عطش!
عطش!
مرثیه ای در رثای حضرت علی اصغر(ع)

آتشم می زند اصغرم، اصغرم
ــــــــــــ
العطش می رسد از حرم، از حرم
ـــــــــــــ
ساقی من، ابوالفضل، علمدارـ علمدار، بیا دل شکسته، حسینت، وفادارـ وفادار، بیا
قحط آب است، تو سقا، فداکارـ فداکار، بیا بهر یاری، شتابان، به دیدارـ به دیدار، بیا
وای اگر جان دهد در برم، در برم
ــــــــــــ
شیرخواره، ندارد، تب و تاب ـ تب و تاب، اخی بی قرار است، ندارد، دگر خواب ـ دگر خواب، اخی
تشنه کام است، ندارد، به لب آب ـ به لب آب، اخی چون زبانی، ندارد، تو بشتاب ـ تو بشتاب، اخی
دل ز من می برد دلبرم، دلبرم
ــــــــــــ
خیمه گریان، عطشناک، پریشان ـ پریشان، شده کودک من، چه غمناک، چه نالان ـ چه نالان، شده
دشمن من، چه بی باک، به میدان ـ به میدان، شده کینه جویی، خطرناک، به طفلان- به طفلان، شده
دل هراسان شود هر قدم، هر قدم
ــــــــــــ
قحطی آب، برادر، نفس گیرـ نفس گیر، شده کربلایم، دلاور، چه دلگیرـ چه دلگیر، شده
اشک چشمم، سراسر، چو زنجیرـ چو زنجیر، شده صادق از غم، مکرر، زمین گیرـ زمین گیر، شده
شال غم می رود بر سرم، بر سرم
صادقعلی رنجبر
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.