عبرت از گذشته و تامین امنیت جامعه در حوادث سالانه:
بازی آتشین در چهارشنبه آخرین!

جامعه ایرانی از معدود جوامعی است که بازار سنت ها و آداب و رسوم پیشینیان در آن همچنان داغ و در عین حال متکثر است و آحاد مردم کشور ما نیز با رویکردی نشاط آور در تلاش اند تا بهانه ای برای صله رحم و اظهار محبت و شادمانی یافته و از فشارهای معیشتی و مدیریتی معمول و متداول زندگی بیرون آمده و بر لحظات شیرین زندگی بیفزایند و از این لحاظ، سنن گذشته نه تنها مذموم نیستند، که بسیار هم ممدوح اند.
عید سعید و باستانی نوروز، به تنهایی کلکسیونی از آداب و رسوم را در زندگی ایرانی ها به نمایش می گذارد، که بلااستثناء، شادی آفرین و موجب انبساط خاطرند و طی آن سریالی از سنت های صمیمیت افزا و ارتباطات زنگارزدا را در آنها شاهدیم که انصافاً زیباترین خاطرات سالانه ایرانی ها را در ایام آغازین هر سال به ودیعه می گذارد و از این رو یکایک خانواده های ایرانی با هر گرایش و مسلک و عقیده ای از این سنت ها استقبال می کنند و در بهترین لحظات، حضور گرم و صمیمانه هم را در منازل هم و یا در پاتوق ها و گردشگاهها انتظار می کشند تا در کنار هم احساس آرامش کنند.
خانه تکانی های زنگارستیز نوروزی، چهارشنبه سوری های ماتم گریز آخر سال، سفره های دل انگیز هفت سین، دید و بازدیدهای پر افت و خیز سال نو، حلالیت جویی های درشت و ریز مهربان ها، عیدانه های خاطره آمیز بزرگترها، لباس های نو و تمیز خانواده ها، ظرفهای لبریز آجیل ها و شیرینی ها، تعارفات گل و بلبلی و تند و تیز میزبان ها و میهمان ها، سفره های بی ریا و دلاویز اقوام و آشنایان، طبیعت گردی های روح انگیز خانوادگی و دهها مولفه صفاخیز دیگر که طبعاً از لازمه های تلفیق عاطفه و جدیت در زندگی اجتماعی انسانهاست، همه و همه در مناسک این عید سعید باستانی نهفته است که با عقاید دینی ما هم کاملاً انطباق دارد و در بسیاری از موارد هم از جمله در صله رحم ها و مهربانی ها و نظافت ها و غیره، در ردیف توصیه های موکد است.
اما آنچه که برای ما همجنان در پرده ابهام مانده این است که چرا عده ای غیرمدنی و دور از آداب حسنه سنتی، اصرار دارند تا برخی از مناسک سنتی و زیبا را با این همه لطافت و ظرافت، نفس پرستانه و خودخواهانه به خشونت و یا سوءاستفاده های غیرمتعارف آلوده کرده و اراده عمومی را به مقابله با اجتماعاتی بکشانند که فلسفه اولیه گردآمدن آنها، ذاتاً منفی نبوده و متاسفانه دچار کج فهمی و کژراهه گی عده ای قلیل قرار گرفته است.
در این میان چهارشنبه سوری آخر سال از جمله آداب قربانی شده ای است که در چند سال گذشته با شیطنت های غیرمودبانه و نیز با القائات فتنه انگیزانه بدخواهان شبکه های ماهواره ای به چهارشنبه سوزی های آتشین و متاسفانه بسیار حادثه ساز و خطر آفرین، هم برای تجمع کنندگان و هم برای سایر شهروندان رهگذر و یا حتی خانواده های مستقر در بن بست ها و محله های خاصی که میزبانی ناخواسته این مراسم اند، تبدیل شده است.
انفجارهای مخوف نارنجکهای شبه جنگی، آتش بازیهای ناشی از مهمات و مواد منفجره ناشناخته با ترکیبهای خطرناک که بعضاً دیوار صوتی را هم می شکنند و با ترکشهای خود سلامتی افراد را تهدید می کنند و دیگر مختصات غیرعادی این مراسم نوظهور که هیچ ارتباطی با سنت قدیمی چهارشنبه سوری نداشته و ندارند، یقیناً نمی توانند برای نظم آفرینان جامعه و آحاد شهروندان و ترجیحاً خانواده های اصیل قابل تحمل باشند.
با رجوع به پیشینه تلفات مراسم چهارشنبه سوری در سالهای گذشته و فقط با استناد به آمارهای بیمارستانی هم می توان این خطرآفرینی ها را به راحتی آنالیز و از تکرار این وحشی گری ها که متاسفانه بنام زنده نگه داشتن یک سنت انجام می شود، مصرانه جلوگیری کرد و در اصل مانع استمرار نگرانی سالانه خانواده هایی شد که بنا به هر دلیلی نمی توانند جلودار فرزندان خود باشند که لااقل بعنوان تماشاچی، مشتاق حضور در این تجمعات هستند!
شگردهای تحریک کننده شبکه های ماهواره ای و محافل مشکوک داخلی در توسعه تزایدی چنین مراسمی، عمدتاً مربوط به قوای نشاط خواهی، هیجان گرایی و ماجراجویی نوجوانان و جوانان شده و در ذهن ها اینطور القاء می کنند که نظام جمهوری اسلامی با شادی شهروندان و بخصوص جوانان مخالف بوده و هر طور که شده، به زور می خواهند از این مراسم، یک تجمع اعتراضی سیاسی تولید کنند و مثلاً مقابله ای را بین جوانان و پلیس طراحی کرده و با فیلمبرداری از آن به رسانه های خود، با دریوزگی هر چه تمام تر چند روزی خوراک دهی کنند!
سخن اول با خود آنانی است که احتمالاً غفلت ورزانه تن به فعالیتهایی می دهند که قطعاً دشمن شادکن و قابل سوء استفاده توسط شبکه های رسانه ای و القای مخالفت سیاسی جوانان در سطوح افکار عمومی جهانی است و بسیار نکوست که با هوشمندی و بصیرت سیاسی و فرهنگی و اجتماعی، از ارتکاب چنین اعمالی پرهیز کرده و ذائقه مردم و نظام را تلخ نکرده و بی جهت نظام را به مقابله قهرآمیز قضائی و انتظامی و امنیتی با خود نکشانند، سخن دوم با مردم است که بهترین گزینه برای مقابله و ریشه کنی با این جریان خطرآفرین و ناقض امنیت اند و در مرحله اول می توانند مانع اقبال فرزندان خود از این مراسم غلط بشوند و در مرحله دوم می توانند یک مقابله اجتماعی را علیه چنین تجمعاتی در حوزه اقامتی خود طراحی کنند، سخن سوم با رسانه های ملی و مکتوب و مجازی است که در جهت تنویر افکار عمومی و خانواده ها بایستی سنگ نمام گذاشته و از جند روز مانده به چهارشنبه سوزی، هشدارهای لازم را به مخاطبان و از جمله قربانیان احتمالی بدهند و سخن چهارم با شورای تامین و نهادهای قضائی و نظامی و امنیتی و انتظامی است که به راحتی می توانند با برنامه ریزی حساب شده و حضور مشرفانه در مناطق آلوده و پرخطر و نیز دستگیری عناصر فعال و تاثیرگذار، مانع از هرگونه تجمع هماهنگ شده اینترنتی و غیر اینترنتی شده و نگذارند که مردم، گرفتار حوادث ناخواسته به اسم یک مراسم سنتی شوند، مراسمی که متاسفانه سالهاست از حالت سنتی خود خارج شده و امروز به منجلابی از ارتباطات غلط و توحش آمیز مبدل شده و مداراکردن با آن، نوعی ساده لوحی و برخورداری از نگرشی غیرمدیریتی است.
در پایان تاکید می شود که نظام جمهوری اسلامی نه تنها با سنت های حسنه مشکلی ندارد، بلکه نهایت تلاش خود را برای انطباق عقلانی و وحیانی این سنت ها بعمل می آورد و بطور نمونه با نامگذاری سیزدهمین روز نوروز به روز طبیعت، نهایت حسن نیت و همگرایی خود را با آداب و رسوم کهن ایرانی به نمایش گذاشته و قطع یقین مخالفت با چهارشنبه سوزی، بخاطر تغییر ماهیت سنتی آن است که هیچ خانواده اصیلی رای به تحمل و مدارای با آن نمی دهد که خروجی اش، مرگ و قطع عضو و نقص و مجروحیت فرزندان بی گناهی باشد که بی خبر از خطرات آن به تماشای صحنه های مهیج دلخوش کرده و پای در کوره های آتش می گذارند.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱۷/۱۲/۹۱
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.