بایدها و نبایدهای اخلاقی در رسانه:
خلاصه سخنرانی ام در همایش رسانه و انقلاب اسلامی
آسیب شناسی اخلاقی در رسانه

عادت همیشگی ام این بود که از طرف شما اصحاب رسانه با مسئولین بالادست استانی و یا حتی کشوری درد دل کنم و مطالبات بحق شما را منعکس کرده و در راستای ایجاد تسهیلات بیشتر برای اهالی رسانه گامی بردارم و اما اینبار بجای مطالبات حقوق شما، قرار شد با خود شما و آن هم اخلاق حرفه ای در رسانه و بعبارتی آسیب شناسی اخلاقی در رسانه ها حرف بزنم که طبعاً با آنچه که در گذشته بین من و شما اتفاق می افتاد، می تواند متفاوت باشد و از این رو از تغییر لحن خودم و نیز از تعابیر خاصی که احتمالاً و یا الزاماً بکار خواهم برد، پیشاپیش عذرخواهی می کنم.
1-عدم برخورداری از مهارت حرفه ای
اولین موردی که زمینه های عملکرد نامطلوب و بداخلاقی های مرسوم را فراهم می آورد، فقدان مهارت حرفه ای در اشتغال رسانه ای و انجام فعالیتهای ظریف و حساس و حساسیت زاست.
کسانی که نمی دانند چه باید بکنند، غالباً بجای درست کردن ابرو، چشم ها را کور می کنند و اولین بداخلاقی و آسیب اخلاقی همین است که که عهده دار کاری شوی که از عهده اش برنمی آیی و یا در حد و اندازه های آن نیستی و این پذیرش مسئولیت در نگاه دینی ما نیز حرام است.
ترجیحاً پیشنهاد می شود که هیئت مدیره خانه مطبوعات، اقدام به برگزاری دوره های کاروزی و تخصصی فعالیتهای حرفه ای در رسانه نموده تا علاقه مندان با کاری که قرار است انجام دهند، آشنا شوند.
2-فقدان اشرافیت روی موضوعات مورد پردازش
یکی از برجسته ترین مصادیق بداخلاقی رسانه ای، پردازش به مسائلی است که از آن اطلاعات کافی و کاملی در دست نیست و طی آن فرد پردازنده با اطلاعات ناقص و یا یکسویه و کاملاً جزء نگرانه به سراغ موضوعاتی می رود که در صورت دریافت اطلاعات تکمیلی یا احساس و اظهار پشیمانی می کند، یا خود را جزم گرایانه مجاب به مقاومتی لجوجانه روی مواضع نادرست متخذه در رسانه می کند و این ظلمی مضاعف به مخاطبانی است که شاید هرگز وکیل مدافعی در این محکمه عمومی نداشته باشند.
4-تضییع حقوق افراد حقیقی و حقوقی
دین، قانون، عرف و سایر معیارهای اجتماعی در متن کار رسانه ای، معذوریاتی را فراهم می کنند که عدم رعایت مفاد آنها که به تضییع حقوق اجتماعی و حیثیت فردی و خانوادگی افراد و یا نهادهای حقوقی می انجامد، می تواند از مصادیق بارز بداخلاقی رسانه ای و طبعاً موجب گرفتار شدن رسانه در چالش های حقوقی متعدد باشد.
5-کاهش شجاعت حرفه ای
اگر اصحاب رسانه از ابتدا و یا در نیمه راه، شجاعت و نیز پایداری لازم را در قبال درج مطالب تاثیرگذار و روشنگر پیرامون جریانات فاسد و منحرف و بیگانه پرست در عرصه های اعتقادی، اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و غیره نداشته و یا نتوانند آن را به نمایش بگذارند، عملاً رسانه را به سمت ذلت و سازشکاری سوق داده و دچار سه عارضه فعالیت های خنثی، سفارش پذیر و تهدیدپذیر می شود.
ترس از دست دادن امتیاز، اشتغال، مسئولیت، موقعیت، محبوبیت، منافع، محوریت و یا حتی آزادی و امنیت و سلامتی، موجب کاهش شدید شجاعت اولیه و مقاومت ثانویه در برابر فشارهای برون رسانه ای و درون رسانه ای شده و سبک محافظه کارانه و معامله گرانه، جانشین سبک عدالت خواهانه و آزاد ُمنشانه اولیه می شود.
در یک کلام اینکه رسانه جای آدم های ترسو بزدل نیست و کسی که که وارد حرفه رسانه می شود، باید اهل مصاف و مقابله نیز باشد و کسانی که می خواهند همه چیز به صلح و آشتی پیش برود، در رسانه با مشکل حرفه ای مواجه می شوند و مجبورند دائماً با عقب نشینی های غیرتاکتیکی، جا خالی کنند و دیگران را نسبت به رسانه جسور سازند.
یادمان نرود که رسانه در تعریف جامعه شناسان یکی از اندام های ثانوی جامعه است که طی آن امکان دسترسی نظام به مردم و امکان ارتباط مردم با حاکمیت را فراهم آورده و تقویت می کند و اگر رسانه فاقد شجاعت و قدرت مقاومت و ایستادگی باشد، قد مردم را کوتاه کرده و از میزان دسترسی مردم می کاهد.
6-انعطاف ناپذیری غیرحرفه ای
ما همیشه گفته ایم که سماجت، امر بسیار پسندیده و مومنانه ایست و قرآن مجید همواره ما را به ثبات قدم در راه حق و حقیقت دعوت و مجاب می کند، اما نظر به اینکه انسان ممکن الخطاست، لجاجت، امری مذموم و ناپسند و بد است، یعنی یک رسانه ای حرفه ای در ضمن شجاعت و پایداری و مقاومت، بایستی در بعدی معکوس، گوشه چشمی به عملکرد خود داشته و نسبت به آنچه که در حق دیگران، ظلم و یا تضییعی روا داشته، انتقاد پذیر و انعطاف پذیر نیز باشد و در عمل گمان نکند که قلم و بیان او، آئینه تمام نمای وحی الهی اند و به قداست حقانیت کلام الله مجید می باشند.امام راحل می فرمود: اینکه می گویند حرف مرد یک کلام است غلط است، چون مرد کسی است که وقتی متوجه اشتباه کلام خود شد، شجاعانه اشتباه خود را پذیرفته و آن را اصلاح کند! فلذا ما تاکید می کنیم که عذرخواهی درست و بجا نیز کار افراد شجاع است.
7-منافع فردی و انتقام شخصی
رسانه، یک نهاد اجتماعی و ماحصل یک فعالیت گروهی و در اصل یک واحد عمومی در جامعه است و کسی حق ندارد بواسطه صاحب امتیازی، سردبیری، مدیر مسئولی، اشتغال حرفه ای و یا هر عنوان مدیریتی و غیرمدیریتی دیگری، احساس مالکیت شخصی در پردازش های حرفه ای داشته و عرصه رسانه را ملک طلق خود بداند و رسانه را با تشک کشتی اشتباه گرفته و بخواهد غیرمنصفانه و ناجوانمردانه و با بکارگیری ابزار و موقعیت و تکنولوژی رسانه، پشت یا پیشانی فرد بی دفاع و یا حتی توانمندی را به خاک بمالد!
اعمال و ترجیح منافع فردی بر منافع عمومی و یا فراتر از آن مصادره اعتبار رسانه در راستای انتقام گیری های شخصی از مخالفان و بدخواهان فردی و یا سایر کسانی که در مراودات اجتماعی، اقتصادی، مدیریتی و غیره، با اصحاب رسانه دچار چالش های شخصی می شوند، قطع یقین از مصادیق بداخلاقی رسانه ای و دقیقاً یک آسیب اخلاقی در رسانه است که اگر باب شود، موجب سلب اعتماد عمومی از رسانه های همتراز و یا لااقل از پردازش های مشابه می شود.
8-همپالکی گرائی
رسانه ای که ارگان رسمی و یا غیر رسمی حزب و جناح و طیف و باند و قومیت خاصی نیست و رسالتش اطلاع رسانی و آگاهی بخشی حرفه ای است، نباید مواضع بی طرفانه و آزادمنشانه اش را رها کرده و از اصول حرفه ای خود عدول کند و ناگهان بخواهد به تامین نظرات و دیدگاهها و یا تحقق اهداف خاص افراد و گروههای خاص در عرصه های قدرت و ثروت و قومیت و نسبت و غیره بپردازد که البته این به معنای نفی مرزبندی خودی و غیرخودی در عرصه های اصولی و اعتقادی نیست، بلکه منظورم مربوط به صف بندی در بین خودی هاست.
همپالکی گرائی که در اصل نوعی سوگیری و گرایش ورزی تعصبی و غیرمنطقی به سمت و سوی خاصی است، بشدت تهدیدکننده منافع عمومی و یا خصوصی دیگرانی است که در گرایش رسانه جایی ندارند و این ظلم است.

9-اصرار بر بزرگ ستیزی
در مصافهای مختلف رسم بر این است که برای تضعیف حریف و تثبیت موقعیت خودی، دانه درشت ها را هدف قرار می دهند و این شاید در یک نبرد دشمنانه، مطلوب باشد، اما در یک پردازش منصفانه به جامعه خودی، یک عادت غلط است و باید هوشمندانه مدیریت شود و شکار رسانه از قبل نباید انتخاب شده باشد.
البته اگر کسی اعم از بزرگ و کوچک، گاف داده باید توسط رسانه باید مستنداً پیگیری شود و خودسانسوری و یا سانسورهای تحمیلی از خطاهای نابخشودنی رسانه است، اما به کمین نشستن و بزرگ نمایی کردن و یا پردازش غیرمستند به افراد، از مصادیق دروغ پراکنی، افترا زنی و ترور شخصیت است.
بهر حال بزرگ زنی و غول کشی، عمدتاً کار کسانی همچون کسروی هاست که در نهاد خود، عقده خودکم بینی دارند و چون نمی توانند با تلاش خویش به بزرگی برسند، گمانشان بر این است که با زدن دانه درشت ها و پائین کشیدن بزرگان، با آنان هم اندازه می شوند و این در حالیست که عمده افرادی که در هر زمینه ای اعم از قدرت، موقعیت، ثروت، شهرت، علم، محبوبیت و غیره به بزرگی و موفقیت می رسند، سالیان متمادی زحمت کشیده و درست نیست که رسانه ای، به بهانه ای کوچک، ضربه های بزرگ بر آنها وارد آورده و سرمایه های اجتماعی جامعه را هدر دهد.
10-تنفر و شیدائی
رسانه یک حرفه کاملاً جدی، اجتماعی و حرفه ای و رسمی است که دارای وظایف تعریف شده و نیز محدودیت های حقوقی و حرفه ای است و اعتدال، استانداردترین مرزبندی برای اهالی و اصحاب رسانه است و افراط و تفریط را می توان جدی ترین آفت اخلاقی مربوط به فعالیت های حرفه ای در رسانه دانست و از این رو رسانه نه محل تنفر مطلق و عقده گشائی علیه افراد حقیقی و حقوقی و نه مقر شیدائی و دلدادگی افراطی علیه آنهاست.
تسویه حساب شخصی، تخریب شخصیت، مخالفت های کینه ورزانه، عنادورزی، برخورد خصمانه و نهایتاً استهزاء و توهین به افراد بجای نقد سازنده، همانند تحویل گرفتن های غیرمتعارف و چرب کردن سبیلها و تملق ها و چاپلوسی ها و بزرگنمایی های بی مورد و غیرواقعی، دقیقاً می توانند از بارزترین مصادیق عینی برای نشان دادن مظاهر سقوط های اخلاقی در حرفه رسانه ای باشند.
هیچکس در رسانه نباید از طرفی به هتک حرمت و شتم حیثیت افراد بپردازد که این به مراتب از ضرب و جرح خیابانی بدتر است و از طرف دیگر نیز نباید کسی را بزرگتر و زیباتر از ابعاد واقعی در ذهنیت مردم جا انداخته و افکار عمومی را اغوا کند، چرا که رسانه، در یک معنا نه رینگ بوکس است و نه میدان تیر، که از هر زاویه ای مشتی رها شده و یا از هر موضعی تیری شلیک شود و سیبل این کمینگاه هم، آبرو و شرف افرادی باشد که درست یا نادرست، در افکار عمومی، محترم و موجه اند و در معنای دیگر، نه کافه گلاسه است و نه پاتوق خصوصی، که بخواهد بر عیوب و اتهامات و کژرویهای دیگران پرده نهاده و لاپوشانی کند و مثلاً به کسی حال اساسی داده باشد!
11-معبدپنداری بجای شغل گرائی
راهکار اصلی مقابله با آسیب ها و آفات اخلاقی در رسانه، تقدیس بخشیدن به این فعالیت و معبدپنداری رسانه است و اگر اهالی رسانه، کارشان را عبادت و مبتنی بر تکالیف شرعی بپندارند، قطعاً دین خود را بخاطر دنیای دیگران و حتی دنیای خودشان هم نمی فروشند و قلم و آثار قلمی شان را به اعتبار سوگند خداوند در قرآن، مقدس دانسته و بی افسار رهایش نمی کنند!

12-تنویر اذهان بجای ارائه دادخواست
کار رسانه، روشنگری و تنویر اذهان عمومی نسبت به ابهاماتی است که تعمداً یا سهواً افکار عمومی را دچار اشتباه در قضاوت نموده و ورود غلط به وادی و حریم موضوع مطروحه دارند و اگر کسی پا را فراتر از این گلیم و حدود عرفی و قانونی درازتر کرده و بخواهد رسانه را دادگاه و کسی را متهم فرض کرده و برایش ارائه دادخواست و نهایتاً او را محاکمه و محکوم کند، جایش در رسانه نیست، چرا که رسانه قوه قضائیه و یا قوه قهریه جامعه نیست، بلکه رسالت رسانه، اطلاع رسانی و آگاهی بخشی است و کار رسانه، ابهام زدائی و متن پردازی است و افراد باید در محکمه افکار عمومی، مورد قضاوت قرار گیرند.
13-پیگیری حرفه ای بجای درگیری غیرحرفه ای
اهالی رسانه باید با مدیریت قلم و نگاه خویش، مانع از ایجاد درگیری های غیرحرفه ای با افراد حقیقی و حقوقی شوند و نباید بگذارند که نسبت به رسانه، حساسیت افزائی های غیر رسانه ای شکل گیرد و از این نظر تاکید می شود که برخورد نقطه ای و در چرخه تکرار قرار دادن موضوعات غیرضرور، امری غیرحرفه ای است که نهایتاً رسانه را دستاویز مخالفت های تکراری و اسیر جوسازی های موردی خواهد کرد که این به نفع رسانه نیست.
14-اعتماد به نفس بالا بجای دلسردی غیرحرفه ای
کسی که وارد کار رسانه می شود، باید پیه خیلی از درشت شنیدن ها و محرومیت ورزی ها و اذیت شدن ها را به تن خود مالیده و از جور منزوی شدن ها و از دست دادن موقعیتها و امکانات ننالد و بعبارتی باید با ظرفیت روانی بالا وارد کار شده تا دچار عارضه های روحی و دلسردی های غیرحرفه ای نشود.
رسانه در ذات خود دارای پیگیری های منجر به درگیری های حرفه ای است و اهالی رسانه باید اهل مصاف با متخلفان طلبکار و متقلبان ریاکار و نهایتاً با نااهلان جفاکار و نامحرمان خطاکار باشد و بهیچوجه کم نیاورد.
در فراز پایانی تاکید می کنم همانگونه که توهین بجای نقد یک بداخلاقی حرفه ای است، از سویی دیگر، رسانه فروشی و واگذاری متراژی رسانه به احزاب و ستادهای انتخاباتی و طیف های سیاسی بر خلاف رسالت رسانه و از مصادیق بداخلاقی رسانه ای است.
پس باید بدانیم که منشور فعالیت سالم و تاثیرگذار در رسانه بسیار گسترده است و خود یک مانیفست تخصصی را مطالبه می کند و علاوه بر استانداردها و معیارها و قوانین بین المللی، در هر جامعه ای نیز متاثر از فرهنگ ملی و دینی خود بوده و بایستی مبتنی بر ارزیابی های عمومی، فایده های اجتماعی و نیز انتظارات حرفه ای شکل گیرد و از این رو انتظار می رود قبل از آنکه تحت فشار محاکم قضائی، به تعدیل روی آوریم، از ابتدا مبتنی بر انصاف و عدالت و شرافت حرفه ای خود به موضوعات و افراد بپردازیم تا دچار اظهار ندامت، احساس عذاب وجدان و یا خطاهای حرفه ای نشویم.
-بجای آنکه مج همدیگر رابگیریم، مشت همدیگر را بگیریم و به توان افزائی نهادهای اجتماعی فکر کنیم.
-اگر کسی سهواً زمین خورد، او را لگدمال کنیم، بلندش کنیم تا ایستادگی را استمرار بخشد.
-اگر کسی گم شد، فراموشش نکنیم، بگردیم و پیدایش کنیم و دوباره به او میدان دهیم.
-اگر کسی خطایی کرد، زود او را فاسد ننامیم و طردش نکنیم، بلکه راه بازگشت به خطاکار نشان دهیم.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-10/12/91
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.