عرض تسلیت و پیمایشی در زندگی اولین شهیده راه ولایت:
فاطمیه، فرصتی برای توسعه فاطمه شناسی
پندها و عبرت های حماسه ولایت خواهی حضرت فاطمه(س)

در باره حضرت فاطمه زهرا(س) مطالب و تحلیل های فراوانی ثبت و درج شده که انصافاً هر کدام منشاء شناخت ابعادی از شخصیت کمتر شناخته شده ایشان اند و به اقرار همان محققان و مولفان، آنها هم تنها به گوشه ناچیزی از این وجود ذیجود اشاره کرده اند و آیندگان را به ادامه تحقیق و پردازش و پیمایش پیرامون این شخصیت استثنائی تاریخ ترغیب و تشویق کرده اند.
ولادت و شهادت، مناسبت های ارزنده ای برای توسعه همه جانبه فاطمه شناسی و فاطمه پردازی اند که طی آن فرهیختگان یک جامعه بتوانند حداقل یک بعد از ابعاد ناشناخته و کمتر گفته ایشان را تبیین کرده و توجه محبان و مریدان و معتقدان و مومنان را به این پدیده ارزشمند بیشتر جلب کنند.
از این لحاظ باید با صراحت گفت که مهم تر از فاطمه فاطمه گفتن، از فاطمه گفتن و فاطمه شناسی است، فلذا فاطمیه پیش از آنکه مناسبتی برای عزاداری و مراسمی برای مصیبت پنداری باشد، دقیقاً فرصتی برای حماسه پردازی داستان زندگی پندآموز و عبرت آموز حضرت فاطمه زهراست که طی آن ایشان با گذر از مرزهای مصائب شکننده ای که بر او تحمیل می شود، در راستای تبدیل یک تهدید فردی به تولید یک فرصت اجتماعی برای تثبیت مفاهیم دینی و ترویج حکومت اسلام واقعی حرکت می کند و امروز استحکام حکومت اسلامی در تقلید هوشمندانه از لبیکی است که او در غربت محض ولایت، فریاد کرد و در پای آن از جان مایه گذاشت.
اگر چه مصیبت های مولمه توسط این بانوی استثنائی تاریخ که سرور زنان دو عالم است، بسیار حرکت آفرین و نهضت ساز است، اما فقدان تعمق در متون زندگی کوتاهش، ظلمی نابخشودنی به کسی است که رهبر واقعی و اولین پرچمدار نهضت دفاع از ولایت و بنیانگذار بصیرت ناب سیاسی و دینی در اوج غبار فتنه و شبهه و فریب است.
فاطمه(س) بنیانگذار مقاومت اسلامی است و اولین کسی است که ایستادگی و استقامت ایمانی را در دفاع از ارکان و ارزشهای دینی پایه گذاری کرد و فراتر از مرزهای خواص و عناوین، القاب، پیشینه، قدرت، ابهت و مقبولیت اجتماعی افراد نام آور و تاثیرگذار، ماهیت شناسانه و هویت پردازانه رفتار کرد و به بهای از دست دادن موقعیت، مکنت، مقبولیت، سلامت و بجان خریدن بلا و مصیبت و نیل به شهادت در عنفوان جوانی، با انحراف بظاهر موجه مبارزه کرد و توجیهات غلط را نپذیرفت و به دفاع از ولایت پرداخت و اولین شهیده راه ولایت شد.
اسلام فاطمه(س)، اسلام ناب محمدی(ص)، علوی(ع) و فاطمی(س) است که در چنین نگرشی، شبهه را توانایی عرض اندام در برابر آن نیست و در عین برخورداری از مراتب تعبدی و عرفانی، دارای ابعاد برهانی، منطقی و استدلالی است و در آن، ضمن پیوند عشق و عقل، ذائقه دینی را با عاطفه دینی در هم می آمیزند و گریه و ناله هم همانند خطبه و روشنگری ها تاثیرگذار و دشمن شکن و فراتر از احساس هاست، تا جائیکه دشمن از زبان خود و بخشی از مردم عوام، از امام علی(ع) هم جهت سکوت فاطمه و تعطیلی بیت الاحزان و پایان دادن به حماسه اشک، طلب کمک می کنند، آری حماسه را باید از حماسه آفرینان آموخت!
اسلام فاطمه(س)، اسلام ولائی و حبل اللهی است و روشنفکری و محافظه کاری و لیبرالیستی و اشرافی گری و تندروی و تساهل و تسامح در آن جایی ندارند و می توان گفت که اسلام فاطمه(س)، اسلام آشتی ناپذیر، انعطاف ناپذیر، سازش ناپذیر، شکست ناپذیر و انحراف ناپذیر در برابر لطایف الحیل و مصلحت اندیشی های غیرانقلابی و ناشی از مرعوب شدن حسی و مغلوب شدن فکری خواصی است که مبتلای به فقدان بصیرت دینی و انقلابی اند.فاطمه(س) قاطعانه و مومنانه پای حرفش می ایستد و دفاع از اسلام ناب را بر مدار ولایت امر بر خود واجب دانسته و توصیه پذیر عمل نمی کند و بنایی را بنیان می نهد که فرزند برومندش امام حسین(ع) آن را در کربلا به تجلی درآورده و در شهادتگاهش، کعبه دلها را پایه گذاری می کند که تا قیام قیامت قبله گاه عاشقان اوست.
اولین گام فاطمه شناسی، نزدیک شدن به زوایای نگاه ایشان به مسائل دینی با گرایش اجتماعی و فرهنگی و حکومتی است و اینکه ما حق تفسیر به رای قرآن و اسلام را نداریم و در این رابطه باید تابع تفسیر ولایت باشیم.
گام دوم فاطمه شناسی، نزدیک شدن به شخصیت معنوی و اخلاقی و عرفانی و عقلانی ایشان است که به معنای کامل آن عالمه و فاضله و کامله بودند.
در گام سوم ما باید به نزدیک کردن اعمال مان با ایشان تلاش و جدیت و مداومت ورزیم و نگذاریم که به زبان، فاطمه خواه، ولی به عمل، فاطمه گداز باشیم و دل ایشان را به درد آوریم.
گام چهارم استمرار بخشی به فاطمی بودن مان است که نباید رفقای نیمه راه باشیم که وسط راه پشتک وارو زده و برگردیم و یا در متن فعالیتها نیز بخواهیم یک خط در میان، رفتار فاطمی داشته باشیم.
پنجمین گام فاطمه شناسی، اخلاص فاطمی و پرهیز از ریاکاری و نفاق و دورویی و اصطلاحاً فاطمه نمایی است، در حالیکه لازم است ما به مرزهایی از باور برسیم که احساس صداقت و خلوص نسبت به ایشان در ما موج زند و در دلمان خواسته دیگری موج نزند که در اوج کنار کشیده و کس دیگری شویم.
در گام های بعدی فلسفه گریه های زهرایی، ناله های زهرایی، خطبه های زهرایی، روشنگری های زهرایی، خیابانی شدن حمایت های زهرایی از ولایت، تحمل ها و شکیبایی های زهرایی، دلتنگی های زهرایی، نجواهای زهرایی، نقش های تربیتی زهرایی، مدیریت زهرایی، ارتباطات اجتماعی زهرایی، احادیث زهرایی، داستانهای زهرایی و انسانیت کامل زهرایی که فراتر از الگوی زن، الگوی انسان کامل نیز هست، بایستی مورد پردازش قرار گیرند تا بدانیم که حکمت های زهرایی پایان ناپذیرند و ما هر سال باید پرده ای از حقایق کشف شده را کنار زده و یک گام به او نزدیک تر شویم.
بهر حال باید یاد بگیریم که در پای منبر بزرگان نشسته و ضمن استماع ابعاد شخصیتی حضرت زهرا(س) از زبان اندیشمندان بزرگ، کتابهای معتبر آنها را نیز پیرامون ایشان مطالعه کرده و تا هر اندازه که ممکن است به ایشان نزدیک و نزدیک تر شده و رفتار فاطمی را در خود نهادینه و متجلی کنیم.
در پایان تاکید می کنم که ما باید برای فاطمی شدن، رفتار فاطمی را به مسائل جاریه زندگی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، اخلاقی و معنوی مان تسری و انتقال داده و اصطلاحاً دانش زهرایی مان را عملیاتی و بروز کنیم و مثلاً در عرصه تقوا، تقوای زهرایی و در برخورد معیشتی، زندگی زهرایی داشته باشیم و همینگونه است که بایستی در دفاع از ولایت، ولایتمداری زهرایی داشته و هرگز خودمان را بر ولایت و دیدگاههای مان را بر دیدگاههای ولایت ترجیح نداده و زمینه های فاصله گیری از ولایت را با تزهای روشنفکری بیمار، تکنوکراتی، لیبرالیستی، خردگرایی و دیگر مکاتب مسئله دار مادی فراهم نسازیم.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۵/۱/۹۲
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.