هشدار پیش هنگام به مدیران ارشد مازندران:

جابجایی بحران کارگری از نساجی به کشت و صنعت و قطعه سازی

   

به استناد اسناد موجود و آنالیز اخبار رسانه ای اعم از رسانه های استانی، مجازی و مکتوب، در شرایطی که دیگر استانها لحظه به لحظه نردبان های ترقی و تعالی و توسعه و پیشرفت را طی کرده و بالا و بالاتر می روند، متاسفانه بلاتردید مازندران که روزی سرآمد غالب استانها در اشتغال و درآمد بود، رکورددار بحران های کارگری ایران در سه دهه گذشته بلحاظ تعداد تحصن ها، تجمعات، اعتصابات، اعتراضات، تظاهرات، مراجعات، جلسات، طومارها، تعطیلات، تنزیلات، درگیری ها، تنش ها و تبعات بحران زاست و توجه و تمرکز بیشتر به اخبار و حوادث کارگری با عنایت به آمار بالای اشتغال شهروندان مازندرانی در حوزه کارگری، بسیار ضروری و حائز اهمیت فراوان است.

بحرانهای گسترده کارگری در کارخانجات نساجی قائم شهر که البته هنوز هم کاملاً حل نشده است، کارخانجات چیت سازی بهشهر، کارخانه نساجی چوخای ساری، کارخانجات تخته سه لای شهید رجائی میاندرود، کارخانه خزرخز تنکابن، کارخانه نساجی بابکان آمل، کارخانه نکاچوب میاندرود، کارخانه کولرسازی ساری، کارخانه کشت و صنعت میاندرود، کارخانه آرد دستاس ساری، کارخانه گونی بافی قائم شهر، شرکت البرزمرکزی سوادکوه، ذوب آهن کیاسر ساری و دهها محیط ریز و درشت دیگر را می توان در پیشینه بحرانهای کارگری استان مازندران مرور کرد تا همه چیز را دوباره بیاد آورد.

با مرور گذشته به راحتی در می یابیم که عناصر ذیل، موانع اصلی توسعه درآمدزا و اشتغالزا در مازندران بوده اند:

1-دپوی محصولات تولیدی در انبارها با توجه به کاهش کیفیت محصولات بخاطر الف-کهنه گی ماشین آلات تولیدی  ب-ناتوانی تکنیکی در رقابت با کالاهای مشابه وارداتی

2-بدهی فزاینده مراکز تولیدی به کارگران خود بخاطر الف-کاهش درآمد کارخانه ناشی از عدم فروش تولیدات قبلی ب-کاهش تولید بخاطر ناتوانی مالی کارخانه در خرید مواد اولیه

3-بیکاری فزاینده کارگران شاغل و سایر داوطلبان اشتغال بخاطر الف-از دست رفتن فرصتهای شغلی موجود ب-عدم ایجاد فرصتهای شغلی تازه در محیط های کاری موجود و نیز عدم ایجاد مراکز اشتغالزای جدید

4-تعطیلی گسترده کارخانجات و یا محدودیت شدید در حوزه ها و موضوعات فعالیتی واحدهای کاری در مازندران بخاطر الف-جذب های بی رویه و فاقد توجیه نیروهای سفارشی غیرمتخصص ب-سوءاستفاده کارفرما به بهانه سوءاستفاده برخی کارگران از قانون کار پ-اجازه ادامه تحصیلات و تبدیل بی رویه کارگران به عناصر اداری ت-دخالت نابجا و پراشتباه مسئولین بیرونی ث-ایجاد کانونهای غیررسمی قدرت درونی ج-سیاست گذاری های غلط مدیریتی در عرصه صادرات و واردات ح-فرار بسیاری از کارفرماها و رها شدن کارخانجات در شرایط برزخی خ-بالارفتن مطالبات مالی کارگران چ-غلظت شدید فعالیتهای غیرهدفمند و غیر تخصصی در کارخانجات تولیدی د-افزایش هزینه های جانبی و زیان دهی و عدم توجیه اقتصادی ادامه فعالیتها

5-کیفیت پائین تر و قیمت بالاتر کالاهای تولیدی نسبت به کالاهای مشابه خارجی موجود در بازار داخلی

6-ناکامی نسبی طرح اولیه شهرکهای صنعتی در برخی شهرها مبتنی بر اشتغالزائی و درآمدزائی همزمان

7-افزایش ناگهانی سطح تحصیلات جوانان و بالارفتن سطح توقعات در موضوع و درآمد اشتغالهای پیشنهادی

8-کثرت ناگهانی جمعیت جوان و بروز ناتوانی دولت و سازمانهای اقتصادی در ایجاد اشتغالهای مولد و کارآمد

9-گسترش درگیری های درون محیطی و تغییر مسیر فعالیتهای کارفرماها از تولید به خدمات و تجارت و غیره

10-گسترش تعداد و میزان مطالبات قانونی و غیرقانونی از کارخانجات تولیدی تا بیش از 50 عنوان عمومی

حالا مازندران در این عرصه بجایی رسیده که بجای مهاجرپذیری، تبدیل به استانی مهاجرفرست شده و استانهای مثل سمنان، خراسان، اصفهان، تهران، بوشهر، بندرعباس، تبریز و غیره مملو از مازندرانی های جویای کار و شاغل شده و کارگران موجود نیز احساس امنیت شغلی نکرده و عده ای هم در حال دریافت بیمه بیکاری اند و در برخی موارد از جمله نساجی مازندران نیز که حالا مشکلاتشان تا حدودی حل شده است، ماهها فراتر از فرجه قانونی که شش ماه می باشد، از این مزایا بهره مند شده و نگرانی در چهره آنهایی که هنوز به دریافت آن ادامه می دهند، بخاطر احتمال قطع این مواجب، موج می زند و بطور نمونه کارگران کشت و صنعت شمال میاندرود نمونه ای از این نگرانی است.

یادمان نرود که استان مازندران با جمعیت سه میلیون نفری، دارای ۶۴۰۰۰۰نفر کارگر است که بلحاظ درصد و نسبت گیری، آمار قابل توجه و بالایی است که در مباحث امنیتی نیز روی غلظت درصدهای مشمولیت جمعیتی، احتساب ویژه ای بعمل می آید. 

به هر حال این روزها اگر چه مشکل کارگران نساجی قائم شهر با نقش آفرینی آقای سیدهادی حسینی نماینده محترم قائم شهر در مجلس و استاندار محترم مازندران و مدیرکل تعاون، کار و امور اجتماعی تا حدودی حل شده و فعلاً امید به اردوی نساجی بازگشته و با توجه به خرید مستقیم نخ، مشکل کیفیت و فروش محصولات هم بزودی حل می شود و احتمال دریافت مطالبات معوقه هم قوت گرفته است، اما مسئولین محترم باید بدانند که مازندران، استان وسیعی با جمعیت گسترده است و با توجه به پایان یافتن فرجه بیمه بیکاری کارگران کشت و صنعت شمال در میاندرود و بازگشت اجباری آنها به محیط کار، بروز بحران کارگری در این کارخانه قطعی است و از الان بایستی برای آن تدابیر لازم اتخاذ شود تا همیشه منفعلانه به این بحران ها ورود نکنیم و با توجه انتخاباتی که در پیش است، باید احتمال مداخله فتنه گرانه رسانه های بیگانه و بیگانه پرست را در راستای تحریک مخاطبان قوی بدانیم.

علاوه بر این مورد که بطور کلی به آن اشاره شد، سوژه بحران زای دیگری که این روزها سر باز خواهد کرد، ناتوانی کارخانجات خودروسازی کشور مثل ایران خودرو در پرداخت مطالبات چند میلیاردی شرکت های قطعه سازی است که متاسفانه بخاطر عدم دریافت مطالبات، قادر به پرداخت بدهی های گسترده و چندین ماهه خود به کارگران و کارکنان خود نبوده و بشدت تحت فشار و تهدیدات معمول مبنی بر تجمع در جلوی استانداری و غیره قرار گرفته و ضمن توقف مشهود فعالیتهای گذشته، اوضاع کاملاً آشفته ای را در حوزه کاری خود شاهدند.

مجموعه این موارد اعم از گفته شده ها و ناگفته ها ثابت می کند یا مدیران حوزه کارگری مازندران فاقد مهارت و یا اقتدار لازم مدیریتی اند و یا اینکه اعتنای مدیران ملی به محیط های کارگری استان ناچیز و نارساست که در هر حال باید با اتخاذ سیاست های ترمیمی، این پارگی ها را پینه کرد.

نکته مهم اینکه مدیران ارشد و ذیربط استان نباید همواره به سیاستهای درمانی و علاج گرانه مشغول باشند، بلکه باید در سیاستهای بهداشتی و پیشگیرانه اصرار بیشتری ورزیده و نگذارند که روح مردم از فریادهای عجزگونه اقشار پائین دست آزرده شده و میزان رضایت مندی عمومی جامعه افت کند.  

در این باره چند راهکار ارائه می شود تا در صورت برخورداری از قابلیتهای عملیاتی شدن، مورد توجه واقع شوند:

1-ستادی مرکب از مدیران دستگاههای ذیربط، مسئولین امنیتی، کارفرماهای دولتی و خصوصی، نماینده های کارگران و دیگر مدعوین تاثیرگذار مثل نمایندگان و اعضای شورا که بطور موردی دعوت می شوند، تشکیل شده و محیط به محیط بر اساس اولویت های بحران خیزی، مورد کنکاش قرار گرفته تا تصمیمات متخذه، شبیه "دستی از دور بر آتش داشتن" و یا "بیرون گود بودن و شعارهای لنگش کن" نباشد.

2-قصورهای موجود و مقصرهای اصلی در محیط های کارگری شناسائی شده و ضمن ایجاد امیدواری در کسانی که حق و حقوق آنها تضییع شده، از تمام ظرفیتهای اداری و مالی استان و نیز حمایتهای سلسله مراتب برای حل مشکلات احصاء شده استفاده بهینه بعمل آید.

3-رویکردهای حمایتی نسبت به محیط های کارگری بایستی تابع یک وحدت رویه ملی و یا لااقل استانی بوده و تداعی تبعیض باید برای همیشه از محیط های کارگری رخت بربندد تا خدای نکرده زمینه های تعرض فرد یا افرادی را فراهم نیاورده و به تحریک افکار همگانی نپردازند.

4-از دخالت افراد و دستگاههای غیرمسئول در محیط کار بشدت جلوگیری بعمل آورده و نباید گذاشت با سیاسی کردن، اجتماعی کردن، اعتقادی کردن و یا امنیتی کردن حوادث صنفی و اختلافات حرفه ای و تخصصی، گرهی که با دست باز می شود را کور کرده و تا با دندان باز شود.

5-بازدید های سرزده و یا نوبه ای هیئتی از مدیران تاثیرگذار و ترجیحاً همان ستاد پیشنهادی در بند اول از کارخانه ها می تواند بستر آشنایی ها و ارتباطات و تفاهمات مستقیم را فراهم کرده و ظرفیت روانی محیط ها را برای بالابردن آستانه تحمل مشکلات کارگران بالا برده و فرجه بیشتری به مدیران عملیاتی و ستادی داده شود و از طرفی امکان ارزیابی اخبار واصله را بیشتر کرده و عملاً مانع از کانالیزه شدن مدیران ارشد می شود.

6-دعوت از مدیران تاثیرگذار و دارای اختیار کشوری به استان و انجام مذاکرات فشرده با آنها از سوی ستاد پیشنهادی، قطع یقین در بسیاری از مواقع گره از کارهای فروبسته خواهد گشود.

7-سیاستگذاری در خصوص چگونگی انعکاس مشکلات صنفی در رسانه های داخلی، تا حدودی از ناجورشدن زخم مشکلات محیطی جلوگیری خواهد کرد و مانع از سوءاستفاده رسانه های خارجی و ضدانقلاب می شود.

8-انجام کار فرهنگی و معنوی در محیطهای کارگری در تنظیم منشهای سازمانی بسیار موثر بوده و فقر فرهنگی موجود را به غنای فرهنگی مبدل کرده و سرعت عقلانی تر شدن رفتارها را در حد زائدالوصفی ارتقاء خواهد داد.

9-نشاط آفرینی های ورزشی و جُنگ های مناسبتی می تواند در تعدیل فشارهای روانی تاثیر درازمدت گذاشته و به تلطیف رفتارها و اعتلای اقناع ها بپردازد و کلاً تعامل محیطی را مبتنی بر توافق طرفینی ارتقاء بخشد.

10-حمایت از کارآفرینان و کارآفرینی، بزرگترین پروژه اشتغالزائی در محیطهای تولیدی است که می تواند در تقویت روند حفظ فرصتهای شغلی موجود و نیز ایجاد فرصتهای جدید شغلی و حتی درآمدزائی بسیار موثر باشد.

۱۱-استفاده از ظرفیت نفوذ و تدبیر تشکلات کارگری خودی، در راستای تقریب هر چه بیشتر تصمیم سازان با محیط ها و مشکلات کارگری

۱۲-استفاده هر چه بیشتر از رسانه های مکتوب و مجازی با تخصص و گرایش ویژه کارگری و صنعتی در راستای تنظیم و معقول سازی مواضع و مطالبات کارگران

در پایان دلسوزانه تر از همیشه و با احساس مسئولیت بالای اجتماعی و عاطفی تاکید می شود که بهترین هدیه مدیران ارشد استان به اقشار آسیب پذیر جامعه، اعلام برنامه برای ورود هوشمندانه و پیشگیرانه و در عین حال دوسویه و بی طرفانه به محیط هایی است که مستند به شرایط مشابه و علائم ویژه، مستعد بحران زائی اند.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-28/12/91