به بهانه برخی تحرکات اخیر

تهاجم به اعتقاد و اقتصاد، دو هدف عمده جنگ نرم جبهه الحاد!

فوران شبهه های اعتقادی و هیجان هجمه های اقتصادی از بدو پیدایش جنگ نرم و ترجیحاً از زمان انتشار مقاله معروف جوزف نای تئوریسین معروف امریکایی که در اولین مقاله، نسخه شوروی سابق را پیچید و با هزینه های پشتیبانی کننده دولت امریکا، طومارش را هم در هم پیچید و در دومین مقاله، ایران را هدف قرار داد، دارای اولویت قطعی و مستمر بوده و در قالب های متنوع متجلی می شوند.

در تهاجم به اعتقاد، ما با عناوین " تهاحم فرهنگی، غارت فرهنگی، شبیخون فرهنگی، نبرد فرهنگی، ناتوی فرهنگی، انقلاب نرم، انقلاب رنگی، انقلاب نارنجی، انقلاب مخملین، سونامی فرهنگی و غیره" آشنایی کاملی داشته و بارها و بارها از زبان مبارک رهبر فرزانه انقلاب، تفسیر و تحلیل آنها را شنیده و جلوه های متنوع انها را نیز دیده ایم!

و اما در تهاجم به اقتصاد با یک پیشینه سی و سه ساله یعنی از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تا کنون و ترجیحاً از زمان تسخیر لانه جاسوسی امریکا در تهران، باز هم با عناوینی همچون" تحریم اقتصادی، تحریم تجاری، تحریم نفتی، تحریم بانکی، تحریم گمرگی، تحریم بیمه ای، تحریم سوختی، تحریم علمی، تحریم فناوری، تحریم صنعتی و سایر تحریم ها" کاملاً آشنائیم و تاوان استقلال خواهی خود را نیز مستمراً پرداخته ایم!

اما یک قاعده قابل قبول در دنیا که به یک قانون نانوشته نیز مبدل شده است، اینطور به ما می فهماند که ذوالفنونان عرصه های تبلیغاتی در قالب جنگ نرم، همواره ذهنیت ها را از عینیت ها پر ابهت تر طراحی و تبلیغ می کنند، تا جائیکه گاهی انسانها در مرحله ذهنیت پردازی، راحت تر تسلیم اراده جوسالاران و هیاهو کنندگان شده و به خواست آنها تن در داده اند، در حالیکه در مرحله عینیت بخشی، آنچنان مقاومت و مقابله و مبارزه ای از خود بیادگار گذاشته اند که تاریخ از آنها بعنوان حماسه های ماندگار یاد می کند. 

طراحان جنگ نرم می گویند که ما تا ۹۹٪ به نتیجه گیری و پیروزی در جنگ نرم و مقوله های مشابه آن یعنی جنگ روانی، جنگ تبلیغاتی، عملیات روانی، جنگ سرد، نبرد رسانه ای، مصاف دیپلماسی و کلاً در عرصه تهدیدها و تخریب ها چشم می دوزیم و تنها به ۱٪ احتمال عملیات نظامی و جنگ سخت تن در می دهیم!

از این رو در مطالب روانشناسی بین موضوعاتی همچون، ناامنی واقعی و ناامنی روانی و یا همان احساس ناامنی تمایز قائل شده و طبق همین قاعده بر این اعتقادند که گاهی اوقات، انسان حتی در اوج امنیت نیز احساس ناامنی کند و بالعکس در ناامن ترین ترین منطقه، شدیداً احساس امنیت و آرامش می کند و کافی است که چینش ذهنی ما متاثر از عناصری شود که تولیدکننده یک توهم و یا رفع کننده آن باشد.

از این لحاظ اگر چه وابستگی های جسمی اهالی اعتیاد به موادمخدر خیلی زودتر از هر زمان متصوره به پایان می رسد، اما آنچه که بزودی پایان نمی پذیرد و اتفاقاً زمینه های لازم را برای بازگشت مجدد ترک کرده ها به وادی مصرف فراهم می آورد، همین وابستگی روانی است که کاملاً مجزا و مبرای از نیازهای جسمی، احساس نیاز کاذب را در آنها فراگیر و اپیدمی می سازد.

در همین راستا می توان به احساس ناامنی برخی ترسوها و افراد تحت تاثیر شبکه های ماهواره ای در زمان دفاع مقدس در شهرهای کاملاً امن اشاره کرد که پیوسته جوسازی کرده و در تکاپوی خروج از کشور و پناهندگی به غرب و فرار از وطنی بوده اند که ادعای علاقه به آن را داشته اند و همزمان با آنها عده ای در شهرهای مرزی و حتی خطوط مقدم جبهه ها در اوج ناامنی و شلیک سلاحها و بمباران ها و موشک بارانها و عملیاتها و میادین مین و غیره، ذره ای دلشان نمی لرزید و حتی از مرخصی های جنگی خود هم استفاده نکرده و بعبارتی در جبهه ها زندگی می کردند و ذره ذره از خاک جبهه ها را قطعه ای از خاک بهشت دانسته و مومنانه به آن عشق می ورزیدند و آن را مامن خود می پنداشتند!

حالا هم همانطور است و کسی تردید ندارد که واقعیت جامعه اقتصادی ما دچار چالش های ناشی از سیاست های تحریم همه جانبه اقتصادی نظام سلطه جهانی است و اقتصاد ملی ما نمی تواند متاثر از اقتصاد جهانی و مبادلات بین المللی نباشد، اما واکنش های افراطی و روند روانی تصاعد قیمت ارز و کالاها، بزرگنمایی و سیاه نمایی دلالان و سودجویانی است که این روزها نقش ستون پنجم و یا حتی سرباز ارتش امریکا را در جبهه های اقتصادی ما بازی می کنند!

چرا که تصاعد لحظه ای قیمت ارز و کالا با هیچیک از واقعیتها و ظرفیتهای اقتصادی جامعه ما همخوانی نداشته و تردید نباید کرد که سهواً یا عمداً می تواند گامی در راستای تحقق اهداف شومی باشد که اوباما در سخنرانی اخیرش در مجمع عمومی سازمان ملل، ضمن مهلت خواهی از مخالفان ایران و دعوت آنها به صبر و شکیبایی، از حربه تحریم های همه جانبه اقتصادی، بعنوان براندازی نرم نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران یاد کرده است!

بازارگرمی دلالان و صرافان در عرصه اقتصاد ملی و ترویج سیاست نخ نماشده اما بحران آفرین " از خود خریدن و به خود فروختن" ایجاد قیمت های کاذب و مقابله با سیاستهای پولی و ارزی بانک مرکزی و سوق دادن پولهای قلمبه بخش خصوصی از تولید به بخشهای غیرمفید و تشدید سرگردانی اقتصادی جامعه که نهایتاً منجر به تنگی و سختی معیشت مردم شده و قیمتها فراتر از آستانه تحمل مردم بالا رفته و می توان گفت که به آستانه دردناکی هم رسیده و ما در تهدید فریادهای به تنگ آمده ها در اقشار آسیب پذیر جامعه ایم، دقیقاً و یقیناً مصداق بارز همان جنگ نرم علیه اقتصاد ماست که متاسفانه بسیار بسیار فراتر از واقعیات موجود در حال جلوه گری و آشوب آفرینی است!

ساده لوحی و فقدان بصیرت سیاسی بخشی از اصناف در اعتراض به شرایط موجود، شبیه به این است که ما در ایام جنگ سخت شاهد اعتراض اهالی شهرهای جنگ زده علیه نظامی باشیم که کشورش مورد تجاوز دشمن واقع شده و تمامیت توان نظامی خود را مصروف مقابله با تهاجم به مراتب گسترده دشمن نموده و برخلاف انتظار یاری خودی ها، شاهد اعتراض آنها نیز باشد و وضعیت واضح امروز ما نیز اینگونه است، زیرا در حالیکه اقتصاد ما مورد تجاوز و تهاجم همه جانبه دشمن است و رهبر معظم انقلاب تنها راه گذر از این شرایط سخت را اعمال سیاست های تدوین شده"اقتصاد مقاومتی" دانسته اند، و انتظار همراهی همه اهالی جنگ زده اقتصادی متصور است، آن وقت عده ای خودخواهانه و ننرمآبانه پای به میادین اعتراض نهاده و زمینه ساز ورود و سوءاستفاده های خونین و آتشین و تخریب گرانه آشوبگرانی باشند که از طریق آموزشهای مستقیم و یا سربازگیری در شبکه های اجتماعی اینترنتی و ماهواره ای، قطعات پازل دشمنان ما را چیده و برای نظام سلطه به قلب مردم ما و نظام ما شلیک می کنند!

سئوال اساسی اینجاست که برای دشمن چه فرقی می کند که در طراحی فتنه های داخلی از چه عنوانی استفاه کند؟! از این روی روزی به فتنه های دانشگاهی در ۱۸ تیر ۷۸ متوسل می شود، روزی دیگر به فتنه های انتخاباتی ۸۸ می پردازد، امروز هم به فتنه های اقتصادی مشغول است و شاید فردا روزی هم تهاجم های فرهنگی خود را به فتنه های فرهنگی مبدل کند، آنچه که برای دشمن مهم است، ایجاد فتنه ها و آشوب ها و به صحنه کشاندن آشوبگران برای تشویق مردم در ورود به مراسم براندازی نظامی است که با پشتوانه آنها پدید آمده، استمرار یافته و در آتیه نیز با همین پشتوانه مقتدر باقی می ماند، نظامی که با صدور انقلاب، اسلام ناب و فرهنگ امام راحل و رهبری معظم، مبدع مقاومت اسلامی، انتفاضه اسلامی، حاکمیت دینی و نهایتاً بیداری اسلامی بوده و رهبری ملل بیدار جهان اسلام نیز با این نظام ولایی و رهبری فرزانه آن است!

اینجاست که ما اصرار داریم جنگ نظام سلطه با ما پایان ناپذیر است و ما باید شناسای تنوع جنگها و تعدد جبهه هایی باشیم که استکبار جهانی و صهیونیسم بین الملل طراحی کرده و گاهی هم برای فریب افکار عمومی با متحدین خود و یا در میان خود به جنگ زرگری پرداخته و متاسفانه برخی از ساده لوحان جامعه و بی بصیرتها را سیاه می کنند و اینگونه جلوه می دهند که مثلاً می توان با بخشی از حاکمیت نظام سلطه تفاهم داشت و به آنها اعتماد کرد!

از این لحاظ از همه اقشار جامعه و بویژه از اساتید محترم دانشگاهها و دانشجویان عزیز که رهبر معظم انقلاب، فرماندهی و افسری جنگ نرم را بعهده آنها سپرده است، انتظار می رود تا با هوشیاری هر چه تمامتر به هوشیارسازی افکار عمومی پرداخته و نگذارند که نظام سلطه در این جبهه از جامعه ما تلفات و انتقام بگیرد و تنها راهش این است که با فرونشاندن غبارها و التهابات این فتنه اقتصادی، دست اندرکاران اقتصادی جامعه را با ارائه مساعدتها و راهکارهای مربوط به اقتصاد مقاومتی یاری رسانده و افکار عمومی را نیز مهیای اصلاح الگوی مصرف بر مبنای اولویت گذاری مصرف کالاهای تولید ایرانی در راستای حمایت از کار و سرمایه ایرانی نمائیم.

در پایان تاکید می گردد که تهاجم دشمن همواره با مقاومت ما در هم می شکند و این حربه های استراتژیک تهاجمی دشمن که یکی پس از دیگری در مقابله با ما خنثی می شوند، در درازمدت دشمن را در برابر اراده های ملت ما تسلیم خواهد کرد و آنها مجبورند که واقعیت بزرگ جمهوری اسلامی را بپذیرند و شروط به نتیجه رسیدن این مقاومتها و مقابله ها این است که اولاً مسئولین تلاش خود را برای بازگرداندن قیمت ها به نرخهای گذشته مضاعف کنند، ثانیاً مردم، فراتر از واقعیتها، کمر خم نکنند و ثالثاً دلالان، آتش بیاران معرکه نشوند و رابعاً هیچیک از مسئولان نیز داعیه مذاکره و رابطه زودهنگام با امریکا را در سر نپرورانده و زمزمه نکنند و با القاء نامیدی در اذهان عمومب مبنی بر اینکه هیچ زاهی جز تسلیم شدن و قبول رابطه غیربرابر و ظالمانه با امریکا وجود ندارد، موجبات امیدواری مضاعف دشمن را فراهم نکنند و ما باید به خود بقبولانیم که نه حق عقب افتادن و نه حق جلوزدن و سبقت از ولی امر مسلمین را نداریم و باید تبعیت ولایی را تمرین کنیم.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱۳/۷/۹۱