باز هم ما را بخوانید، چون منافع شخصی نداریم! 

حرفهای بی ربط و مصادیق غیبت!!

در دنیای سیاست، گاهی اتفاق می افتد که انسان با ادبیات وارونه به درون واقعیاتی ورود کند که یا واژه ها را تحریف می کنند و یا محتواها، تفسیر به رای و مصادره به مطلوب می شوند و بطور مثال کلمه استعمار به معنای عمران و آباد کردن است که در عمل به تخریب و نابودی کشورهای مستعمره و تامین منافع کشورهای استعمارگر منجر می گردید و یا مثال دیگر واژه هایی مثل آزادی و حقوق بشر و غیره است که که امروزه محتواهای خودخواسته در قالب این واژه ها تعبیه کرده و تا هر اندازه که ممکن است از آن سوء استفاده می کنند!

این روزها گاهی اوقات، منتقدانی از سر دلسوزی به مغزشان فشار می آوردند تا در راستای ایفای رسالتی که متوجه قلم و زبان آنهاست، در قالب تحلیلهایی به نقد و بررسی عملکردهای مدیران اجرائی پرداخته و برخی از اقدامات پربازتاب آنها را عالمانه و دلسوزانه نقد کنند و گمان آنها بر این است که با این تحلیلها، روشنگری کرده و چراغی را در مسیر حرکت آقایان روشن و نقاط کور را واضح می سازند و البته نه اینکه منتظر تشکر کسی باشند، اما توقع دریافت احساسات خصمانه و تهاجمی را هم نداشته و باورشان نمی شود که برخی مدیران و بویژه مدیران ارشد در موضعگیری های عصبی، نه تنها اقبالی به این نقدها نشان نمی د هند و به اقدامات اصلاحی نیاندیشیده و مبادرت نمی ورزند، بلکه با حالتی پرخاشگرانه و به بهانه اینکه منتقدان، فاقد اطلاعات پشت صحنه اند، با یک جمله تخریبی، همه این زحمتها را هدر داده و آنها را "حرفهای بی ربط" تلقی کرده و تازه مجتهدانه مدعی شوند که "این نقدها از مصادیق غیبت بوده و باید منتظر عقوبت های الهی نیز باشند!" و همه اینها در حالی است که در جلسات تودیع و معارفه خودشان از جمله در ساری نیز تناقض گویی های انجام می شود که موید نگاه ماست!

جالب اینجاست که آقایان در راستای قواعد پذیرفته شده جهانی، همواره رسانه ها را رکن چهارم دمکراسی دانسته و به کلام ظاهر معتقدند که رسانه ها، مشاوران و حتی ولی نعمتان مدیران اجرائی اند که واسطه های انتقال و انعکاس افکار عمومی به مدیران اند و در جلسات گل و بلبلی، کلی از آنها تجلیل کرده و رابطه خود را با آنها حسنه نشان می دهند که البته غالباً هم این چنین است! 

حال باید از مدیران محترمی که مثلاً نسبت به منتقدان جابجایی های نابجای این روزهای مدیران اجرائی، نگاههای منتقدانه ای داشتند، پرسیده شود که کدام گزینه از سئوالات ذیل از مصادیق حرفهای بی ربط و غیبت پشت سر مومن بوده اند که آقایان اینچنین برآشفته شده اند؟!:

۱-تاکید بر ثبات در مدیریت به ویژه مدیریت اجرائی شهرستانها و ستادهای اجرائی استان

۲-تاکید بر حفظ آرامش در آستانه ورود به ایام بحران زای انتخابات ریاست جمهوری و شوراها

۳-تاکید بر استمرار استفاده موضوعی از تجربیات اجرائی و اطلاعات محیطی مدیران

۴-تاکید بر کوتاه بودن زمان آینده تا انتخابات و پایان عمر دولت دهم برای مدیران تازه منتصب

۵-تاکید بر توقف این جابجایی ها بدلایل مختلف از جمله فاصله درجه شهرها و درجه مدیریتی برخی ها

۶-تاکید بر توقف جابجائی های بی فایده عرضی در راستای مسئولیت ها و یا مدیران هم عرض

۷-تاکید بر عدم تعویض مدیران تابعه توسط مدیران تازه منتصب

۸-تاکید بر حفظ رضایتمندی عمومی جامعه

۹-تاکید بر دریافت بازتاب اقدامات مدیریتی

۱۰-تاکید بر عدم تعجیل در تعویض مدیران و پرهیز از انگیزه کشی در مدیران

۱۱-و موارد همراستای دیگر

کدام مورد از موارد ذکرشده بی ربط و یا غیبت است و راستی ما را چه شده است و چرا بخاطر تذکر، تشکر نمی شود، در حالیکه طبق فرهنگ قرآنی، تذکرها به نفع مومنان و دارای فواید ارزشمند و پایان ناپذیرند و معلوم نیست که چرا بجای تشکر، شاهد تعرض های گفتاری و رفتاری و سایر حرکات مربوط به زبان جسمانی مدیران، مثل کاهش تماسها، کاهش گرمی روابط گذشته و کاهش پیگیری های مورد مطالبه منتقدان دلسوز هستیم، تا جائیکه به زبان بی زبانی، برخی خواهان چرب زبانی منتقدان اند؟! 

اما مدیران ارشد و غیر ارشد باید بدانند که ما در راستای رهنمودهای داهیانه امام راحل و رهبری معظم انقلاب، هرگز از نقد آگاهانه و دلسوزانه غقب نشینی نمی کنیم و معتقدیم که منتقد، همانند پزشک حاذقی است که اگر چه داروی تلخ به بیمار می خوراند، اما بخاطر شفابخشی آن قابل تقدیر است!

به هر حال ما از تک بیت های اشعار حکیمانه سعدی شیرازی تبعیت می کنیم که اندیشمندانه فرمود:

۱-چو می بینی که نابینا و چاه است  اگر خاموش بنشینی گناه است!

۲-من آنچه شرط بلاغ است با تو می گویم   تو خواه از سخنم پندگیر و خواه ملال!

در پایان از مدیران محترم انتظار می رود که بجای کلی گوئی و سخن گفتن از موضع قدرت و بکارگیری واژه های تخریبی نسبت به منتقدان که ولی نعمتان و مشاوران رسانه ای آنها هستند، مثبت اندیشانه یا پذیرای انتقادهای منطقی و آگاهانه باشند و یا در صورت اطمینان به صحت کاری که در حال انجام آنهایند، با اعتماد به نفس بالا به پاسخگوئی منتقدان پرداخته و در راستای تنویر افکار عمومی گام بردارند، تا در دوستانه ترین حالت، کسی احساس خصومت نکند.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۴/۱۱/۹۱