قصه حسین(ع) و زینب(س)
قصه حسین(ع) و زینب(س)
![]()
قصه ای اومد بیادم، که به دل بسی ثقیلِ قصه ی دل بدلی نیست، که اصیل ترین اصیلِ
قصه ی نور علی نور، قصه ی ناصر و منصور قصه ی آتش مستور، که گلستانِ خلیلِ
قصه ی گریه یعقوب، سینه صبور ایوب قصه ی مسیح مصلوب، قصه ی موسی و نیلِ
قصه ی کعبه ثانی، قصه ی عرش معانی قصه ی گنج نهانی، که سراسرش جمیلِ
قصه ی ذبح و مناءِ، قصه ی ذوب و فناءِ قصه ی بیت و بناءِ، که به عالمی قلیلِ
قصه ی رجم شیاطین، قصه عروج خونین قصه ی تقصیر و تمکین، قصه ی تیغ و قتیلِ
قصه ی یه قبله گاهِ، حرمت یه قتلگاهِ قصه ی ناله و آهِ، امر خالق جلیلِ
قصه ی زبان حالِ، زینبِ شکسته بالِ قصه ام یه قیل و قالِ، نقل قول و قال و قیلِ
قصه ی خیمه عالی، که شده خلوت و خالی قصه ی غربت والی، بیوفایی رو دلیلِ
قصه ام قصه نابِ، قصه ی زمزم و آبِ قصه ی لب کبابِ، قصه ی یه اسمعیلِ
قصه ی ناله و اشکِ، قصه ی ساقی و مشکِ قصه ی حسرت و رشکِ، قصه ی طفل علیلِ
قصه ی ظلم زمونه، قصه ی هزار بهونه قصه ی دلی که خونه، که به اشک خود غسیلِ
قصه ام شده قصیده، غزلی بخون تپیده قصه ای بلا کشیده، که ستمگرش ذلیلِ
قصه ام ناله نی شد، قصه ی دستی که پی شد قصه ام به گریه طی شد، گریه از نی و نخیلِ
قصه ام بر سر نی هاست، قصه ام رها به صحراست قصه ی هاجر تنهاست، که بدنبال خلیلِ
قصه ی غصه فشانی، نیزه و سنگ پرانی قصه ی هاجر ثانی، که اسیر بی بدیلِ
قصه ی بود و نبودِ، که خدا از او ستودِ قصه ی طفل کبودِ، که دل آرا و شکیلِ
قصه ی گریه مغروق، قصه ی عاشق و معشوق قصه ی رازق و مرزوق، قصه ی کوچِ و رحیلِ
قصه ام چه ناتمامِ، قصه ی کوفه و شامِ قصه ی ختم کلامِ، "صادقا" از این قبیلِ
صادقعلی رنجبر
16/9/91
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.