ناتوانان و پدیده غلط تهاجم به توانمندان

ناشکری نکنید، منطقی و عقلانی رفتار کنید!

بد نگوئیم به مهتاب، اگر تب داریم!!!

پارادوکسی که در متن و حاشیه این انتخابات، برایم لاینحل باقی مانده این است که چرا وقتی همه ما خواهان استقرار یک دولت فراجناحی در کشور هستیم تا از نیروهای متعهد و توانمند هر یک از جناحها و طیف های درونی آنها استفاده بهینه به عمل آورد و آنها را سرمایه های اجتماعی جامعه دانسته و معتقدیم آنها با هزینه های کلان بیت المال به این مرز از توانایی و مهارت و کارآمدی رسیده اند، چرا وقتی همان نیروهای توانمند برای همکاری با همین دولت فراجناحی اعلام آمادگی می کنند و یا در محافل آنها حضور می یابند، بلافاصله از سوی افراد خاصی که البته گاهی هم در رسانه های مجازی و مکتوب قلم می زنند، مورد هجوم قرار گرفته و به آنها انگ فرصت طلب، اپورتونیست، پشتک زدن وارو، بوقلمون صفت، نون به نرخ روز خور، رفیق نیمه راه و افتراهای مشابه دیگر می زنند؟!

جالب اینجاست که اگر دولتی شعار فراجناحی ندهد، می گویند که انحصار طلب است و اگر این شعار را در تابلوهای تبلیغاتی خود بچسباند، مدعی می شوند که لاف آمده است و اگر بخواهد به این شعار عمل کند، باز هم می نویسند که قصد ایجاد شکاف در نیروهای خودی را دارد!

جالب تر اینکه اگر رقبای انتخاباتی، اعلام آمادگی برای همکاری با رقیب پیروز و منتخب نکنند، می گویند که آنها کمربند مخالفت و دشمنی را از رو بسته اند و اگر سکوت کنند، می نویسند که هنوز در شوک شکست اند و اگر اعلام همکاری کنند، مدعی می شوند که از دست ندادن صندلی قدرت، آنها را به چه روزی کشانده است و نمی خواهند از رو بروند و کنار بکشند!

قسمت تراژدی چنین نگرش های متناقض نمایی مربوط به فرهیختگان و نخبگانی است که می خواهند با نامزد منتخب گفتمان چالشی، کارشناسی و راهکاری داشته باشند، اگر صاحبان این قلم ها، سابقه همراهی با نامزد منتخب داشته باشند، می گویند که آنها دنبال سهم خواهی اند و سیاست شان فشار از پائین و چانه زنی در بالاست و اگر سابقه مخالفت داشته باشند، می نویسند، بس کنید که دیگر حنای شما رنگ ندارد و اینگونه بحث ها را ایجاد دست انداز و مانع تراشی در مسیر حرکت مردم دانسته و می گویند که زبان فروبندید و دم بر نیاورید!

بنظر شما آیا این حالت برزخی و تذبذبی که جامعه ما می آزارد و گاهی افراد و چهره های بنام نیز دچار آن می شوند، ریشه فرهنگی ندارد و مربوط به ناتوانانی نیست که بخاطر عدم اقبال از آنها، علیه توانمندانی که دعوت به همکاری شده و یا مایل به همکاری با دولت منتخب مردم اند، جوسازی و سمپاشی کرده و با شلوغ کردن و گل آلودکردن آب، قصد گرفتن ماهی را دارند؟ در حالیکه همین مخالفان به محض فراخوانی، دوستان سابق خود را جا گذاشته و مسافر قطار قدرت می شوند! اینجاست که می گویند: مرگ خوب است اما فقط برای همسایه!

اعتقاد نگارنده بر این است که صحیح ترین شکل ممکن همین است که مخالفان و منتقدان منصف دیروز، بایستی کارآکتر و نقش جدیدی را برای خود تهیه و تدارک دیده و خود را در چارچوب تیپ های همیشه تکراری محصور و مهجور نکنند و اگر واقعاً جایی برای حضور آنها در دولت منتخب دیده شده، از آن استقبال کرده و برای همکاری با منتخب مردم لحظه ای درنگ نورزیده و اعلام آمادگی کنند که البته فرهیختگان و نخبگان جامعه در پاسخ به دعوت رهبری معظم انقلاب همین گونه عمل کرده اند و مشکل اساسی با غیر فرهیختگان فرهیخته نماست!

در فرصت باقی مانده انتقالی که رئیس جمهور منتخب مترصد گزینش نفرات مناسب برای پست های مدیریتی است، نباید فضا را غبارآلود کرده و با شخصیت و حیثیت توانمندان خودی جامعه از هر جناح و طیفی بازی کرده و مانع ارائه آنها به اتاق فکر و اتاق عملیات هسته های اولیه متصل به رئیس جمهور منتخب شویم و از الان نباید پیشقدم مرزبندی با دولتی شویم که تاج انتخاب مردم را بر سر نهاده است!

در فرهنگ قرآنی ما نیز در سوره یوسف از جانب خداوند به ما یاد داده شد که که فرد توانمند باید توانایی، طرح و برنامه کاری و آمادگی خود را به طبقه حاکم اعلام کرده و منتظر واکنش تصمیم سازان بماند و کشاندن پیشاپیش توانمندان به وادی مخالفت ناخواسته، ظلم به نظام، کشور، افکار عمومی و منتخبان مردم است.

در دنیای متمدن و پیشرفته رسم بر این است که رقبا ساز مخالفت با نامزد منتخب را خاموش کرده و نه تنها فضای رقابت ایام انتخابات را در جامعه و زندگی روزمره مردم، تمدید نمی کنند، بلکه علم رفاقت و همدلی بلند کرده و برای پذیرش هرگونه پیشنهاد همکاری اعلام آمادگی هم می کنند و نامزد منتخب نیز از پتانسیل آنها برای تحقق اهداف ملی و مصالح عمومی بهره گرفته و به نحو احسن زمینه های موفقیت همان رقیب دیروز را تقویت می کند!

کلان اندیشی، مصلحت اندیشی، ملی اندیشی، دموکراسی گرایی و مهم تر از همه برخورداری از تفکر دینی و ولایت پذیری ایجاب می کند که ما نه تنها نباید دیگران را در فرایند همکاری با دولت منتخب تحت فشار قرار دهیم، بلکه خودمان نیز باید آماده لبیک گوئی به فراخوان های نامزدی باشیم که احتمالاً در ایام انتخابات با او نبوده ایم!

نگارنده که بر ادامه حضور بر کرسی تدریس اصرار دارد، به همه مخاطبان قول می دهد که این تاکید اصلاً متوجه خود او نیست، اما لازم دانسته شد که پیرامون این جوسازی غافلانه و جاهلانه مطلبی به نگارش درآید، اگر چه ایقان داریم که  کامنت بازهای حرفه ای، بدبینانه ورود کرده و این گمان را تقویت می کنند که هیچ گربه ای برای رضای خدا موش نمی گیرد، غافل از اینکه گربه محکوم به تبعیت از غریزه است و انسان تابع فرایندهای عقلی خویش است و این قیاس مع الفارق است.

باید بپذیریم که جامعه و مردم ما بطور جدی دارای مشکلات معیشتی و رفاهی و اقتصادی اند و ما حالا حالاها خیلی کار داریم و اصلاً فرصتِ فرصت کشی نداریم و باید از هر امکانی برای حل مشکلات اساسی مردم بهره بگیریم و راحت تر بگوئیم اینکه ما حتی باید دامنه تبریکات را نیز کوتاه کنیم و بر فرصت خدمات بیافزائیم.

در پایان باز هم تاکید می گردد که نه طرف پیروز و نه طرفی که حائز اکثریت آراء نشده، حق ندارند که مستی کنند و فرصت کشی، بلکه باید به رسالت خویش در قبال مردم اندیشیده و خود را تابع منطق ساخته و رفتار عقلانی پیشه کنند و نگذارند که این حلاوت انتخاباتی که از مزایای مردمسالاری دینی است به کام مردم و جامعه تلخ گردد و پس از ۴ سال احساس کنیم که در تسلسل همین تهاجم های بی فایده در جا زده ایم و کاری از پیش نبرده ایم!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۳۱/۳/۹۲