خلاصه سخنرانی ام در جلسه تجلیل از خبرنگاران توسط شورای اسلامی شهرستان ساری

سخنرانی برای خبرنگاران و اصحاب رسانهبه دعوت آقای سیدکمال آقامیری رئیس محترم شورای اسلامی شهرستان ساری، حقیر جهت سخنرانی در جلسه تجلیل از خبرنگاران که به میزبانی این شورا در محل تالار پدیده کمال شمال و با حضور رئیس شورای اسلامی استان و تنی چند از اعضاس شورای شهر ساری و تعداد قابل ملاحظه ای از اصحاب رسانه برگزار شد، اینجانب بر اساس موضوع مصوب به طرح مسائی اجتماعی و گاهی هم مسائل آموزشی خبرنگاران پرداختم که ذیلاً خلاصه ای از این سخنرانی که بطور ناقص در برخی از خبرگزاری ها انعکاس یافته، ارائه می گردد:

بحث خبرنگار، بحث یک رسالت است که بایستی فراتر از یک شغل دیده شود و همه باید واقف باشند وظیفه ای که بعهده خبرنگار گذاشته شده، اموال شخصی او نیست، بلکه حق الناس است ، مثل حق دانستن که از این منظر کسی حق ندارد در باره رسالت خبرنگاری، با خبرنگار لابی گری کند، زیرا کوتاه آمدن خبرنگار از وظیفه قانونی اش، نادیده گرفتن و خیانت به افکار عمومی و حق مردمی است که بر گردن او دین دارند و او نمی تواند چیزی را که مال او نیست به مدیری ببخشد!

سکوت و کتمان و معامله خبرنگاران در قبال عملکرد مدیرانی که محور خبرند، در اصل تنها گذاشتن مردم خاموش کردن چراغهای مسیری است که جامعه قصد پیمودن آن را در تاریکی ها و ابهامات دارد.

از این نظر مدیران جامعه، بجای تطمیع و تهدید و تنبیه و توهین و تحدید و انتقام و شکایت از خبرنگاران، شایسته تر است که به تغذیه و تقویت و توجیه و قانع کردن آنها بپردازند و بدانند که خبرنگار نماینده افکار عمومی است و مثل یک پدیده ام.پی.تری. شده، او به تنهایی، یک جامعه و به اندازه یک ملت، توسعه یافته است که طبیعتاً منزوی کردن او جواب نمی دهد، چرا که جامعه، باز هم نمایندگان جدیدش را در عرصه افکار عمومی معرفی خواهد کرد، فلذا برای مدیران جامعه بهتر است که از همان اول به خبرنگار پاسخگو باشند و او را دور نزنند.

داستان مدیر با خبرنگاران، داستان پادشاهی را می ماند که در قبال تلفات و تبعات تلخ ناشی از مدیریتش، ظرفیت شنیدن یک آخ را هم از جانب رعایا نداشت و این کمال بی انصافی است که مدیران در قبال این همه نارسائی های ناشی از کم کاری ها و مدیریت های ناکارآمد خویش، انتظار یک نقد و یا یک خبر نه چندان همراه را نداشته باشند و همواره بخواهند که رسانه ها، آکنده از تعاریف از مدیرانی باشند که انصافاً مستحق تمجید نیستند و انتقادات رسانه ای برای آنها در حکم همان داروهای تلخ مزه ای هستند که قابلیت شفابخشی دارند و گریز برخی مدیران از این انتقادات تیز اما نجاتبخش، شبیه طنز گریز بیماران از داروهای تلخ اما شفابخش است!

چگونه می توان در قبال این همه کاستی ها مثل مرکب سرکش و رم کرده غیر قابل مهار بیکاری جوانان مازندرانی، گرانیهای افسارگسیخته غیرسراسری در مازندران، گذر مازندران از خط قرمز اعتیاد, مقام چهارمی مازندران در آمار کشوری طلاق, سرقت های خودروها و منازل و مغازه ها و اموال، تکدی گری ها، هنجارشکنی های خیابانی و ساحلی، نارضایتی آفرینی های اجتماعی، سوءمدیریتهای اداری، وخامت اوضاع کشاورزی و گردشگری و صنعت و محیط زیست و امور رفاهی شهری و غیره و نیز تبعیض ها و رانت ها و ارتشاءها و اختلاس ها و سهم خواهی ها و زورگیری ها و باج طلبی ها و غیره، در کسوت و حرفه خبرنگاری و در جبهه رسانه ای، همواره و همچنان زبان تکریم و تملق از ناکارآمدها و کم کارها داشت؟!

به هرحال نباید تلاش کرد تا استقلال حرفه خبرنگاری آسیب ببیند و بنده معتقدم سقف حضور خبرنگار در سیستم مدیریت تا اتاق فکر و هم اندیشی است و بیش از این باعث خدشه در حرفه خبرنگاری خواهد بود و مدیران هم بدانند که با جذب موردی خبرنگاران، موقعیت همان خبرنگار خاص در نزد سایر همکاران تنزل می یابد و بهترین راه، اعمال سیاستهای حمایتی عام از خبرنگاران و کاهش محدودیتها و افزایش دسترسیهاست!

خبرنگاری که در برابر زر و زور و تزویر سر خم نمی کند، از تهدید نمی هراسد، از محکومیت در دادگاه استقبال می کند، محدودیتها و محرومیتهای زیادی را تحمل می کند، آنوقت همین خبرنگار، در برابر دو گزینه همواره انعطاف پذیر و تسلیم است و هرگز مقاومت غیرمعقول از خود نشان نخواهد داد که این دو مولفه، یکی قانون و دیگری وجدان کاری اوست که برگرفته از عقاید، عواطف، انصاف و احساسی است که در او تولید می شود.

آقایان محترم با خبرنگاران به تیزی سخن مگوئید و بقول استاد فخرالدینی اگر هم می خواهد سر هنرمندی بریده شود، بهتر است که با پنبه بریده شود، چرا که پژواک قلم خبرنگار، غریو فریاد و اعتراض جامعه است و در اصل می توان گفت کسی که در برابر خبرنگار قرار می گیرد، به افکار عمومی به مقابله برخاسته و طبعاً نمی تواند خوش فرجام باشد!

خبرنگاران هم باید بدانند که شاید برخی خبرها را بتوان خام به افکار عمومی تحویل داد، اما غالب خبرها را باید پخت و آنها را روی سفره افکار عمومی چید و از این نظر، خبرنگار مثل یک کدبانوست که در مطبخ رسانه، موظف به پرورش خبر است تا ذائقه عمومی دچار اشمئزاز نشود و خبر باید با چاشنی های متنوع آنگونه به افکار عمومی منتقل شود که نه ترش, نه تلخ و نه شور باشد!

خبرنگار مثل داور یک بازی ورزشی که موظف به حفظ حرمت بازیکنان و مربیان و سایرکادرهاست، تنها و تنها موظف به ارزیابی رفتارهاست و یا همانند پلیس های راهنمایی، اگر هم بخواهد تنبیهی را در دستور کار خود قرار دهد، یقیناً مجاز به تنبیه رفتارهاست و هرگز حق ندارد که شخصیت مدیری را نقد کرده و یا بار اهانتی به متن خبر بیفزاید و اینجاست که خبرنگار از یکسو حق بزرگنمایی و سیاه نمایی ندارد و از سوئی در قبال زیبا نمایی کاذب مدیران قد علم کرده و قلم می زند و حیثیت رسانه، مرهون همین نقش آفرینی رسالت مدار اوست!

خبرنگاران، کارمندان تحت امر مدیران نیستند که مثل گل آفتاب گردان، حول محور خواسته های آنان بگردند و طوافشان کنند، خبرنگاران اگر چه بلحاظ مالی و معیشتی مثل همه اقشار جامعه آسیب پذیر و نیازمندند، اما روبه مزاجی نکرده و هرگز تن به خبرفروشی نمی دهند و در همینجا لازم است به مدیران ارشد جامعه تاکید شود که بایستی نیازهای طبیعی خبرنگاران را در حد متعارف تامین کنند تا خبرنگاران، خدای ناکرده مطمع طمع برخی از آقایان قرار نگیرند.

بعضی از مدیران، خبرنگاران را همواره در کمین خود تلقی می کنند که کارشان فقط مچ گیری است، در حالیکه اینگونه نیست، چرا که خبرنگاران هم در کمین مدیران کم کار و ناکارآمدند و هم تامین امنیت شغلی مدیران کارآمد و موفق با آنهاست و بارها و بارها هم نشان داده اند که نه همیشه مخالف و نه همیشه موافق مدیران اند، بلکه عملکرد به عملکرد، مدیران را تا انتهای مهلت مدیریتی شان، مشایعت و همراهی کرده و همواره هم دوسویه عمل می کنند!

خبرنگاران همانند شاهین ها بایستی بلندپرواز و خوش سلیقه باشند و از پردازش اخباری که اهمیت چندانی برای جامعه ندارند، بپرهیزند و همواره اولویت های منافع مردم و مصالح جامعه را در گزینش ها و پردازش های خبری لحاظ کرده تا به اخبار دم دستی و بی تاثیر عادت نکنند!

خبرنگاران بایستی علاوه بر خبرگیری و خبریابی، خبرآفرین نیز باشند و اصطلاحاً مثل بازیکنی که از توپ مرده، گل می سازد، خبرنگار هم باید بداند که در حوزه خبر باید غواص بود و مروارید خبر را در اعماق اقیانوس ها و گنج اطلاعات را در ویرانه ها جست، یعنی اینکه خبرنگار باید به خود زحمت تحقیق و تفحص هم داده و از آماده خوری های مطلق در مصاحبه های مطبوعاتی مدیران و یا همکاری های روابط عمومی ها که بعضاً با واقعیات تطبیق هم ندارند، بپرهیزد و به معنای واقعی کلمه، یک خبرنگار و مکتشف خبر باشد و بطور مثال می توان با غور و غواصی، برای یک منطقه روستایی هم فرح آبادنیوز ساخت و گردش استاندارد خبری را هم در آن به نمایش گذاشت!

در پایان ضمن تشکر از میزبانان که با اهتمام بالا، به تجلیل از خبرنگاران پرداخته اند، از همه کسانی که اوقات شریفشان تصدیع گردید, پوزش طلبیده و امتنان بعمل می آید.