آشفته بازار عرصه مدیریت در مازندران!
آشفته بازار عرصه مدیریت در مازندران!

به استناد مقالات، مصاحبه ها، نامه های سرگشاده، اظهارنظرهای جلسه ای، خط و نشان کشیدن ها و اقدامات عملی به وسعت مدیریت تراز اول استان، نمی توان حتی با تیترهای حرفه ای رسانه ها، بهم ریختگی و آشفتگی بازار مدیریت در مازندران را انکار کرد و یا با بی اهمیت جلوه دادن برخی مصادیق، از کنارشان به آسانی و به آرامی گذشت!
اختلافات دیرینه برخی از اعضای شورای اسلامی شهر ساری هم با خودشان و هم با استاندار و شهردار و نمایندگان ساری در مجلس که نهایتاً با استیضاح و برکناری شهردار سابق حتی در شرایط مخالفت استاندار به اوج رسید و نیز اتفاقات پس از برکناری که منجر به اقدام عاجل استاندار در صدور ابلاغ سرپرستی سازمان همیاری شهرداری ها برای مهندس حجازی و نیز عدم تأئید سرپرسی پیشنهادی شهرداری ساری و نامه های سرگشاده و مصاحبه های طرفینی پیرامون این قضیه و بغض های ناگشوده دیگر شد، مسائلی نیستند که بتوان از آنها بعنوان یک اتفاق و یا یک استثناء یاد کرد!
تیترهای واقعیِ "یک هیچ به نفع فلانی" و یا "یک به یک نفع هر دو" و غیره، تجلی و یا اعتراف رسانه ای به بخشی از اختلافات پشت پرده است که یکی، نفوذ و مهره دیگری را هدف می گیرد و یکی هم در جای دیگری به این تک تیراندازی ها، پاسخ های دندان شکن می دهد و این مسئله، تا نتیجه گیری نهایی استمرار می یابد.
مع الوصف گاهی اوقات یک اتفاق باعث بروز یک عقده دیرینه و یا یک کینه کهنه شده و در آن شرایط خاص احساسی، زبان افراد مثل دستگاه پرینتر از حافظه کامپیوتری ذهن آنها، مسائلی را پرینت می کند که اولاً حجم آنها در کاغذهای موجود در چنته باورهای عمومی نمی گنجد و ثانیاً محتوای آنها نیز افکار عمومی را که تا قبل از آن، آنها را همپالکی می پنداشت، دچار حسرت و دریغ و حیرتی عمیق می کند!
استخاره ای دانستن،آبکی دانستن، عجولانه دانستن، اهانت آمیز دانستن و خلاصه مداخله گرانه دانستن تصمیم گیری های استاندار از سوی طرفین اختلاف نظر با ایشان، فقط نمای کوچکی از آشفتگی بازار مدیریت در مازندران است که به مرور زمان با توجه به ضعف ها و ابهامات اساسی و قابل انتقادبودن عملکرد آقای استاندار در رسانه ها که قبل ها هم به آنها اشارات مبسوط داشته ام، این اختلافات و اظهارات در حال گسترده ترشدن نیز هستند.
اما اگر بخواهیم از منظری دیگر به این اختلافات و التهابات بنگریم، راستی این اختلافات می توانند چه خسارتهایی را برای مازندران رقم بزنند و مازندران در این اختلافات، چه تاج گلی بسر خواهد زد و اصلاً این همه التهاب آفرینی برای مازندران و مازندرانی چه سودی در پی خواهد داشت؟!آیا استاندار عوض خواهد شد؟! آیا سیاست و عملکرد استاندار بهبود خواهد یافت؟! آیا وضع از اینی که هست بهتر خواهد شد؟!
از شما می پرسم و خواهش می کنم که شما هم صادقانه جواب دهید:
مازندرانی که بخاطر عدم انسجام و تکیه مطلق به مدیریت جزیره ای و جدا از دیگران، به اندازه کافی طعم تلخ ناکامی های چندین ساله را در دریافت مواهب ملی چشیده و مردمی که زجر ناکارآمدی برخی مدیران را با رؤیت تلخ بیکاری فرزندان فارغ التحصیل از دانشگاهها را کشیده و در مسابقه و رقابتی نفس گیر، آنچنان به جایی نرسیده، حالا باید تاوان فردگرایی این همه مدعیان خدمت را هم پس بدهد!!!؟؟!!
مازندرانی که نه در عرصه کشاورزی، نه در عرصه گردشگری و نه در عرصه صنعت رشد چندان محسوسی نداشته و بلکه در برخی موارد افت های محسوس را هم تجربه کرده، حالا باید زیر چرخ دنده های اختلاف صاحبان قدرت له شود تا شاید آقایان با هدف قراردادن های سوژه های مدیریتی خویش، کمی آرام بگیرند!!
مازندرانی که نتوانسته از پتانسیل بزرگ و قوی و غنی مازندرانی های مقیم و مؤثر در پایتخت برای تعالی خود بهره بگیرد، حالا باید اتحاد کوچک مدیران موجود استان را نیز شبیه چگر ذلیخا دیده و هر تکه اش جداگانه دنبال یوسف ذهنیت های خویش باشد!!
رسانه های مجازی و غیرمجازی خبری و تحلیلی، برخی از ائمه محترم جمعه، برخی از فعالان سیاسی، برخی از شوراهای اسلامی، همه و همه در موضعگیری های منفی فعال اند و بعبارتی هر کسی می خواهد، مانعی را از مسیر منافع و یا دیدگاه خود بردارد که با توجه به مقابله به مثل های به مراتب خشن تر و تلخ تر، صدالبته اینگونه شگردها راه بجایی نخواهند برد!
جالب است متذکر شوم که در جایی به نقل از امام راحل خطاب به مسئولین بنری را دیدم که ایشان خطاب به مدیران فرمودند: این اختلافات را که الهام ابلیس است، کنار بگذارید!
رهبر معظم انقلاب نیز بارها و بارها فلسفه حمایت خویش را از دولت منوط به این نکته مهم دانستند که مسئولین اجرایی، نفرات ما در وسط میدان عمل اند و از همه به مسائل اساسی جامعه نزدیکترند و از این رو ما باید از نفرات خط مقدم پشتیبانی و حمایت کنیم تا بواسطه آنها کار مردم پیش برود!
فلذا قبل از تذکر اصلی برائتاً لازم میدانم تاکید کنم و بارها و بارها هم گفته شد که روح کلامم طرفداری ناشیانه و یا مخالفت باندگرایانه از هیچ مقام مسئولی نیست، چون اباذرگونه مدعی ام که هیچگونه منافع شخصی، نه دارم و نه می خواهم تا بواسطه آن تهدید یا تطمیع شوم و از طرفی به اندازه کافی هوش و تجربه اجتماعی و مدیریتی دارم که قربانی تزویر احتمالی برخی ها نشوم !
علیهذا قلم و زبانم نه تنها از روی تبانی، توجیه، توطئه، تفاهم، تعامل، تضارب، تقابل، تعاطی، تداعی و یا مقولاتی از این دست، یعنی سفارشی و کنتراتی و انتقامی نیستند، بلکه دقیقاً از سرِ درد، ضرورت، اهمیت، تکلیف، واقع نگری و جامع نگری تجربی و مهارتی ام در طول سالها حضور در عرصه های مسئولیت و خدمت در مسیر منویات ولایت مطلقه فقیه است.
آقای طاهایی، بد یا خوب، کامیاب یا ناکام، توانمند یا ناتوان، هر آنچه که هست و نیست، بجا یا نابجا، بهر حال باید بپذیریم که او امروز استاندار مازندران و مدیر ارشد اجرائی استان است و به تأسی از فرمایشات رهبر عزیز، او هم برای مازندرانی ها، مثل همه مدیران قوه مجریه، همان نفر وسط میدان است که در خط مقدم با مشکلات مردم مازندران دست و پنجه نرم می کند و از این منظر تردید نباید کرد که تضعیف استاندار و سایر مدیران ارشد، توقیف توفیقاتی است که در فرایند ارتباطات درون استانی و کشوری، یک مدیر ارشد می تواند برای شهروندان مازندرانی به ارمغان آورد و با توجه به فرصت کم باقی مانده از عمر دولت دهم، اولاً احتمال جایجایی مدیران در این سطوح بسیار کم است و ثانیاً یقین داشته باشید که جابجایی در فرصت باقی مانده، آورده مهمی برای استان مازندران نخواهد داشت!
این روزها که شاهد تهاجم رسانه ای همزمان برخی از نمایندگان مجلس، صاحبان تریبون رسانه، کارشناسان و اعاظم استان علیه برخی از مدیران ارشد استان هستیم و در این میان برخی تیترها، واقعاً هم روحیه شکن و تضعیف کننده اند، باید کاری کرد تا این مرکب افسارگسیخته که از مرزهای انتقاد سازنده به سمت تخریب های شکننده سوق یافته است، مهار گردد و فطع یقین اگر این فضای ناپسند جدید مدیریت و تدبیر نشود، کار به جاهای باریک رسیده و انرژی های موجود بجای تولید سینرژی و هم افزائی سازمانی، دچار تشتت و تفرقه و انفراد شده و فرصت سوزی های جدید فراگیر می شوند!
بنابراین آیا بهتر نیست که بجای تهاجم و تعارض گسترده، ادبیات دیگری را جایگزین کنیم تا پس از طرح مباحث انتقادی، امکان همنشینی مؤثر و هم اندیشی مولد همچنان برای همه فراهم باشد و مدیران مجبور به استقرار در مرزبندی های خودساخته نشده و مازندران را قربانی این جداشدن های بی فایده نکنند؟!
آیا شایسته تر نیست که بجای استفاده قهرآمیز از ظرفیت رسانه ها، تقاضای جلسات غیرعلنی از مدیرام مخاطب شده و همه چیز رو در رو و شفاف ارائه گردد و بجای تقابل بی نتیجه، تعامل هدفمند جایگزین گردد؟!
یک سؤال اساسی این است که چرا در دوستی ها و دعواهای سیاسی مدیران، افراط و تفریط موج می زند و سیاست صفر و صد، سیاه و سفید و همه یا هیچ اولویت پیدا کرده و مدیران در کمترین مهلت، از حوزه انصاف عبور می کنند؟!
و سؤال اساسی تر این است که چرا در اینگونه مواقع، استخاره ای صورت نمی گیرد! و احکام با عجله تمام رسانه ای شده و قاطعیت های فراموش شده مدیران ارشد بطور جدی به جلوه در می آیند؟!
البته ما هر چه هم که بنویسیم، باز هم عرصه های قدرت، تجلیات خاص خود را می طلبند و آنچنان که باید و شاید هرگز نمی توان بر مرکب سرکش قدرت، لجامی زد که کاملاً مهار گردد، اما بهرحال می توان این مقالات را به مثابه یک تذکر و امر به معروف و نهی از منکر تلقی کرده و از میزان ابتلائات منفی کاست و یا حداقل آمار درگیری ها را کاهش داد.
در پایان از همه تأثیرگذاران استدعا می گردد تا با تأسی از نماینده محترم ولی فقیه در مازندران، وحدت و همدلی را مبنای توسعه همه جانبه استانی قرار داده و بجای خط کشی ها و گروکشی ها، خط مشی های اساسی و کاربردی را برای برون رفت از شرایط موجود و قرابت با شرایط مطلوب لحاظ کنیم.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۷/۴/۹۱
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.