پدیده غیرحرفه ای ضرب و شتم خبرنگاران!

در رصدخانه رسانه های مجازی کشور، غیر از یکی دو مورد ورزشی، هنوز خبر مشابه آنچه که در رسانه های مازندران طی روزهای اخیر به ثبت رسیده، یعنی پدیده غیرحرفه ای و ناپسند ضرب و شتم خبرنگاران در یک سازمان اداری و آن هم دولتی، رؤیت نشده است و برای شهروندان فرهیخته مازندران که بلحاظ ادب رفتاری و توانایی های فکری سرآمد غالب استانهای کشورند، هر یک از این رویدادها می توانند به مثابه یک شوک اجتماعی و یا یک فاجعه رسانه ای تلقی گردند!

در بدترین شرایط و قانون شکنانه ترین حالت می توان یک خبرنگار را یک شهروند هنجارستیز تلقی کرد که مسئولیت برخورد با او نیز بعهده قانون و مقامات قضائی و نهایتاً ضابطین قضائی خواهد بود و بهیچوجه برای برخورد مستقیم هیج سازمانی، هیچگونه توجیه موجه قانونی وجود ندارد و ضرب و شتم خبرنگاران که اتفاقاً رسانه ای هم شده، فبل از آنکه ماهیت این حادثه آنالیز و حلاجی گردد، از مصادیق محکومیت از منظر فرهنگ قانونمداری است!

یک خبرنگار مثل سایر ارباب رجوع حتی اگر رفتار غیراستاندارد هم داشته باشد، باز هم مستحق تکریم است و رده های مختلف اداری در هر سیستم سازمانی موظف به حرمت گذاری و انجام مطالبات قانونی در فرجه اختیارات خویش اند.

فلذا کاملاً باورنکردنی است که در یک نظام مدیریتی خبرنگارنواز و رسانه گرا، آنوقت مثلاً یک نگهبان و یا هر رده ای از سازمان بخود اجازه دهد که ارباب رجوع را تنبیه و جریمه شخصی کرده و اصطلاحاً با او تسویه حساب فیریکی نماید! 

از آنجایی که اتفاق نامیمون اداره کل راه و شهرسازی مازندران در شهرداری قائم شهر تکرار شد و به منظور توقف این جریان شوم و ناروا لازم دانستم تا با طرح و پردازش مفصل تر به این موضوع، هشدار لازم را به مدیران استان داده تا اولاً جبران مافات کنند و ثانیاً بشدت از اوضاع داخلی سازمان تحت مدیریت خویش مراقبت کرده و مانع از اپیدمی شدن این حرکت سخیف و دارای پیگرد حقوقی و یگیری رسانه ای گردند و نگذارند که مظلومیت این قشر مظلوم بیش از پیش مضاعف گردد!

خبرنگاران حتی زمانی که ضرب و شتم نشده و کتک هم نمی خورند، به اندازه کافی مظلوم و مهجورند و هرگونه برخورد غیرحرفه ای با این قشر خدوم که همواره در متن حوادث و بدنامی ها و تهدیدها و تطمیع ها و گاهی هم خطرها و ضررها ایفای نقش کرده و سالم و موفق عمل می کنند، اقدامی ناصواب و ظالمانه است و مسئولین سازمانها و مخصوصاً مدیران ارشد استان باید این رویدادها را با جدیت و اولویت اول مورد پیگیری و پردازش قرار داده و با متخلفان در هر رده ای بشدت برخورد کنند تا برای همیشه این جرأت منفی و یا همان جسارت افراطی در جامعه ما و ترجیحاً در نظام اداری و مدیریتی جامعه کاملاً ریشه کن گردد!

نکته جالب توجه و پارادوکسی این برخوردها مربوط به انتساب یکماه پیش یکی از خبرنگاران مازندران بعنوان مشاور مدیرکل اجتماعی است که طبغاً با این سنخ خبرها هیچگونه سنخیت و همجنسی ندارد و امید می رود این تناقض های ماهوی در جلسات ستادی مرتقع گردند!

در پایان ضمن حمایت از خبرنگارانی که در اینگونه صحنه ها مظلوم واقع شده و حتی ضاربان طلبکار هم می شوند، همدلانه می خواهم که با تأسی از بزرگان دینی، کذشت را بر انتقام ترجیح داده و قلم مفدس و زبان مؤمن خویش را به پاسخگوئی از جنس آنها و یا بعبارتی به مقابله به مثل کورکورانه آلوده نکرده و همواره متوجه رسالت عظیم حرفه مقدس خویش یعنی خبرنگاری و جهاد رسانه ای باشند و خدای ناکرده همه مدیرزان جامعه را از این زاویه نگاه، سیاه ندیده و کارشان را در شرایط روحی و روانی متعادل و معمولی استمرار بخشند. 

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۳/۴/۹۱