حماسه های سیاسی و اقتصادی با مردم، اما شما!

آقای استاندار، لطفاً برای تحقق حماسه اقتصادی، برنامه ارائه کنید!

همواره رسم بر این بود که همراستا با مدیران ارشد کشوری، مدیران ارشد استانها نیز با ارائه راهکارهای عملیاتی و اجرائی در قالب یک برنامه مدون و قابل اجرا، به استقبال نامگذاری های سالانه رهبری معظم انقلاب می رفتند و بعبارتی با جزئیات پردازی محتوایی و زمینه ای، تجلی استانی این نامگذاری ها را هم برای شهروندان هر خطه و سامان به نمایش می گذاشتند و مثلاً با تعیین سقف اشتغالزائی برای هر استان، تکلیف و سهمیه مدیران اجرائی را نیز معلوم کرده و همه می دانستند که مطالبه مدیر ارشد اجرائی کشور و استان چیست و طبق همان نمودار به پیش می رفتند!

درست یا نادرست، قوی یا ضعیف، دقیق یا تخمین، بزرگ یا کوچک، اصل یا بدل، حقیقت یا مجاز و خلاصه ضروری یا غیرضروری اقدامات و شاخص های سال های گذشته، اقلاً معیارها و شاخص هایی برای کار و فعالیت در راستای لبیک گوئی به ندای رهبری معظم انقلاب وجود داشت و مدیران ما از گفتمان واحدی برای مصاحبه ها، سخنرانی ها و جلسات استفاده کرده و  می دانستند و می توانستند موفقیت یا عدم موفقیت خود را اندازه گیری کنند و از مسیر اصلی توسعه و سازندگی منحرف نشوند!

اما سرنوشت این مسئله بر خلاف سال گذشته که مشخصاً وظیفه مدیران را در راستای دفاع از تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی معلوم می کرد، کمی در هاله ابهام قرار خواهد داد، فلذا این نامگذاری، هنوز نیاز به ارائه تعاریف عملیاتی و معرفی مصادیق میدانی دارد تا همچنان در حوزه نظری واژه ها و مفاهیم کلی مهجور نماند!

حماسه اقتصادی، نیاز مبرم به عملیاتی شدن، جلوه های اجرائی و نمادهای عینی در مسیر توسعه و پیشرفت با الگوی ایرانی-اسلامی دارد و نظر به اینکه حماسه را در مراحل نهایی و فینال بکار می گیرند، قطع یقین می توان منظور رهبری معظم را در نهایی کردن سلسله نامگذاری های اقتصادی چند سال اخیر جستجو کرد و نباید گذاشت که در این مرحله حساس نوعی رخوت و سردرگمی، نیروها و مدیران صحنه را زمین گیر و متوقف سازد!

مدیران محترم ما وقوف کامل دارند که ما در شرایطی به حماسه اقتصادی می اندیشیم که در اوج تحریم های اقتصادی و تجاری استکبار جهانی قرار داشته و سال گذشته با استراتژی اقتصاد مقاومتی، مسیر صعب العبور شکوفائی های اقتصادی را طی کردیم و در این راه تاوان های زیادی نیز پرداختیم که آزادسازی قیمت ها و هجوم گرانی ها مخصوصاً در حوزه سکه و طلا و ارز و سایر اقلام اساسی در راس این تاوان ها قرار داشت!

تمام نگرانی امثال حقیر این است که مدیران ما با ترجیح بی توجیه حماسه سیاسی در قالب برگزاری انتخابات یازدهمین دوره ریاست جمهوری و چهارمین دوره شوراهای اسلامی شهرها و روستاها، آنچنان که باید و شاید به حماسه اقتصادی نیاندیشیده و در باره آن به لفاظی اکتفاء کنند که این با روح پیام نوروزی رهبری عزیز منافات کامل دارد، زیرا معظم له هر دو را به یک اندازه مورد پردازش قرار داده و ما نباید یکی را قربانی دیگری کنیم.

بیکاری جوانان و ترجیحاً فارغ التحصیلان دانشگاهها، تهدید فرصتهای شغلی موجود، کم درآمدی مشاغل جامعه، گرانی کالاهای اساسی و مصرفی، گرانی خدمات رفاهی شامل برق و گاز و تلفن و آب و حمل و نقل و غیره، نرخ افزائی محاسبات مالیاتی و عوارض و بیمه و سود وام ها و اقلام دیگر، تزاید هزینه های تحصیلی و اقامتی و سفر، بالابودن نرخ معاملاتی تملیک و اجاره مسکن و اماکن تجاری و خرید و فروش خودرو، هزینه های سرسام آور درمان، بالابودن هزینه جشن ها و ملزومات اردواج، گرانی استثنائی اقلام غذائی و خلاصه روند تصاعدی سختی های معیشتی، واقعیت های اقتصادی امروز جامعه ما حداقل در استان پهناور و پرجمعیت مازندرانی است که غرق در فرصت ها و مواهب چندگانه الهی در حوزه های کشاورزی و گردشگری و دامپروری و صنعت می باشد!

اگر چه مازندران سیاسی و اجتماعی و فناوری و جهادی و ایثارگری، مازندران سربلندی است، اما قطع یقین مازندران فرهنگی و نیز مازندران اقتصادی، نمی توانند تداعی گر مطلوبیتی باشند که در شان لیاقت شهروندان و مفاخر و مشاهیر و ایثارگران مازندران باشد!

آقای مهندس طاهائی، می دانیم که تا پایان عمر دولت دهم و طبعاً دوره فعالیتی تیم مدیریتی شما زمان زیادی باقی نمانده، اما ما در قبال ثانیه های مسئولیتی خود مسئولیم و بایستی احساس تکلیف کنیم و همانطور که برخی ائمه جمعه هم در این هفته ها به شما متذکر می شوند، چشم مردم، به دست توانای شماست که اگر اشاره کند، راه بجایی خواهد برد و مازندران اقتصادی در شرایطی نیست که بتواند چندماه دیگر هم پشت خط مانده و احتمالاً موسیقی ملایم گوش کند!

علیهذا راهکارهای ذیل را که به اندیشه حقیر رسیده صرفاً جهت ادای تکلیف خدمتتان معروض می دارم تا در صورت فایده مندی، اجرائی شده و موتور نیم سوز اقتصادی مازندران را تعمیر کند:

1-احصاء عملکردهای اقتصادی چندسال اخیر مازندران از یکایک ادارات کل و ترازبندی افت و رشد در هر رشته

2-پیداکردن نقاط قوت و ضعف فعالیت هایی که در حوزه اقتصاد مازندران انجام گرفته

3-احصاء عناوین و آماری فعالیتهای اقتصادی انجام نشده در مازندزان

4-ایجاد اتاق فکر و جلسات هم اندیشی با کارشناسان اقتصادی مازندران

5-استعلام فعالیتهای مشابه از سایر استانهای هم وضعیت با مازندران

6-نظرخواهی تشریحی و تخصصی از مدیران محیط های اقتصادی در موضوع کاری خودشان

7-استفاده از پتانسیل هماهنگی و لابی گری نمایندگان مازندران در مجلس شورای اسلامی

8-استفاده از پتانسیل عمرانی شهرداریها و شوراهای اسلامی شهرها و روستاها

9-استفاده از پتانسیل مالی و کاری سرمایه گذاران بخش خصوصی در عرصه اقتصاد مازندران

10-اجرائی کردن و استمرار عملیاتی مصوبه های اقتصادی سفرهای هیئت دولت به مازندران

بهرحال استاندار محترم باید یکبار دیگر آستینهای همت را بالا زده و همانطوریکه در قضیه اشتغال راساً وارد گود شد، امسال نیز باید همانگونه عمل کند تا خدای ناکرده ما در سال حماسه ها، که همت مضاعف و تلاش مضاعف را می طلبد و از طرفی باید فرهنگ سازی کرده تا به مخاطبان خود الگوی درست مصرف را بیاموزانیم، خدای ناکرده با رخوت مدیریتی مواجه نشویم.

در پایان تاکید می گردد که اگر مازندران از موهبت های مرکزی در زمینه اقتصاد استفاده نکند و دلش را به اقدامات روبنائی خوش کند، یقیناً از سایر استانهای توسعه یافته فاصله گرفته و کشور ما که بشدت مخالف جامعه طبقاتی است، متاسفانه دچار پدیده استانهای طبقاتی شده و آن وقت ایران در یک تقسیمات غیرعادلانه به سه گروه استانهای پیشرفته، استانهای در حال توسعه و استانهای عقب افتاده تقسیم می شود که یقیناً مازندران با آن سابقه شکوفای اقتصادی و با این همه فرصت ها و موهبت های خداداد، حداکثر در گروه استانهای در حال توسعه قرار گرفته که این دون شان مازندران و شهروندان مازندرانی است که متاسفانه برخلاف آن روزها که مهاجر پذیر بوده،  این روزها به استانی مهاجرفرست مبدل شده است!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-8/2/92