دهه مبارکه فجر را به دهه اتاق فکر انقلاب اسلامی تبدیل کنیم!
والفجر و لیالٍ عشر
فرصتی برای شبهه زدائی در ایام الله دهه مبارکه فجر

ضمن تبریک فرارسیدن ایام الله شکوهمند دهه مبارکه فجر و گرامیداشت یاد دل انگیز امام راحل و شهدای عزیز انقلاب اسلامی باید تاکید کرد که برگزاری مراسم شاد و جنگ ها و جشن های گرامیداشت بزرگترین پیروزی یک ملت بزرگ، هرگز نباید از رسالت های بزرگی که همچنان بر دوش یکایک مردم و مسئولان جامعه احساس می شود، غفلت ورزید و از فرصت استثنائی توجه ویژه مردم به این ایام، در راستای شبهه زدائی های تحمیلی از جانب رسانه های نظام سلطه جهانی و نیز گسترش مشارکت مردم در برنامه های مختلف نظام مقدس جمهوری اسلامی به اغماض گذشت.
انقلاب اسلامی و متعاقب آن جمهوری اسلامی ایران که همواره در معرض تهدیدهای تحمیلی و در حال گذر از بحران های تحمیلی است، نیازمند هوشمندی پیوسته آحاد مردم و مدیران و سایر تاثیرگذاران جامعه در قبال تنوع توطئه هایی است که گاهی خودی ها را نیز به مرز شبهه برده و در فتنه های مدرن و پرستیژهای شبه روشنفکری از آنها یک قربانی می سازد و اگر انسان از اندیشه ها و اعتقادات و دستاوردهای خود مراقبت فعال نکند، یقیناً در ورطه های سیاه نمایی گرفتار خواهد شد.
کسی تردید ندارد که نظام سلطه جهانی، همانگونه که ما آن را نمی خواهیم، او نیز ما را نمی خواهد و در فرایند این دافعه دوسویه، همواره باید نسبت به دشمن سوءظن داشت و هیچکس نباید از سر بی حوصله گی و یا ساده لوحی، آستانه تحمل خود را به صفر رسانده و اصطلاحاً بریده عمل کند و بخواهد مثلاً میان بر زده تا معضل کهنه ناسازگاری متقابل ما و نظام سلطه را حل کرده و طی آن رضایت بخش کوچکی از جامعه را بخود جلب کرده تا برایش هورا بکشند!
سالهای مدیدی است که دهها شبکه فارسی زبان اعم از ضدانقلابها و اجانب به همراه دهها حزب داخلی و خارج نشین برای تردیدافکنی در اذهان عمومی، آستین های همت را بالا زده و از هیچ تلاشی برای ایجاد فاصله بین مردم و نظام فروگذار نکرده و با برترین تاکتیکهای رسانه ای، خبرسازی، شایعه سازی و واقع نمایی، اقشار مختلف جامعه و مشخصاً جوانان و نسل سوم را هدف قرار داده تا با سوءاستفاده از فقدان آگاهی, به جذب آنها مبادرت ورزند.
عمده شبهاتی که نظام سلطه جهانی، رسانه ها و احزاب متبوع در باره ما منتشر می کنند عبارتند از:
1-جمهوریت با اسلامیت در یک نظام همخوانی ندارد و از این نظر جمهوری اسلامی نظامی غیرمدنی است.
2-اصل ولایت مطلقه فقیه با اصل دمکراسی منافات دارد.
3-نظام جمهوری اسلامی با آزادی زنان مخالف است.
4-نظام جمهوری اسلامی ناقض حقوق بشر است.
5-نظام جمهوری اسلامی از تروریستها حمایت می کند.
6-نظام جمهوری اسلامی با دولت قانونی اسرائیل مخالفت می کند.
7-نظام جمهوری اسلامی در چارچوب نظم نوین جهانی نمی گنجد.
8-نظام جمهوری اسلامی برای بهائیت و دراویش و سایر تشکلات استکبارساخته مشکل ایجاد می کند.
9-نظام جمهوری اسلامی محور شرارت جهانی و عامل تهدید و ناامنی منطقه خاورمیانه و خلیج فارس است.
10-نظام جمهوری اسلامی دنبال تکنولوژی ساخت سلاح هسته ای و سایر سلاحهای کشتار جمعی است.
11-نظام جمهوری اسلامی با آزادی عمل مردم از جمله آزادی بیان مخالف است.
12-نظام جمهوری اسلامی، نظامی غیر منطقی در دیپلماسی جهانی و عملاً یک نظام منزوی است.
13-نظام جمهوری اسلامی، نظامی غیرمردمی است.
14-نظام جمهوری اسلامی، نظامی ارتجاعی، بنیادگرا و کهنه گراست.
البته تردید نباید کرد که محور اتهامات غربی ها و سخنگویان بظاهر ایرانی آنها به اندازه ای زیاد است که نتوان در یک یا چند یادداشت به همه آنها اشاره کرده و یا تفصیلاً به آنها پرداخت.
اینجاست که دلسوزان انقلاب اسلامی اعم از مردم و مدیران و فرهیختگان باید به هر مناسبتی و در راس همه در ایام الله دهه فجر به میدان آمده و بدون هیچگونه تقیه و توریه ای به دفاع از ارمانها و مواضع نظام پرداخته و ضمن تنویر افکار عمومی، نظام سلطه را از نتیجه گیری در این رویکردها برای همیشه ناامید و منصرف نمود.
بطور مثال به همین نمونه های شبهات می توان بسیار منطقی و راحت و البته خلاصه و به سبک ذیل جواب داد تا با سلاح های شبهه زدائی در جنگ شبهه افکنی ها پیروز بیرون آمده و به آنها ثابت کنیم که منطق وحیانی نظام، کارآمدترین پدافند در برابر خنثی ترین آفندهای سیاه نمایی است.
1-اسلام از ابتدا بر مشارکت مردم در تاسیس حکومت اسلامی تاکید داشته و به همین خاطر همیشه قبل از تاسیس حکومت به ترویج اندیشه دینی و گسترش گرایش ایمانی مردم به دین الهی اهتمام نموده و تا زمانی که غالبیتی از مردم به دین الهی نگروند، هرگز حکومتی مبتنی بر اقلیت و آنارشیسمی تشکیل نداده و با تفکر کودتایی حاکم نمی شود و آنچه که در ایران اتفاق افتاده؛ بر اساس همه پرسی 12 فروردین 58 و با یک پشتوانه نرخ مشارکتی بیش از 98 درصد ایجاد شده و نام جمهوری نیز در ایران به اندازه نام اسلامی با مسماست، زیرا حکومت با اکثریت قاطع آرای مردم در یک همه پرسی فراگیر و با نگرش کاملاً اسلامی همین اکثریت تاسیس شده و از طرفی امام راحل تمام اصول و نهادهای مدنی را با اتکاء به آرای اکثریت مردم محقق کرده است.
2-اصل ولایت فقیه ترجمان همان اراده برتری است که در همه کشورهای صاحب دمکراسی نیز وجود عینی دارد و با توجه شرایطی که در انتخاب ولایت فقیه آورده شده، امکان مخالف بودن ولی فقیه با دمکراسی وجود ندارد و از طرفی اگر دمکراسی را به معنای مردمسالاری بگیریم، ولی فقیه مبتنی بر سیستم الکترا که حتی در امریکا برای سمت ریاست جمهوری اجرا می شود، برگزیده و تلالو اراده مردم است و مطلق بودن ولایت نیز برای اعمال قاطعیت و جلوگیری از انشقاق و چندگانگی های معمول در مناصب حکومتی است که هم در اوایل انقلاب و هم امروز، کاربرد اجرائی و صحت محتوایی اصرار امام و مصوبه خبرگان دوم قانون اساسی کاملاً محرز است.
3-نگاه امام راحل و نظام به زنان مسلمان، نگاه فاطمی و زهرایی است و زن در این نگاه، منشاء و مبداء معراجی شدن مرد است و شغل تربیتی او شغل الهی است و مشکل روی مخالفت با آزادی زنان نیست، بلکه مشکل مربوط به تعبیر نادرست غربی ها از آزادی زنان و اصرار بر مترادف دانستن بی بند و باری های اخلاقی با آزادی، سوء استفاده های جنسی و نیز مترسک سازی از زنان در محافل عمومی است که طبعاً با آموزه های همه ادیان الهی از جمله اسلام که زن را مظهر نجابت و تاثیرگذاری در جامعه می پندارند، متضاد است.
4-این نظام نه تنها ما ناقض حقوق بشر نیست، بلکه تنها نظامی است که بطور کامل حافظ حقوق بشر است، و مشکل غرب، در پیداکردن مصادیق بشر و بشریت است و از این رو آنها فقط اتباع غربی و صهیونیستی و احزاب همراه با خود را بشر می دانند و در این نگاه مابقی جهانیان ارزش دفاع ندارند و بوضوح منظور آنها از مخالفت ما با حقوق بشر، مبارزه قاطع ما با صهیونیستها، تروریستها و حتی قاچاقچیانی است که با آنها هماهنگ اند.
5-متاسفانه منظور آنها از تروریستها، تشکلاتی مانند حزب الله لبنان و حماس غزه و تشکلات اینگونه اند که با متجاوزین به کشورشان مبارزه می کنند و بکارگیری این واژه برای این عزیزان، سوءاستفاده از باورهای عمومی است و این اتهام برای ناظران سیاسی مستقل جهان، کاملاً مردود است.
6-دولت غصبی و جعلی اسرائیل، حتی با مصوبه سازمان ملل نیز هرگز قانونی نبوده و همواره یک مولود نامشروع است و گذشت زمان، این تولد را موجه نکرده و تا همیشه باید منتظر انتقام سخت آوارگان و مظلومانی باشد که دهها سال زیر یوغ این اشغالگران متحمل فشارهای روحی و جسمی و متقبل از دست دادن عزیزان خویش اند.
7-همه می دانند که نظم نوین جهانی، بلوک حکومتی و مرزبندی استکبار جهانی به رهبری مطلق امریکاست و این با فلسفه انقلاب اسلامی که از جمله برای برون رفت از چنین چارچوب ننگینی بوجود آمد، منافات کامل دارد و ما نمی توانیم از اصول انقلاب اسلامی عدول نکرده و در فرمول نظام سلطه جهانی حل شویم.
8-مشکل بهائیت، دروایش و سایرعرفانهای کاذب از جمله شیطان پرستی ما نیستیم، بلکه مشکل غرب ساختگی آنهاست و انگلیس و اسرائیل و امریکا، مثلث شوم رهبری تمام این گرایشهای کاذب را تشکیل می دهند و ما چگونه می توانیم نسبت به تحقق اهداف آنها در غالب جاذبه های کاذب و مفسده انگیز آنها بی تفاوت باشیم؟!
9-فرافکنی، مکانیسم دفاعی کودکانه ای است که متاسفانه سیاستمداران غربی برای فرار از فشار افکار عمومی و فریب آنها دائماً بکار برده و زیر چنین چتر آتشی، تهاجمات رسانه ای و حتی نظامی خود را طراحی می کنند و غالباً عناوینی را به دیگران نسبت می دهند که تنها خودشان مستحق آنهایند و همه اینها در حالی است که ایران بشدت طرفدار صلح منطقه ای است و غربی ها دائماً در حال اختلاف اندازی و تهدیدسازی اند.
10-جالب اینجاست در حالیکه امریکا تنها مجرم اتمی جهان است، بیشرمانه به هر کشوری اتهام بکارگیری سلاح هسته ای را نسبت می دهد! و ایران هسته ای، ساخته و پرداخته ذهن امریکا برای تحقق پروژه ایران هراسی است تا عملاً بتواند اجماع جهانی و منطقه ای را علیه ایران ایجاد کند.
11-آزادی بیان مورد نظر غربی ها، در اصل آزادی توطئه علیه حاکمیت تا مرز براندازی است و این حقیقت را ما هم در شرایط اوایل پیروزی انقلاب، هم در سالهای 68 پس از فوت امام راحل و هم در سال 78 و نیز در سال 88 به عینه دیده ایم و طبیعی است که هیچ کشوری به شقیقه خود شلیک نمی کند و ازادی مورد نظر ما آزادی مورد نظر اسلام و عقل و منطق است که این آزادی در کشور ما در بازترین فضای سیاسی جریان دارد.
12-اگر دیپلماسی جهانی ما ناکارآمد است و اگر ما در دنیا منزوی هستیم، چگونه است که میزبانی جنبش غیرمتعدها با ایران داده شده و در اجلاس اولیه اش شاهد آن استقبال گسترده بوده ایم و چگونه است که تمامی دعوتهای ما برای کنفرانسهای بیداری اسلامی و دهها کنفرانس جهانی با حضور غالب مدعوین انجام می پذیرد؟!
13-به ضرس قاطع و با استناد به همه پرسی و مشروعیت استقرار و نیز انتخابات و نرخ مشارکت بالای 60 درصد در طول 34 سال گذشته می توان گفت که مردمی ترین نظام حاکم در جهان، جمهوری اسلامی ایران است و الان هم ما تنها نظامی هستیم که اولاً به تمام فراخوانهای نظام از جمله 22 بهمن ماه، پاسخ های مردمی بسیار گسترده داده می شود و ثانیاً از مقامات نظام در سفرهای استانی به گسترده ترین شکل ممکن استقبال مردمی بعمل می آید و این مسئله نه تنها در دنیا دیده نمی شود، بلکه اتفاقات معکوسش، محتمل تر است.
14-اگر اسلام گرا بودن دلیل بر کهنه گرا بودن و یا بنیادگرا بودن است که این مسئله دراشکال ادیان الهی و یا مکاتب غیرالهی مبتلابه تمام دولتها و ملتهاست و بهتر است که بجای به رخ کشیدن زمان پیدایش دین که اسلام آخرین و کم عمرترین ادیان الهی است، به محتوا و ماهیت رهنمودها و مفاهیم اسلام پرداخت تا معلوم شود که اسلام مدرن ترین دین و ولایت فقیه مترفی ترین اصلی است که در تزهای حکومتی دنیا وجود دارد و دستاوردهای ناشی از برخورداری از این موهبت الهی، گواهی بر صحت ادعای ما در این برتربینی است.
فلذا در پایان تاکید می شود که ما این روزها باید هر مناسبتی را بر اساس رهنمودهای رهبری معظم که بر کرسی های آزاداندیش در دانشگاهها تاکید دارند، با کمک و میدان داری رسانه ها و فرهیختگان حوزوی و دانشگاهی، دهه مبارکه فجر را به اتاق فکر انقلاب اسلامی تبدیل کرده و به شبهه زدائی و ابهام زدائی از جامعه و افکار عمومی بپردازیم تا سکوت و یا کم تحرکی ما را دلیل بر نداشتن پاسخ منطقی و رد ادعاهای کاذب و فتنه گرانه آنها مپندارند و از طرفی راهپیمایی همیشه پرشکوه ۲۲ بهمن را امسال با حضوری پرشورتر از سالهای گذشته شاهد باشیم.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-12/11/91
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.