرفات بی تو خزونه، داره از ودات نشونه حج نیمه کاره تو، عاشقاتو می سوزونه
پیام کرببلاتو،تا قیامت می رسونه مثل زمونه با تو، مثل ظلمت و ماهه
ناله تو دل شکن شد،عرفه یوم الحزن شد دل ما شکسته مولا،تا که احرامت کفن شد
از چشای غم فشونت،عالمی مرغ چمن شد درد بی درمون عالم،رفیقای نیمه راهه
چشم تو شده چو گرداب،دلا رو میکنه بی تاب بوی غربت میده اشکات،دیده رو میکنه بی خواب
میشه جاری سوی کوفه،مثل اشک چشم مهتاب بی تو ای نوح زمونه،زندگی برام تباهه
عرفه و عرفاته،مثل چشمه حیاته عرفات برای عالم،جلوه ای از نعماته
وقتی که تو باشی نوحش،اون سفینه نجاته همرهی با تو حسین جان،سفر از شب به پگاهه
گریه از دیده چو روده،گریه احساس وجوده ناله های عرفاتی،آتش بدون دوده
عرفات راه عروجه،کربلا اوج صعوده مثل معراج پیمبر،عرفات نور نگاهه
با تمام اهل خونه،می روی تو غریبونه میدونم رسالت تو،زین سپس عطای جونه
میدونم که تو حسینجان،چه کشیدی از زمونه میدونه درد تو صادق،درد شاه بی سپاهه
{این تصنیف در پاییز سال ۸۶ و در سفر پنجم به مکه مکرمه در سرزمین عرفات سروده شد)
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.