با اعلام برخورداری از افتخار شاگردی شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی:

بهشتی و مظلومیت مضاعف!

    

ما در سخت ترین سالهای ابهام و اتهام، افترا و ادعا، مخالفت و معاندت، تنهایی و شکیبایی و خلاصه در اوج مظلومیت و مهجوریت در طی سالهای ۵۶ تا ۶۰ با شهید مظلوم آیت الله دکتر بهشتی زندگی و زیر و بم حوادث تلخ و شیرین آن سالها را به همراه ایشان و همه یاران امام راحل تجربه کرده ایم و نگارش ما ناشی از نگرش ما به این واقعیت ملموس و محسوس است و واقعاً نسبت به نام شهید بهشتی و یارانش دارای عاطفه و باورهای نگرشی بوده و می توانیم ادعا کنیم که ما نسل تربیت شده همین نسل هستیم!

افتخار شاگردی در محضر شهید بهشتی در سالهای ۵۸ و ۵۹ در مدرسه سابق امریکائی ها در منطقه لویزان تهران در یک دوره زمانی ۶ ماهه و متناسب با یک ترم دانشگاهی در درس شناخت اسلام و مجالست های حاشیه ای در همین کلاس ها، جدای از دیدارهای عمومی و عمدتاً سیاسی با این شهید بزرگوار که انصافاً حمزه شهدای احد انقلاب بود، یک انس جاویدان در حقیر نسبت به این بزرگوار ایجاد کرد که هرگز رو به افول نمی رود!

مظلومیت مضاعف شهید مظلوم بهشتی ریشه در جهل بسیاری از دوستان نسبت به شخصیت و فعالیت ایشان بود که متاسفانه در مطالب مکتوب و سخنرانی ها و دیدارهای رو در رو علیه ایشان اتخاذ می شد و رنج اساسی ما بیش از آنکه مربوط به مخالفت بیگانگان، کمونیستها، منافقین، لیبرالها، ملی-مذهبی ها، روشنفکرها، جریانات انحرافی دیگر مثل بهائی ها وپ انجمن حجتیه و غیره باشد، عمدتاً متوجه جریانات فعال داخل خط امام و دلسوزان انقلاب اسلامی بوده که متاسفانه علیرغم همه مخالفتهایی که با ضدانقلاب داشته اند، استثنائاً در این مورد با آنها همنوا بوده اند تا جائیکه گاهی حتی شعارهای تلخ و تهمتهای سخت علیه ایشان را باور و تبلیغ می کردند و بی جهت نبود که امام راحل، مصیبت شهادت شهید بهشتی را در برابر مصیبت مظلومیت شهید بهشتی ناچیز دانستند!

شهید بهشتی به دلایل واضح برخورداری از بصیرت همه جانبه، اعتقاد به خرد جمعی، برخورداری از تیمی کارآمد، موضع گیری هوشمندانه و نیز تاثیرگذاری جامع بر همه امور جاریه، به شدت مورد خشم افرادی قرار می گرفت که وجود ایشان را مانع تحقق اهداف شوم خود می دانستند و از این لحاظ مهمترین ویژگی شهید بهشتی این بود که مخالفین کاملاً متنوعی داشت و بعبارتی مخالفان شهید بهشتی، ظاهراً تنها و تنها در مخالفت با ایشان وحدت تاکتیکی داشتند!

شهید بهشتی با تاسیس حزب جمهوری اسلامی و عضوگیری عمومی که با بی نظیرترین استقبال حزبی در تاریخ جهان مواجه شده بود، عملاً مانع از پیوستن اقشار مختلف جامعه به احزاب انحرافی و ضدانقلابی شد و کار بزرگی که در این حزب انجام می داد، کادرسازی برای مدیریت عالیه نظام بود که انصافاً بزرگترین سرمایه اجتماعی و تاثیرگذارترین تشکل و پشتوانه مردمی و تخصصی برای تامین نیازهای مدیریتی و کارشناسی نظام بود که در همه زمینه به معرفی اصلح اقدام می کرد که شهید رجایی یکی از آنها بود و علاوه بر آن سایر اعضای بارز این حزب از جمله رهبری معظم انقلاب، همچنان امور مدیریتی بالادست جامعه را در اختیار دارند.

عملکرد استثنائی شهید بهشتی در مجلس خبرگان قانون اساسی(خبرگان اول) و تصویبب یک قانون اساسی کارآمد اسلامی در حضور متنوع ترین مجلس که از همه اقشار و سلیقه های خودی و غیرخودی در آن حضور داشته اند، کارستانی بود که مشخصاً یکی از شاخصه های بارز آن، تصویب اصل ولایت فقیه بود که تا آن زمان اشتهار عام نداشت و این شاید اولین و بارزترین دلیل مخالفت ولایت ستیزان از بنی صدر گرفته تا بازرگان، مفتی زاده، نزیه، سنجابی، سحابی و دیگران با شهید بهشتی بود که برای تصویب آن یک تنه میدانداری کرد و با حمایت امام راحل و یاران امام آن را به پذیرش عام درآورد.

دیگر عملکرد استثنائی شهید بهشتی تهیه و تصویب و اجرای لایحه جنجالی قصاص بود که باز هم با حمایت امام راحل و حلقه ای از یاران همیشه همراه امام راحل که رهبر معظم انقلاب و آیت الله هاشمی رفسنجانی و آیت الله موسوی اردبیلی از جمله آنها بوده اند، در برابر اسلام گریزان و اسلام ستیزان ایستاد و نظام قضائی را که از قوانین زمان شاه استفاده می کرد، اسلامی کرد و علیرغم مخالفت رسانه ای و خیابانی مخالفان کوتاه نیامد.

شهید بهشتی همچنین در ایجاد و هدایت و انگیزه دهی به هسته های غیررسمی حزب الله در سراسر کشور برای مقابله ای نفس گیر با هسته های منظم میلیشیای منافقین و کمونیستها که بطور غیررسمی مسلح شده و آموزشهای نظامی دیده و منتظر اعلام جنگ مسلحانه علیه نظام بوده اند، نقش آفرینی بارزی داشته اند، هسته هایی که هم در سرکوب منافقین و کمونیستهای مسلح و هم در دفاع مقدس به عنوان بسیج، دارای ماندگارترین عملکردها شده اند و امروز مردمی ترین پایگاههای مقاومت از آن آنهاست.

یادم هست زمانی که در کلاس درس ایشان نشسته بودیم با همان آرامش و اقتدار و طمانینه همیشگی اش با صدای تاثیرگذاری می گفت: اگر جوانان ما اسلام را بشناسند و به دین خود شناخت عمیق پیدا کنند، هرگز به دامن آنها نخواهند چسبید و از طرفی نظام هم برای جذب جوانان جامعه با مانعی مواجه نخواهد شد و ریشه همه این اتفاقات منفی را فقدان آگاهی و شناخت مبانی دین دانسته و معتقد بود که جوان مسلمان باید نسبت به دین خود بصیرت و اشرافیت داشته باشد تا در منجلاب نفاق و کفر غرق نشود.

انصافاً هم در آن زمان و هم در زمان ما، این قاعده کلی شهید بهشتی که البته امروز از زبان رهبری معظم انقلاب بیان می گردد، دارای کاربرد همیشگی و تاثیرگذار است و می توان به ضرس قاطع مدعی شد که بزرگترین راه حل خنثی کردن هجوم خبری و تبلیغی و تحلیلی رسانه های نظام سلطه در حوزه های فکری مخاطبان بخصوص جوانان، همین برخورداری از بصیرت دینی و انقلابی است تا به کنه منظورهای پلید آنها پی ببذند و ساده لوحانه دلسوزی آنها را برای ملت ما باور نکرده و سرنوشت خود را به نگاه و القاءهای شوم آنها نسپرند که اگر آنها چنین فرصتی بیابند؛ تنها گزینه ای که به آن خواهند اندیشید، منافع خود و نابودی تمام کسانی است که منافع آنها را تهدید می کنند.

تجلیل از نام شهید بهشتی که متاسفانه در جامعه مرسوم است، دردی را دوا نمی کند، بلکه درک دردهای شهید بهشتی و رساندن جامعه به قله های ادراکی این شهید بزرگوار و جاری کردن فرهنگ و بصیرت بهشتی به جامعه می تواند ابه این تجلیل ها معنا و مفهوم ببخشد و اگر چنین نشود، ما در اصل مقبره پرستی کرده ایم، کاری که در خصوص زیارتگاههای خود انجام می دهیم و علیرغم حضور چندباره در این زیارتگاهها، مشهدی و کربلایی و نجفی و مدنی و مکی می شویم اما اکثریت قابل توجهی از زوار نتوانستند رضوی و حسینی و زینبی و علوی و فاطمی و محمدی و حاجی شوند!

۷ تیر که سالروز شهادت جانسوز شهید بهشتی و ۷۲ تن از یاران بارز ایشان در دفتر مرکزی حزب جمهوری اسلامی واقع در سرچشمه تهران است، فرصت نابی برای بهشتی شدن ماست که نباید این مناسبت بزرگ را مثل سایر مناسبتها به راحتی از دست بدهیم و کافی است که با درک درست ۷ تیر، نسبت به ماهیت استکبار، بصیرت دشمن شناسی یافته و نیز بر وظیفه شناسی و لحظه شناسی خود اشراف پیدا کنیم.

در پایان شایسته است تا از شهدای مازندرانی فاجعه تروریستی ۷ تیر یادی کرده باشیم تا بدانیم که مازندران نیز از موهبت نورافشانی شهدای بزرگی همچون شهید عبدالوهاب قاسمی، عبدالحسین اکبری، عمادالدین کریمی و  عباسعلی ناطق نوری و شهید حسن سعادتی و دیگر شهدای انقلاب اسلامی و دفاع مقدس همچنان منور مانده است.

    

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۶/۴/۹۲