18 فروردین بیست و ششمین سالروز عروج سرلشگر نام آور شهید طوسی:
دلتنگی های صادقانه با طعم ارادت های خالصانه:
طوسی، زاهد شبهای وصال و شیر بیشه های شمال

می خواستم پابپای او بمانم، گوی عشق برانم، دل از قفس برهانم، روحم را بتکانم، اما دیدم که نمی توانم! می خواستم از زاویه نگاه او ببینم، چون او مقصد بگزینم، کمی بالاتر از دنیا بنشینم، اما فهمیدم که نه چنینم! می خواستم از نو آغاز کنم، پرواز کنم، خود را محرم راز کنم، آغوش به عشق باز کنم، ماندم که چگونه ساز کنم!
زیرا او طوفانی تر از همیشه، از شیارهای شبهای ظلمانی می گذشت تا از شکارهای شهابهای آسمانی باز نماند! شیرآسا می غرید، پلنگ آسا می دوید، عقاب آسا می پرید، می جهید و می رزمید و امان از دشمنان می برید!
پای در فرش و دست در عرش داشت، با نگاهش، شهادتنامه می نگاشت و در طرفه العینی ما را جا می گذاشت! پریوش بود و فرشته آسا، زمینی بود و آسمان پیما، انسان بود و نورافزا، عامل بود و بی ادعا، خالص و بی ریا!
دنیا را با همه جاذبه هایش پشت سر می گذاشت تا از دین با همه زیبایی هایش عقب نماند! عشقِ ایثارگر را در فراز و فرود زندگی پر تلاطمش زیر و رو می کرد تا به عقل محاسبه گر نبازد!
بی قرار می رفت تا برقرار بماند! عجولانه می شتافت تا صبورانه آرام بگیرد!
طوسی عزیز، همان رزمنده استثنائی است که تکرار نداشت، آرام و قرار نداشت، عمر ماندگار نداشت! سرداری که در مزرعه آخرتی دنیا بذر ایمان کاشت و خوشه شهادت برداشت!
نستوه بود و خستگی ناپذیر، کوه بود و شکست ناپذیر، حقیقت پژوه بود و ولایت پذیر! عاشقی که خالصانه، معشوقِ ندیده می جست و دیده در اشکهای شبهای به وصال نرسیده می شست!
در خانه- کبیر، در شهر- شهیر، در لشکر- امیر، در عشق- اسیر، در جبهه- دلیر و در عقائد- بصیر بود! بادپا بود و کسی به گرد راهش هم نمی رسید و همچون مسیحا دمان، امید در کالبد خسته دلان می دمید!
پای در رکاب ابوالفضل(ع) و هوای یاری حسین(ع) در سر داشت، مشکِ پر از اشک و تیغ در نیام رشک داشت! دلربا بود و مقتدا، عاشق بود و مبتلا، از تبار مردان بی ادعا، مقصد او ناکجاآباد بود تا خدا!
18فروردین، بیست و ششمین سالروز عروج سینه سوز طوسی هم رسید، اما، ما هنوز به مقصد نرسیده ایم! راستی وظیفه ما در قبال سردار سرلشگر طوسی نام آور چیست؟
آیا باز هم باید، به از طوسی گفتن ها، دلخوش باشیم، یا باید از گفتن ها بگذریم و به شدن ها برسیم؟! زنده بودن شهدا، به نام است یا مرام؟! آیا رسالت ما، تنها نامگذاری خیابان ها و میادین و اماکن، بنام شهداست؟! یا اینکه رسالت ما جاری کردن فرهنگ شهدا در بستر زندگی و جامعه ما نیز هست؟!
اگر چنین است، شاخص های قرابت ما با شهدا کدام اند؟! آیا تاکنون بین خود و شهدا، نسبت سنجی کرده ایم؟! آیا معلوم کرده ایم که نسبت واقعی ما با شهید طوسی ها چگونه است؟ شباهت های سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، مذهبی، ایثارگری، پاکی و پاکدامنی ما با شهدا چقدر است؟!
از شهدا یاد کردن هنر و وظیفه است، اما هنرمندانه تر این است که به فریاد شهدا برسیم! شعار شهدا چه بود؟!
شهدا یاری ولایت را فریاد کردند! حجاب و عفت را سفارش کردند! شهدا شعار دفاع از اسلام و نهضت دادند؟ اما، ما چه کرده ایم؟! آیا تا آخر با شهدا رفته ایم؟ آیا تا شهادت با ولایت رهسپار شده ایم؟ و آیا همچنان رزمنده ایم؟ با ولایت چه کرده ایم؟ با حجاب و عفت چگونه رفتار کرده ایم؟ با اسلام و نظام و نهضت چه رابطه ای داریم؟!
راستی مسلمانی ما چگونه است؟! و تا چه اندازه مسلمانی ما، شبیه مسلمانی شهداست؟! با دنیا چگونه مواجه شده ایم؟ با حلال ها، حرامها، فتنه ها، شبهه ها، انحرافها و کژرویها چه کرده ایم؟!
می دانید و می دانیم که نسبت واقعی ما با شهدا، نسبت آرمانی است! چون آنها شهدای تعصبات حزب و جناح و طایفه و قبیله نیستند، آنها شهدای راه عقیده اند!
تردید نکنید که نظاره گر شهدا شدن، کفایت نمی کند، بلکه فضیلت در مجاورت شهدا قرار گرفتن است! زندگی شهید مدارانه، زندگی ولایت مدارانه است! زندگی قرآن محورانه است!
با طوسی ها، واژه بازی و جمله سازی نباید کرد، بلکه زندگی باید کرد! طوسی، تنها یک رزمنده میدان جنگ نیست، بلکه یک الگوی تمام عیار زندگی اجتماعی و خانوادگی نیز هست! طوسی شناسی، مقدمه الگوپذیری جوانان از اوست و خوشا بحال خوبانی که طوسی ها را الگوی خود می دانند!
شهدا چراغ راهند و دلیل نورناپذیری ما، کاهش نورانیت شهدا نیست، بلکه به فاصله ما از شهدا برمی گردد! فلذا یادواره های شهدا را باید به طرحواره هایی جهت شکل گیری هویت و خودپنداره های مان تبدیل کنیم!
ما شهدا را از دست نداده ایم، بلکه به تعبیر شهید مظلوم بهشتی، ما شهدای مان را به دست آورده ایم!
علیهذا طوسی ها را دوباره باید شناخت، نباید آنها را از نگاه انداخت، باید نسل های آینده را با مدل طوسی ها ساخت! باید پای درس طوسی ها نشست، غرورها را شکست و بار سفرهای معنوی را بست! دنیا محل سفر است و شان اقامت ندارد! طوسی ها، بهانه اند تا بدانیم که دنیا، برای دلبستگی ما لیاقت ندارد!
و در پایان صمیمانه ترین درودها نثار شهیدان طوسی و دیگر شهدای قهرمان، از سرداران تا سربازان که آفتاب همیشه تابان سرزمین جان مایند.
یادشان گرامی، نام شان بلند، راهشان پررهرو، مرام شان جاری و آرمان شان پایدار باد.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-17/1/92
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.