پیرپاسدار رشید اسلام، ابوالشهداء مرحوم حاج بزرگ نیاز آذری ملکوتی شد!

 

ابوی گرامی شهیدان افلاطون و رمضان نیاز آذری و ابوی حاج حسین نیاز آذری نماینده مردم شریف بابل، پاسدار بازنشسته، زاهد ساده زیست، خادم اهل بیت(ع)، فرهنگی بیداردل و نستوه، جوانمرد بی ریا و دردآشنای محرومان و مستمندان، یعنی مرحوم حاج بزرگ نیازآذری به ندای حضرت حق لبیک گفته و با دارفانی وداع نمود و ملکوتی شد.

حقیر که از سالهای بسیار دور و حداقل قریب به ۳۰ سال با این شخصیت خودساخته و محرومیت کشیده از نزدیک آشنا بوده و با ایشان رفیق و مانوس و اهل مراوده و سفره و گفتمان بوده ام، به اندازه صلاحیت و استحقاقم شهادت می دهم که ایشان، مومنانه ترین زندگی را در یک طول عمر نسبتاً طولانی با حضور مقلدانه در انقلاب و صحنه های حفظ نظام، خدمت خالصانه در سپاه پاسداران، جلوه عابدانه در مساجد و حسینیه ها و مراسم و محافل و نشستها، تقدیم دو شهید والامقام به پیشگاه امام راحل، تربیت دو فرزند جهادگر که یکی از آنها با جلب اعتماد افکار عمومی به نمایندگی از مردم شریف و شهیدپرور بابل و بندپی در مجلس نهم افتخار خدمت یافته، دو فرزند پاسدار و نیز فرزند برومند دیگری که در سنگر فرهنگی دانشگاه، حضور تاثیرگذار دارد،کلکسیونی از افتخارات ماندگار را بیادگار گذاشته و ما را در حسرت فقدان خویش متاثر و عزادار کرده است.

ایشان که از پاسداران ولایی سپاه بابل بوده، به اندازه سر سوزنی از خط ناب ولایت مطلقه فقیه تخطی نورزیده و از راه راست اسلام ناب محمدی منحرف نشده و مقتدرانه و معتقدانه به ندای ولی امر مسلمین لبیک گفته و سند صداقت تفکر ولائی اش را نیز با تقدیم دو شهید والامقام، به افکار عمومی ارائه کرده تا نشان دهد که او بیش از آنکه اهل حرف باشد، اهل عمل بود.

این پیر برنادل، محبوب القلوب جوانانی بود که به راحتی با آنها مانوس می شد و آنها را تحت حمایت خویش قرار می داد و علاقه و محبتی بین آنها مبادله می گشت که بهیچوجه پایانی نداشت و من تصور می کردم که اگر چه او دو شهید به اسلام عزیز هدیه کرده، اما خداوند تبارک و تعالی به قلب پر مهری عطاکرده که حلا دهها و صدها رعناقامت دیگر به اعطاء شده است.

حضور پیوسته ایشان در مراسم و مناسبتهای مذهبی و انقلابی و پیوستگی حضور در نمازهای جمعه و مخصوصاً در نمازهای جماعت یومیه یعنی ظهر و عصر و مغرب و عشاء و گاهی هم صبحها در مسجد گلشن و طی کردن پیاده این مسیر چندکیلومتری از کتی تا گلشن که هر روز اتفاق می افتاد، نشان از اراده و ایمانی داشت که او از جوانی اندوخته بود و در سنین بالا هم در قالب ها و جلوه های مختلف و متنوع به نمایش می گذاشت.

بزرگمردی که با همه خدماتش و با همه زحماتش، هرگز از انقلاب و نظام طلبکار نبود و انصافاً من هرگز ندیدم که مسیر زندگی اش به بنیاد شهید و مطالبات و سهمیه های بنیادی منتهی شود و اهل این حرفها هم نبود و واقعاً در همه کارها با خدا معامله می کرد و دلش در پی ذخارف دنیا نبود و زندگی ساده اش، گواه بارز همه این صفاتی است که امروز در باره او به نگارش در می آید.

جالب ترین نکته زندگی اش، بزرگواری اخلاقی و ایمانی و ظرفیت بالای اعتقادی اش بود، طوری که از آن روزهای جوانی که در روزگار بی سوادی های غالب، او معلمی توانا و زحمتکش در روستاهای زادگاهی و حومه بوده و حق الزحمه می گرفته، تا روزهایی که پاسدار بوده و نیز روزهایی که فرزند برومندش حاج حسین فرماندار و مدیرکل و هم اکنون هم نماینده شهرستان بابل در مجلس شورای اسلامی شده، هیچ تغییری در شخصیتش مشاهده نمی شد و با اینکه خواهرزاده بزرگوارش، دکتر کیومرث نیازآذری ریاست محترم دانشگاه آزاد اسلامی واحد ساری، یکی از اصلی ترین کانونها و ارکان موثر قدرت در استان و نیز بخشی از طیف های کشوری بوده و به ایشان هم شدیداً ارادت داشته و در خدمت ایشان بود، نه تنها خواهشی نکرده و خواسته ای نداشت، بلکه حتی یکبار کسی او را مدعی هم ندیده است.

اخیراٌ که بیمار شده بود و در بابل کلینیک بستری بود، با گذاشتن مطلب ارادتمندانه در وبلاگ متن متعلق به فرزند برومندش آقا ایرج، قصد عیادت از ایشان را داشتم که در وسط راه خبر دادند به تهران منتقل شده و دیدار میسر نشد و خوشبختانه توفیق دیدارش را در مراسم عروسی نوه عزیزشان آقا سجاد آقازاده فرزند برومندش حاج بهمن یافتم که چهره چروکیده و قامت تنیده اش، سفر زودهنگامش را در ذهنم متبادر می کرد و واقعاً باید اعتراف کنم که در طول این سالها، همواره دلم برای ندیدنش تنگ می شد و ملاقات ما در مراسم و مناسبتها، با تجلی احساسات دوسویه و گفتمانی صمیمانه، کاملاً دیدنی و دوست داشتنی بود.

خدایش رحمت کند که حیات و مماتش برکت بود و اینک با دلی آرام و امیدوار، به ملاقات ارحم الراحمینی شتافته است که عاشق و منتظر خوبانی چون اوست که با زندگی مذهبی و بی آلایش خویش، مروج صفا و صمیمیت الهی در پهن دشت جامعه بوده و مبلغان واقعی دین خدا در متن زندگی مردم اند.

نگارنده این مصیبت مولمه را به همسر مکرمه و ام الشهداء، فرزندان برومندش و بویژه به خواهرزاده ارجمندش جناب آقای دکتر کیومرث نیاز آذری و فرزند ارشدش جناب آقای حاج حسین نیاز آذری نماینده مردم شریف بابل و بندپی و سایر بازماندگان تسلیت گفته و از خداوند بزرگ برای آن شادروان خلدآشیان، مقام عالی و برای مصیبت زدگان صبر متعالی مسئلت می نمایم. 

یادش گرامی و نامش سربلند و راهش پررهرو و مرامش ماندگار باد.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۴/۱۱/۹۱