در سال حماسه های سیاسی و اقتصادی:
پشت شهدا را خالی نمی کنیم!
گفتمان رهبری، گفتمان حاکم بر مواضع نامزدها

گفتمان رهبری، گفتمان امام راحل و شهدایی است که از ابتدای انقلاب اسلامی تا کنون بر همه فضاهای منتسب به نظام و جامعه اسلامی ایران عزیز از جمله در فضای تبلیغاتی انتخابات، حاکم بوده و هست و الحمدالله بجز موارد معدود، ما در هیچیک از انتخابات گذشته، نامزدی نداشتیم که بخواهد با گفتمان معارض به مصاف افکار عمومی رفته و با اتخاذ مواضع علنی، اندیشه ها و آرمانهای بنیانی نظام را هدف قرار دهد!
از سویی دیگر خاصیت بارز و متمایز شهدا با سایر کسانی که ما را ترک کرده و به جوار رحمت واسعه حق تعالی شتافته اند، ماندگاری، تاثیرگذاری و جاودانگی آنان است که بطور پیوسته ما را در چشم انداز هدایت های آسمانی شان، آرمانی نگه داشته و حضورشان، تجلی نوری است که ما را از تاریکی و ملال به روشنایی لایزال، رهنمون اند.
شهدا ما را به اسلام، امام راحل، انقلاب اسلامی، نظام جمهوری اسلامی، ولایت مطلقه فقیه و ارزشهای اسلامی سفارش کرده و در افقی بالاتر از دنیایی که ما در آن قرار داریم، آینده ما ترسیم کرده و بطور پیوسته، سره را از ناسره متمایز کرده و در تکاپوی آنند تا ما مقامی را احراز کنیم که حائز همنشینی با انبیاءالله و اولیاءالله گردیم!
انتخابات 24 خرداد ریاست جمهوری و شوراهای اسلامی در پیش است و ما بایدتحت نام انتخابات، به امتحانی ورود کنیم که شهدا به نمایندگی از انبیاء و اولیاء الهی، ممتحنان و خداوند متعال، یگانه مصحح ماحصل نهایی آن است، فلذا دو تکلیف معهود، ما را به دو حضور مشهود، متعهد می سازد که یکی اصل و نفس و شور حضور و دیگری نتیجه و ماحصل و شعور چنین حضوری است که هر دو ریشه در مزرعه بصیرت دینی و سیاسی ما دارند.
کسی تردید ندارد که ما حیات و عزت و امنیت و حرمت و قدرت و حکومت و ثبات و دستاوردهای بی نهایت خویش را مستقیماً مرهون خون شهدایی هستیم که گوش به فرمان ولایت از گران ترین سرمایه هستی شان که جان شیرین شان بود به آسانی گذشته و ما را امانت دار دستاوردهایی کرده اند که تصور دسترسی به آنها هم محال جلوه می کرد و بسیار نمک ناشناسی و ناسپاسی است که ما در امتحانات بزرگی همچون انتخابات، به نحوی از انحاء پشت آنها را خالی کرده و با تغییر اولویتها و جابجایی رویکردها از معیارهای آنها تبعیت نکنیم!
برای درک هر چه ملموس تر اینکه کِی و کجا ما در معرض اتهام خالی کردن پشت ولایت و شهدائیم، بعضی از مصادیق آن را واضح تر از همیشه تبیین می کنیم تا از ابهامات ناشی از کلی گوئیها و دوپهلوگوئیها مبرا بمانیم:
1-عدم اهتمام جدی برای حضور قطعی افراد حائز شرایط رای دادن که مانع از مشارکت حداکثری شود!
2-حضور بی مطالعه و بی بصیرت در کنارصندوقهای رای که منجر به عدم انتخاب اصلح و ترجیح غیراصلح شود!
3-رویکرد عامدانه به کسانی که دارای بیشترین پشتکردِ مرموزانه به آرمانهای شهدا و امام و ولایت اند!
4-تمرکز مادی گرایانه به توانایی های مدیریتی کسانی که مایل به معرفی خود به عنوان یک تکنوکرات اند!
5-ترجیح گرایشات جناحی و حزبی و قبیله ای و فامیلی بر شاخص های دینی و انقلابی و آرمانی در انتخابات
6-منت گذاشتن بر نظام و انقلاب و ولایت برای حضور در انتخابات و گروکشی های غیرمتعارف با ادبیات انقلاب
7-ترجیح حق و حقوق فردی خود بر وظایف و تکالیف شرعی مان در خصوص ادای دین به انقلاب و ولایت فقیه
8-عدم تبلیغ و تاثیرگذاری در اقشار مختلف جامعه و ترجیحاً بر ذی نفوذان جهت تحقق حماسه بزرگ سیاسی
9-ترجیح حفظ حیثیت و موقعیت فردی خود بر حیثیت و موفقیت نظام و اسلام و ولایت فقیه
10-ترجیح ادبیات غیرمتعهد، لمپنیسم و پوپولیستی بر ادبیات متعهد انقلاب اسلامی
کسانی که رنگ عوض می کنند و به بهانه جهانی شدن در تلاش هستند تا اولاً خروج نرم خود را از خیمه ولایت و انقلاب توجیه کرده و ثانیاً با شعار برقراری حسن رابطه با امریکا، انقلاب اسلامی را به اردوگاه غرب سوق دهند، آگاهانه یا ناآگاهانه، عامدانه یا غیرعامدانه، خصمانه یا دوستانه البته از نوع دوستی خاله و خرسه، آب به آسیاب دشمن ریخته و جدول دشمن را پر می کنند و عملاً پشت به یاران شهید و رو به دشمنان پلید، یکه تازی کرده و مقصدشان ناکجاآبادی است که شاید به جمل و فتنه ای دیگر و یا خوارج و نهروانی دیگر ختم گردد که بهرحال ختم به خیر نمی شود!
مردم ما باید توجه داشته باشند و سخنان و مواضع نامزدها را چه در عرصه ریاست جمهوری و شوراها به دقت و شدت رصد کرده و متوجه باشند که با ادبیات غیرمانوس با گفتمان ولایت، مانوس نشوند و انقلاب اسلامی را به سرنوشت مشروطه نرسانده و تکنوکرات های غربزده ای را بر خود حاکم نکنند که با ظاهری موجه و دلسوز و توانمند و ماهر، نهایتاً رای به نخست وزیری رضاخان های میرپنج و نیز اعدام شیخ فضل الله های نوری بدهند!
ذوق زدگی های احساسی ناشی از عقده گشائی های هنرمندانه برخی از نامزدها، نباید ما را از دغدغه های آرمانی و انتساب ما به ولایت و شهدا دور نگه دارد و گمان نکنیم که مقصد نهایی این همه ایثارها و فداکاریها و ایستادگی ها، رسیدن به امریکا و تامین رفاه و نیازهای معیشتی بوده است که البته با هزار اما و اگر و تجربه های مشابه در بسیاری از انقلاب ها و نیز در آنالیز سخنان سران امریکا، تحقق آنها، همچنان در پرده ابهام قرار دارد!
در پایان تاکید می شود که همانند انتخابات های گذشته، در هر انتخابات و از جمله در این انتخابات نیز باید به ولایت فقیه اعتماد کرد و با گفتمان ولایت که همان ترجمان وصایای امام راحل و شهدای تابناک انقلاب اسلامی است، پای صندوق های رای حاضر شد و به کسانی رای داد که دستشان در دست شهدا، آرمانشان آرمان شهدا و ادبیات شان، ادبیات شهداست و بر ولایی ماندن نظام و دولت و همه مدیریت های نظام تاکید و التزام فکری و عملی دارند و دل در گرو اردوگاههای بیرون از نظام نسپرده و چشم امید به دستان چدنی پلیدی ندوخته اند که در دستکش های مخملین پنهان و استتار شده اند!
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱۲/۳/۹۲
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.