آفتاب و ماه
آفتاب و ماه
زینب از حرم، می کند نگاه می رود حسین، سوی قتلگاه
ـــــــــــــ
وای از این وداع، زین غم سیاه می رود حسین، سوی قتلگاه
ـــــــــــــ
خون فشاند از، دیده خواهرش این وداع کجا، گشته باورش
جان همی رود، از برابرش چون کند نگه، بر برادرش
از چه شد اخی، شاه کم سپاه می رود حسین، سوی قتلگاه
_______
حزن بلبل از، رفتن گل است با خبر گل از، مرگ بلبل است
بین وصل و فصل، پر تقابل است گر که خواهری، بی تحمل است
پر شده دل از، ناله ها و آه می رود حسین، سوی قتلگاه
ـــــــــــــ
راز فتنه را، پرسد از همه از چه شد غریب، یابن فاطمه
از چه قامتش، گشته قائمه از چه کوفه شد، پر ز واهمه
خائنانه کرد، کوفه اشتباه می رود حسین، سوی قتلگاه
ـــــــــــــ
همچو مادرش، خون جگر شده ناله های او، جلوه گر شده
عاشقانه بی، بال و پر شده تا ابد ولی، پر ثمر شده
گفته صادق از، آفتاب و ماه می رود حسین، سوی قتلگاه
_____
روزگار ما، می شود تباه می رود حسین، سوی قتلگاه
صادقعلی رنجبر
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.