سوگواره ای برای مسلمانان مظلوم میانماری!

بیش از چند دهه است که مسلمانان مظلوم میانماری بعنوان بی پناه ترین مسلمانان جهان، قربانی بی توجیه ترین خشونت حکومتی و افراطی در کشور زادگاهی خویش اند و در استثنائی ترین مورد ممکن، هنوز هیج نهاد بین المللی و یا حتی کشورهای اسلامی، به این فاجعه بزرگ انسانی نپرداخته و نه تنها بیانیه محکومیتی نداده و یا برای دفاع از این مظلومان اعلام آمادگی نکرده و کمک غذایی و درمانی هم ارسال نکرده اند، حداقل اظهار همدردی هم بعمل نیاورده و آنها را در چنگالهای خون آشام گرگهای بودایی که افراطی ترین برخوردها را تا مرز کباب کردن مسلمانها پیش رفته اند، رها کرده و تنها گذاشته اند!

مسلمانانی که از دهه 70 تا کنون در طرح نسل کشی و آواره سازی بودایی های افراطی قرار گرفته و در اوج حیرت، دولت مستقر نیز ادعا می کند که مسلمانان شهروندان ما نبوده و باید میانمار را به سمت هر کشوری از جمله بنگلادش که خود در بحران گرسنگی و فقر همه جانبه گرفتار است، ترک کنند و در صورت عدم مهاجرت و یا همان فرار از میهن زادگاهی و سرزمین آبا و اجدادی باید شاهد کشتار گسترده و بی رحمانه خویش باشند!

نسل کشی مسلمانان که در دهه های اخیر به کرات اتفاق افتاده و توحش صربها در بوسنی و هرزگوین و منطقه کوزوو و نیز صهیونیستها در منطقه غزه از برجسته ترین آنها بوده اند، اینبار به وحشیانه ترین شکل ممکن در میانمار یا همان برمه سابق اوج گرفته و هیج فریادرسی هم در عرصه های بین المللی ندارند و جمهوری اسلامی ایران تنها کشوری است که فریاد تظلم خواهی این مسلمانان بی پناه را به دنیا انعکاس می دهد تا شاید وجدان جهانی را بیدار کند که متأسفانه تا کنون این اتفاق ضروری بوقوع نپیوسته و واقعی ترین هولوکاست مسلمان سوزی در میانمار را در برابر چشمان اشکبارمان شاهد و نظاره گریم!

رهبر معظم انقلاب در اسفند سال 70 پیرامون مسلمانان میانماری و ظلم مضاعفی که بر آنان می رود، سخنان ارزشمندی داشته اند که ذیلاً به برخی از موارد آن جهت درک هر چه بیشتر این فاجعه اشاره می گردد:

اين وضع مسلمانان مستضعف بيچاره ميانمارى است كه دهها هزار نفر از آنها امروز با بدترين وضع در بنگلادش زندگى مى‌كنند. نمايندگان ما به آن‌جا رفتند و آمدند و خبرهايى به ما دادند كه واقعاً خواب از چشم انسان مى‌پرد! چه‌قدر امروز دنيا نسبت به حقوق بشر به معناى واقعى بى‌اعتناست! مگر در دنيا صدايى از كسى بلند شد؟! يك مشت چكمه‌پوش دهها هزار مسلمان ميانمارى را با فجيع‌ترين وضع از خانه خودشان بيرون كردند؛ بچه‌ها و زنان و مردانشان را كشتند؛ اموالشان را غارت كردند؛ هر كس توانسته جان خودش را بردارد، فرار كرده؛ در دنيا هم كسى به كسى نيست؛ نه سازمان ملل حرفى مى‌زند، نه كميته حقوق بشر فريادى مى‌كشد، نه صليب سرخ جهانى احساس مسؤوليتى مى‌كند، نه اين كنفرانس ها و مؤسسه‌هاى دروغىِ دفاع از حقوق بشر و دفاع از صلح و غيره حرفى مى‌زنند؛ كأنه اينها انسان نيستند! اين، دشمنى دنيا را با اسلام و مفاهيم و ارزش هاى اسلامى نشان مى‌دهد؛ اين نشان مى‌دهد كه چه‌قدر نسبت به انسان بى‌اهتمام و بى‌اعتنايند و آنچه درباره حقوق بشر و اين‌گونه تعبيرات مى‌گويند، حربه‌اى سياسى است؛ براى اين‌كه كسى را در جايى بكوبند؛ كسى را بزرگ كنند؛ دولتى را تضعيف كنند و مردمى را از صحنه خارج نمايند.

متأسفانه اين حرف ها به گوش افكار عمومى اروپا و امريكا نمى‌رسد تا بفهمند كه زمامداران شان در دنيا چه دارند مى‌كنند. مردم ما اين حقايق را مى‌دانند؛ مى‌دانند كه اينها در بيان ادعاهاى بشردوستانه و طرفدارى از حقوق بشر، چه‌قدر دروغگو هستند. آن ساده‌لوح هايى كه به اين حرفها دل خوش كرده‌اند، آنها بايد اين مطالب را بشنوند.. مسائل مسلمانان ميانمارى را اصلاً بكلى كأن‌لم‌يكن فرض مى‌كنند؛ چرا؟! مگر جرم اينها چيست؟! جرم اينها اين است كه مسلمانند. آنها با اسلام دشمنند و از اسلام مى‌ترسند.

امروز كار به جايى رسيده است كه مبارزه با اسلام، زير پوشش انجام نمى‌گيرد.. تنها دريچه اميدى هم كه براى ملتهاى مسلمان باقى مانده، جمهورى اسلامى است؛ آيا ما اين دريچه را ببنديم و اميد ملتها را كور كنيم؟ آيا ما هم سكوت كنيم؟ آيا ما هم در مقابل فشار قلدرمآبانه قدرتهاى بزرگ تسليم بشويم؟ آيا حكم خدا اين است؟ آيا خدا به اين راضى است؟ آيا سنت جهاد در مقابل ظلم، و امر به معروف و نهى از منكر در اسلام، اجازه چنين فكرى را به ما مى‌دهد؟ حاشا و كلّا. اين‌جا پرچم مبارزه با ظلم را حفظ خواهد كرد. ما در مقابل هر قدرت سلطه‌طلب و ستمگرى كه در برابر ملتها به سرنيزه خود تكيه مى‌كند، مى‌ايستيم؛ هركس مى‌خواهد باشد. امريكا كه هيچ؛ اگر قدرت و دولتى قدرتمندتر از امريكا هم باشد، در مقابلش مى‌ايستيم؛ كمااين‌كه ايستاديم. ما يك روز در مقابل قدرت متحد امريكا و شوروى عليه خودمان، ايستاديم. امريكا و شوروى دو ابرقدرت بودند كه مجموعاً قدرتشان از امريكاى فعلى به مراتب بيشتر بود و هر دو عليه ما همدست و متحد بودند؛ ولى ما در مقابل آنها ايستاديم و باز هم مى‌ايستيم؛ اما اين ايستادگى، به عميق‌تر شدن و پُررونق شدن ايمان مردم احتياج دارد.»

ديدار با جمعي از روحانيون، 14/12/1370

فلذا بسیار بجاست که با استفاده از تریبون های جهانی نهایت تلاش خویش را متوجه تبیین شرایط سخت مسلمانان مظلوم میانماری نموده و دنیا را برای آنان ترغیب و تهییج نمائیم و نگذاریم در هیچ کجای جهانة مسلمانان را بدون هیج توجیه منطقی و عقلی و حقوقی تحت فشار گذاشته و اینگونه از آنها انتقامی بگیرند که هیچ جرمی متوجه آنها نیست.

خوشبختانه رسانه ملی و سایر رسانه های ایرانی خوب به میدان آمده و حتی نماینده جمهوری اسلامی ایران در سازمان ملل نیز بخشی از توجه جهانی را به این موضوع جلب کرده، اما مقابله با یک توطئه استکباری، مستلزم برخورداری از یک اراده بین المللی است که هنوز محقق نشده است.

امید آنکه مسلمانان جهان با تغییر جریانات حاکمیتی کشورهای اسلامی و ساقط کردن سران وابسته به قدرت واقعی خویش پی برده و بزرگترین اتحاد جهانی را به نمایش گذارند و زمینه های حکومت جهانی منجی موعود حضرت مهدی(عج) را فراهم آورند تا دیگر ما در دنیا شاهد این فجایع انسانی دلخراش نباشیم و صلح واقعی در جهان استقرار یابد.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-31/4/91