ابوفاضل
ابوفاضل

اخی اخی یا ابو فاضل
ـــــــــــــ
عطش شده به حرم قاتل
ـــــــــــــــــ
ششماهه من،علی اصغر افتاده ز پا،از عطش آخر دیدم که شده،غنچه پرپر بی تاب و رمق، فتاده در بر
آبی به حرم، نمانده دیگر طفلان همه تشنه اند و مضطر قلبم بشکسته ای برادر دریاب مرا، ای یل سنگر
به علقمه رو نما عاجل
ـــــــــــــ
آتش ز عطش،زبانه دارد بس مقصدِ،ظالمانه دارد رنگی ز غمِ، زمانه دارد از کینه به دل، بهانه دارد
قومی که به کف،کمانه دارد از غیض و غضب،ترانه دارد طفلان مرا، نشانه دارد در خیمه گه، آشیانه دارد
به بحر غم تو شدی ساحل
ـــــــــــــ
از تشنگیِ، دخترکانم سوزد بخدا، قلب و نهانم آتش زده این غصه بجانم برد از کف من، صبر و توانم
از العطشِ، تشنه لبانم ساقی بخدا، دل نگرانم بی تاب تر از، آب روانم یاری بنما، به کودکانم
کوفه چرا شد چنین غافل
ـــــــــــــ
طفلان حرم،ز ظلم اعدا/لب تشنه همه،در لب دریا/زخمی شده دل،از این تماشا/برخیز و نما رهی تو پیدا
با مشک تهی،در کف سقا نومید نگردد،دل شیدا از علقمه کن آب مهیا دارم ز تو این،گونه تمنّا
ناله نما صادقا از دل
صادقعلی رنجبر
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.