رژه گردشگران هنجارشکن در برابر دیدگان متحیر اهالی شهرهای شمالی!

 

همانگونه که قبلاً هم اعلام نگرانی کرده و آماده باش فرهنگی داده بودیم، بالاخره سر و کله قابل ملاحظه  بی حجابها پیدا شد و در فاصله زمانی کوتاهی تحت عنوان گردشگر و مسافر، جاده ها و خیابانهای شهرهای شمالی و بخصوص شهرها و شهرکهای ساحلی تحت تصرف هنجارشکنانی دز آمده است که در اماکن و محیطهای عمومی و خودروهای بسیار گران قیمت به جلوه گری های تعمدی و محرک پرداخته و طی آن خانمها، بدآموزی حضور بدون روسری با آرایش های غلیظ و تحریک آمیز و نیز آقایان حضور نیمه عریان و یا زیرپوش رکابی با شلوارک را به نمایش می گذارند!

سفرهای مشکوک دو نفره زوج های جوان با اوضاع ظاهری کاملاً غیرمتعارف و استفاده مبهم از اماکن اقامتی و پذیرایی عمومی و یا چادرهای مستقر در حواشی پارکها و جاده ها و سواحل، ویراژ های بی مناسبت اعضای نوجوان و جوان خانواده های موسوم به مرفهین بی درد با ظواهر پوششی کاملاً غلط و هنجارستیز در سواحل و جاده های ساحلی و بازی با روح و روان بومی ها، سفرهای رها شده،گروهی، فرازادگاهی و مختلط جوانانی که هیچگونه قرابت، محرمیت، نسبت و مناسبتی برای با هم بودن ندارند و غالباً تحت عناوین تورهای یکروزه و هفته ای و یا حتی اردوهای خصوصی دانشجویی و غیر دانشجویی که به مازندران و کلاً شهرهای شمالی انجام می پذیرد، همان سونامی فرهنگی است که در شهرها و سواحل بظاهر آرام شمال در حال شکل گیری و یا حتی تجلی و بروز است!

کشف حجابی که امروز در خیابانها و جاده ها و سواحل و خودروها و پارتی ها و عروسی ها و میهمانی ها و نشست ها و ارتباطات اجتماعی زوجهای جوان و یا حتی در خانواده های بی قید و بند در حال رؤیت و فرهنگ شدن است، یا محصول ارتباطات، اندیشه ها و برداشت های غلط از مفاهیم برقراری روابط اجتماعی و رویکردهای اخلاقی و عاطفی نسبت به همنوعان در یک پروسه گسترده جامعه پذیری و جهانی شدن است و یا اینکه مقدمه شکل گیری روابط اجتماعی متفاوت با آموزه های دینی و رهنمودهای ملی و بومی است که متأسفانه هر دوی آنها نشانه استفاده غلط از ابزارهای ثانوی و رسانه های جمعی و مشخصاً رویکرد ناشیانه به شبکه های ماهواره ای و یا پذیرش های خودباخته و بیگانه شدن از خویش در قبال تحمیل هایی از جنس تلقین های پرجاذبه است!

تنوع و جاذبه های این بی حجابی ها که مرحله نهایی کم حجابی ها و بدحجابی های سابق است، اوضاع اخلاقی و ایمانی جامعه را بدجوری به هم ریخته و ارتباطات ناسالم را تا مرز تهدیدهای جدی و حتی آسیب های گسترده و عمیق خانوادگی و اجتماعی گسترش داده است و بعبارتی می توان گفت کار بجایی رسیده که خانواده ها اگر هم بخواهند، به تنهایی قار به مواجهه و مقابله با این سیل گسترده استحاله اخلاقی و اعتقادی قشر خاصی از نسل امروز نیستند!

بنابراین شایسته است تا بدون کمترین درنگ و تأنی، مسئولین فرهنگی و اجتماعی کشور و مشخصاً مدیران فرهنگی و اجرائی مازندران برای حل این معضل اجتماعی، تدابیری اندیشیده و مقدمات عبور سالم از این معبر صعب العبور فرهنگی را فراهم آورند و خدای ناکرده،زمانی بخود نیایند که تلفات فرهنگی آنچنان سنگین و غیرقابل جبران گردد که اصطلاحاً دیگر کار از کار گذشته باشد!

تردید نباید داشت که اهمیت مبارزه با سونامی فرهنگی که ماحصل یک برنامه پردامنه فرهنگی از سوی برنامه ریزان و تئوری پردازان کهنه کار محافل فکری استکبار جهانی طراحی و از جانب کارگردانان قهار فرهنگی نظام سلطه در حال ارائه و نتیجه گیری است، ضرورت همزمانی مبارزه فراگیر انتظامی و سایر فعالیتها و تدابیر مکمل را در ذهن های فعال جامعه هدف تداعی می کند.

فعالیتهای مکمل در کنار مبارزه انتظامی که تحت عناوینی همچون طرح تشدید امنیت اجتماعی انجام می پذیرد می توانند شامل فرهنگ سازی و باورآفرینی، شفاف سازی و روشنگری، خواب زدایی و بیدارگری، الگودهی و نمونه گرایی، پیمایش های رسانه ای به محیط های آلوده و سخن گفتن از زبان قربانیان پشیمان فرهنگی، مخاطب شناسی و انتخاب ادبیات متناسب با پذیرش های ذهنی آنها، رعایت حواشی و جوانب و تبعات برخوردها، پرهیز از بدآموزی های رفتاری و گفتاری ناجیان فرهنگی و دهها گزینه ریز و درشت دیگر باشند.

در پایان انتظار می رود که با نزدیک کردن نگاههای مدیران و مردم و سایر نهادها و نفرات دلسوز فرهنگی جامعه به پدیده های واحد اجتماعی، تدابیر و رویه های واحد فکری و عملیاتی برای حل این معضلات وارداتی در راستای نجات قربانیان فرهنگی اتخاذ شده و جامعه از بلاتکلیفی ناشی از تضاد نگاهها و تضارب آراء مسئولین رهایی یابد.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۶/۴/۹۱