بجای تعطیلات افزایی، فضای مشارکت و تلاش را در سال حماسه ها تقویت کنیم:

ممنوعیت الگوپذیری از مستعمره های عرب نشین غرب!

در جامعه شناسی مبحثی تحت عنوان تبادل فرهنگی وجود دارد که به لحاظ الزام و فایده مندی و تجارب ارزشمند تاریخی، کاملاً با تهاجم فرهنگی متفاوت و متمایز است و بر خلاف مضرات و گریزهایی که در خصوص تهاجم فرهنگی گفته می شود، نسبت به تبادل فرهنگی اصرار هم بعمل می آید و اتفاقاً امر درست و بجایی است، زیرا در تبادل فرهنگی، ما خوبی ها و نکات مثبت یک جامعه را گلچین و شکار کرده و بعنوان سوغات سعادتمندی به جامعه خودمان وارد می کنیم،  در حالیکه در تهاجم فرهنگی، ما جامعه خودمان را قربانی تباهی ها و انحرافاتی می کنیم که در شان ملت ما نبوده و موجب فلاکت اند.

فلذا ما باید در فرایند تبادل فرهنگی، از ملت های سربلندی که سربالایی های موفقیت را با سرافرازی طی کرده و در حال تجربه ی موفق قله نشینی اند، یاد گرفته و برای گذر از سختی ها و تلخی ها، خودمان را از ظرفیت مواجهه ناکامی ها و نارسائی ها و نیز از آمادگی تلاش مضاعف و همت مضاعف بهره مند ساخته و نگذاریم که با تمدید تعطیلی ها با عناوین بین التعطیلین، عدم مخالفت با تقاضاهای مرخصی کارکنان، تعطیل کردن پنجشنبه ها، کاهش غیرمتعارف ساعات کار در ماه مبارک، ارائه طرح نامناسب دورکاری کارکنان که به خالی شدن محیط کار منجر شد، ارائه مزایا به کارکنانی که مایل به ترک تهران به مقصد شهرستانها می شوند و یا تعطیلی کارخانه ها و باب کردن حقوق بیمه بیکاری و تمدید غیرقانونی اینگونه پرداخت ها، کشور را به حالت نیمه تعطیلی برده و به شکل گل و بلبلی به اداره امور بپردازیم و مثلاً بگوئیم تا انتخابات مشکلی ایجاد نشود، تا پایان دولت دهم مانعی پیش نیاید، تا ۲۲ بهمن بحرانی بوجود نیاید و تا....!!!! این ادبیات، ادبیات سیاسی و اجرائی نیست و بیشتر شبیه ادبیات گردشگری است که عمدتاً و ذاتاً طرفدار تعطیلی هاست!

ما باید با تاسی از ملتهای پیشرفته، مثلاً کار و تلاش را از مردم ژاپن، جدیت و پشتکار را از مردم چین، استحکام و ثبات را از مردم روسیه، نظم و انضباط و وطن دوستی را از آلمانی ها، قانون گرایی و علم آموزی ها را از اروپایی ها، آمارگیری، نظرسنجی و افکارسنجی ها را از امریکائی ها، روابط عاطفی و خانواده دوستی را از هندی ها، اعتدال مصرف را از اسکاتلندی ها و دهها صفت بارز مثبت را ملتهای دیگر بیاموزیم که همه این ها از مصادیق تبادل فرهنگی اند!

و در مقابل ما نباید با اقبال از فساد و فسق و فجور اروپایی ها و امریکایی ها،تعصب گرایی و رفتارهای جاهلیتی برخی از قبایل هندی، خرافه پرستی های ژاپنی ها و چینی ها، اسراف مکزیکی ها، تنبلی عرب ها، طمع غربی ها و توحش گروههای رپ و پانکی ها و غیره که از مصادیق تهاجم فرهنگی اند، امروز و آینده کشورمان را تباه کرده و نسل آینده را قربانی فرهنگ های غلطی کنیم که بی مطالعه یا عجولانه آنها را پذیرفته و در جامعه رواج داده ایم!

به عنوان مثال در منطقه جنوبی جغزافیای کشورمان، شاهد ملل متمول اما کوجکی هستیم که متاسفانه بدآموزی های بسیار متعددی برای برخی از شهروندانی دارند که به این کشورها سفر می کنند و ایامی را در هتل های مجلل و شهرهای رنگ و لعاب دار سپری می کنند!

چرا که در پشت ظاهر آرام و رفاه زده و یا خوشگذرانی ها و عیاشی های آنها، صفات رذیله ای مثل خود فروشی، غیرت فروشی، عزت فروشی، اعتبارفروشی، آبرو فروشی، ناموس فروشی، نفت فروشی، بازارفروشی، تن پروری وجود دارد که در مجموع با پایان یافتن سرمایه بزرگی مثل نفت، همه این دلخوش کننده های کوچک از بین رفته و نابودی ناگهانی یک ملت رقم می خورد و میهمانان ناخوانده غربی نیز با پایان یافتن منافع، خیلی سریع تر از زمان متصور، به خانه خودشان برمی گردند تا در غم کسی شریک نباشند!

آرامش و رفاه غفلت انگیز ملحوظ در کشورهای جنوبی خلیج فارس، همانند اسباب بازی های زیبا و جذابی اند که دنیای حقیقی کودکان را به سخره و بازی می گیرند تا کودکان، مجاز را با حقیقت اشتباه گرفته و دوره ای از دلخوشی های غلط را طی کنند و در قبال این سرگرمی های فریبنده، بزرگسالان بتوانند با تحمل کمترین مزاحمت، به اولویت های اصلی شان بپردازند!

کشورهایی که به واسطه ی همین خوش خیالی ها و تامین سهل الوصول نیازهای ساده یا پیچیده، کاذب یا واقعی، درست یا نادرست، با دریافت درصد ناچیزی از سهم منافع ملی تاراج شده خود،  زندگی عاریتی را تجربه می کنند، در حالیکه خاک و خاصیت خود را به منفعت طلبان غربی کرایه داده و از خودشان مصرف کنندگان محض ساخته اند، از مصادیق بارز همان کودکان جوگیر و غفلت زده ای هستند که در قبال عملکرد اعجاب انگیز سرگرم کننده ها و اسباب بازی ها، انگشت به دهان و متحیر مانده اند!

کشورهایی که بلحاظ مالی، متمول و لوکس ترین مصرف کننده های محصولات تکنولوژی های برتر دنیای غرب اند، ولی بلحاظ بر خورداری از تکنولوژی های علوم استراتژیک کاملاً فقیرند و قدرت تولید ساده ترین کالاها را هم ندارند و با اولین تحریم، قابلیت شکنندگی مضاعف دارند. 

خوشگذرانی های لوکس مبتنی بر نفس پرستی و شهوت گرائی، عارضه بارز زندگی وابسته و بی هویتی است که امروز در غالب این کشورهای عربی ملاحظه می شود و یقیناً این زندگی، هیچ سنخیتی با آرمانهای انسانی مورد مطالبه ملت های آزاده ندارد.

تفریحات و تعطیلات و تسهیلات تفرجگاهی در این کشورها با تعالی جویی انسان های مستقل و کوشا منافات داشته و ما نباید با آسودگی ناشی از اقتصاد نفتی این کشورها که برای جمعیت کم تعداد آنها رفاه مطلوبی ایجاد کرده، بزرگ نمایانه مواجه شویم.

این کشورها، جامعه و زندگی مردم خود را امدادمحور و با نگاهی استرحامی اداره کرده و در اصل چنین جامعه ای، فلج های سالم نمایی هستند که در مواجهه با اولین مشکلات، قالب تهی کرده و تسلیم می شوند و هرگز نمی توانند به عزت و شرافت انسانی نزدیک شوند، مگر آنکه با تغییر نگرش و تا دیر نشده به اصل خود برگردند!

چرا که آنها اجازه یک اظهار نظر و موضع گیری مستقل، یک تصمیم و اراده مجزاء، یک معامله و توافق خودخواسته، یک مطالبه و درخواست غیرمجاز، یک مرابطه و مراوده تائیدنشده، یک معامله پنهان و یا یک مقابله مطلوب در مدار مواضع سیاسی و فرهنگی و اجتماعی و اقتصادی را ندارند، در حالیکه انها بظاهر، کشورهای مستقل اند، اما بواقع و در حقیقت آنها همان مستعمره های سیاسی و اقتصادی غرب اند!

بذل و بخشش های بی حساب و کتاب این کشورها به دول غربی به بهانه تامین امنیت آنها در قبال تهدید موهومی بنام ایران که ساخته پرداخته ذهنی همین غربی هاست و هزینه های سنگین خرید سلاحهای استراتژیک که مهارت استفاده از آنها را هم ندارند و مجبورند با پرداخت هزینه های کلان از مستشاران نظامی غربی استفاده کنند، دادن پایگاههای دردسر نظامی به غربی ها و پذیرش هزینه های استقرار و عملیات ها و مانورها و جابجایی های نظامی آنها و دهها گزینه دیگر، بخشی از ذلتها و هزینه هائیست که این کشورها برای دیدن یک لبخند از امریکائیها و سایر کشورهای متحد غربی، پرداخت می کنند و علاوه بر آن آنها را مجبور به اظهارنظرهای اختلاف انگیز، سرکوب ملت خود و دهها اقدام غیرمتعارفی می کنند که تا قبل از حضور آنها، ملاحظه نمی گردید! 

داستان اشغال کویت توسط ارتش بعث صدام و بی تفاوتی کویتی ها و آوارگی در کشورهای همسایه از جمله ایران و دریافت حقوق ماهانه از امیر کویت که خود در هتلی در ریاض عربستان مستقر بود و همه در انتظار کمک امریکا و غرب برای آزادی کشورشان بودند، یکی از آثار چنین نگرش شرافت کش و عزت براندازی است که حاکمیت های غربی به ملتهای بومی اهداء می کنند.

به هر حال کسانی که علیرغم خوش بین نبودن رهبری معظم انقلاب، همچنان خوش بینانه به مذاکره پیشنهادی امریکا می پردازند و مجوز تلخ معظم له را برای ثبت استارت مذاکره به نام خود، کافی می دانند، باید واقف باشند که لبخند امریکایی ها از زهرخند هم تلخ تر است و باید بدانند که جلب رضایت امریکائی ها که شاید هم هرگز حاصل نشود، در ازای سلب رضایت ملت مسلمان ایران و خانواده های محترم ایثارگر ایرانی و سایر مسلمانان جهان، معامله مقرون به صرفه ای نیست و نباید بر انجام آن اصرار ورزید. 

در این شرایط آزارنده، گاهی می شنویم که عده ای از شهروندان ایرانی و عمدتاً کم تجربه ها، کم سن و سال ترها و کم قیدو بندها و غالباً متاثر از ظاهرفریبی ها و یا القائات شبکه های ماهواره ای، در آرزوی حسن رابطه غربی ها با این کشورها و یا رونق های کاذب اقتصادی این کشورها هستند که متاسفانه علیرغم این همه فعالیتهای اقتصادی که در این کشورها انجام می پذیرد، اما آنها در قبال سودهای بسیار ناچیز، فقط و فقط تامین کننده سودهای کلان شرکت های چندملیتی غرب و سرمایه گذاران خارجی اند.

غافل از اینکه ما در زمان رژیم ستمشاهی، ایران شرایطی به مراتب بهتر از این کشورها داشته و شاه ملعون بعنوان ژاندارم منطقه از سوی امریکائی ها بر کشورهای عربی حکمفرمائی هم می کرد و ایران را جزیره ثبات هم اعلام کرده بودند، اما ملت ایران حاضر به ادامه عزت کاذب و دروغینی نشد که پشت پرده آن، آکنده از خفت و ذلتی باشد که در آن شرافت یک جامعه به اندازه ای سقوط کند که بخواهند قانون کاپیتولاسیون را به اجرا درآورند!

در پایان تاکید می شود که در سال موسوم به حماسه های سیاسی و اقتصادی، ما باید با کمک رسانه و ادبیات مدیریتی، فضای سازمانی و اجرائی کشور را در پایان تعطیلات سیزده روزه و فرارسیدن روزهای کاری سال نو، به سرعت به سمت کار و تلاش مضاعف سوق داده و مانع از تمدید حال و هوای مرخصی ها و تعطیلات و فعالیت های غیرمتعارف تفریحگاه ها و تفرجگاه ها باشیم و نگذاریم که حال و هوای کشورمان متاثر از حال و هوای کشورهای همسایه جنوبی، نیمه تعطیل و غیرفعال رها شده و دل ما به سرمایه گذاری های خدماتی و تجاری سرمایه گذاران خوش باشد.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱۴/۱/۹۲