خلاصه ای از سخنانم در اردوی تربیتی رهپویان ولایت در اردوگاه شهید رجایی فریدونکنار

صادقعلی رنجبر: بصیرت افزایی، موثرترین راهکار مقابله با جنگ نرم است.

در عصر روز شنبه مورخه 22/4/92 به دعوت مدیره محترم فرهنگی اردوگاه شهید رجایی فریدونکنار وابسته به کمیته امداد امام خمینی در حضور بیش از دویست دختر تحت پوشش سالهای دوم دبیرستان به بالا که از استانهای تهران، البرز، خراسان شمالی و خراسان جنوبی در اردوی تربیتی رهپویان ولایت حضور دارند، با موضوع "جنگ نرم و آسیب های اجتماعی" مطالبی ارائه کرده ام که خلاصه آن ذیلاً بازنشر می گردد:

جنگ نرم، ادامه جنگ سخت است که نظام سلطه جهانی بخاطر ناکارآمدی مشهود جنگ سخت، به آن روی آورده و با لطائف الحیل به ما تهاجم می کند، در حالی که علیرغم متفاوت بودن ابزارها و تاکتیک ها و مخاطبان، اما هدف نهایی هر دو جنگ، یکی است و آن براندازی نظام سیاسی ما یعنی جمهوری اسلامی و یا حداقل تعدیل مواضع و تنظیم نقش آفرینی های جهانی اش در حد آستانه تحمل نظام سلطه جهانی است

جنگ نرم که با هدف تغییر ذائقه ها، تغییر باورها و تغییر رفتارها انجام می پذیرد، مبتنی بر کشش ها و گرایش ها و علاقه های مخاطبان طراحی شده و در هر زمینه فکری یا ذوقی اقدام به خوراک دهی می کند و با تسخیر فکری مخاطب، عملاً هدایت او را به دست گرفته و وضعیت و موقعیت او را تعیین می کند، تا جائیکه مخاطب در ادبیات و نگرش فردی، قضاوت و داوری کلی، پوشش و آرایش ظاهری، ارزش گذاری، اقبال یا انزجار و خلاصه حرکات و سکنات، هم ذائقه با دشمن عمل کرده و بعبارتی سرباز بدون یونیفورم دشمن در خاکریز خودی است.

زیبانمایی، بزک پردازی، ادبیات معکوس، حقه گرایی، جلوه گری، رقیق سازی، عقل گریزی، یکه تازی حسی، گریم واقعیات، جوسازی، فضاسازی، اغواگری، شایعه پردازی، موج سواری، سانسور و نیمه پردازی، قطره چکانی خبری، و دهها گزینه دیگر از تاکتیک های نتیجه بخش در جنگ نرم اند که مخاطب را خام خود می کنند!

البته کسی تردید ندارد که در جنگ رسانه ای، نظام سلطه مخاطبان عام دارد، اما قربانیان عمده، اقشار نوجوان و جوانی هستند که بخاطر فقدان تجربه کافی و دانش موثر و نیز قرار گرفتن در سن اوج لذائذ مادی و ظاهری، بیش از دیگر دوره های سنی، آسیب پذیرند!

شلیک گلوله های فرهنگی از مونیتورهای شبکه های ماهواره ای انجام می پذیرد و مثل بمب های شیمیایی و گازهای خنده آور، مخاطب را می خنداند و آهسته آهسته می میراند و از این نظر می توان گفت: جنگ نرم، خشونت شادی است که نه تنها مخاطب را نمی گریزاند، بلکه به استقبال هم می کشاند و قربانی، با احساس نیاز کاذبی که در خود حس می کند، مشتاق و محتاج و ملتمس دریافت محصولات جنگ نرم است تا از خماری به نشئه گی برسد، در حالیکه پایان هر دو مرگ محتومی است که متاسفانه، بخاطر دیرهنگامی، نامحسوس است!

دین پرهیزی، دین گریزی و دین ستیزی سه گلوله بارزی است که در جنگ نرم به ایمان آدمی شلیک می شوند و مخاطب بر اساس اصل لذت جویی، خیلی راحت با آن کنار می آید و به حساب نیازهای غریزی و مقتضیات دوره نوجوانی و جوانی اش می گذارد و تا بخواهد متوجه شود، ناگهان از مرزهای وابستگی عبور کرده و اعتیاد شکل می گیرد و حالا شبیه گرهی است که تا دیروز با دست باز می شد، اما حالا با دندان هم بعید است که گشوده شود!

سئوال مهم و مبهمی که در اینجا باید به آن پرداخته شود این است که چرا دشمن در همه زمینه ها تا این اندازه مصرّ است که یا جوانان ایرانی را در جبهه های جنگ سخت به شهادت برساند و یا آنها را در جبهه های جنگ نرم به دام اعتیاد و فساد و ناهنجاری ها و آسیب های اجتماعی انداخته و دجار بی هویتی و بی خاصیتی کند؟!

جواب واضحی که می توان برای چنین سئوالاتی ارائه کرد، مربوط به جمعیت و اهمیت جوان در جامعه ما، نقش جوان در دفاع از نظام سیاسی و نیز تحقق برنامه های توفیق محور نظام جمهوری اسلامی است که مثال واضح آن قابلیت تبدیل جوانان مستعد ایرانی به دانشمندان هسته ای است که نظام سلطه در حسرت در اختیار گرفتن حداقل یکی از آنهاست تا دوباره بتواند پدیده شوم فرار مغزها را در خصوص ایران اسلامی اجرا کند!

جنگ نرم اگر چه با گسترش شبکه های ماهواره ای و دیدن فیلم ها و تصاویر مستهجن و یا اعتیاد به مواد مخدر و یا سقوط اخلاقی در پارتی ها و عروسی ها و تفریحگاهها و سفرهای خارجی و غیره، ظاهری دم دستی و مفهومی کوچه بازاری دارد و پردازش به آن در افکار عمومی امروز جامعه ما، نوعی گیردادن های تعصبی و غیره محسوب شده و عادی انگاری به جایی رسیده که خانواده ها هم کمتر اظهار نگرانی می کنند، اما واقعیت پشت پرده آن، موضوع امنیت و اقتدار ملی، منافع و مصالح ملی، سرمایه و پشتوانه ملی و دهها عنوان مهم و موثر دیگر نهفته و ذهن ما به اهدافی مشغول است که دشمن در چشم انداز درازمدت به آن نظر داشته و پروژه اندلسی دیگری را در ذهن می پروراند تا نهایتاً ایران اسلامی را به سرنوشتی سوق دهد که در اندلس رقم خورد و اسپانیا متولد شد و شما مطمئن باشید که اگر بیدارگران جامعه و در راس همه رهبری معظم انقلاب بر شیپور بیدارباش ندمند، تکرار تاریخ خیلی هم دور از دسترس استکبار جهانی نیست!

لوث کردن مفاهیم ناب دینی و اجتماعی و ریختن قبح گناهان و رفتارهای ضداخلاقی، زمینه های پذیرش کلی برنامه های مقدماتی جنگ نرم را تقویت کرده و جوان و نوجوان جامعه ما، از عقائد و همکیشان خود فاصله گرفته و تا مرز انزجار از آنها و هر آنچه که لباس دین به تن داشته باشد، می گریزد و تسلیم مفاهیم مبهمی چون جهانی شدنی می شود که مفهومی بجز همان غربی شدن ندارند! دروغگوئی را با خالی بندی، دزدی را با دو دره کاری، جلف پوشی را با تریپ، اعتیاد را با تفنن، اکس را با فضانوردی، فساد را با صفاسیتی، بی عقلی را با جوانی، اختلاط جنسیتی را با پارتی، دین گریزی را با عرفان های کاذب و دهها عنوان جابجا شونده دیگر توجیه کرده و نوجوان و جوان امروزی را ناخواسته از محیط دینی به محیط لائیک کوچ می دهند و آن وقت با یک تحریک ماهواره ای، فتنه های سیاسی و اجتماعی علیه نظام سیاسی مستقر طراحی و اجرا می کنند و کسانی به آشوب های سیاسی می پردازند که الفبای سیاست را نمی دانند و فقط می خواهند به روش بازی های کامپیوتری و یا فیلم های ماهواره ای، آموزش های غیررسمی را پیاده و خودشان را تخلیه کنند!

اینجاست که ما می گوئیم موثرترین، عمیق ترین و شاید هم تنها راهکار مقابله با جنگ نرم، بصیرت افزائی است و امروز، نوجوان و جوان ایرانی بیش از هر چیز نیازمند معرفت دینی و بصیرت اجتماعی و انقلابی و در مجموع قدرت فهم مباحثی است که در بیش از دو دهه، سلسله وار و بطور سریالی از سوی رهبر معظم انقلاب طرح شده است و طی آن معظم له ما را نسبت به تهاج فرهنگی، شبیخون فرهنگی، نبرد فرهنگی، فروپاشی فرهنگی، هنجارشکنی فرهنگی، براندازی فرهنگی، کودتای فرهنگی، ناتوی فرهنگی و حالا هم سونامی فرهنگی هشدار داده و می دهند و در حالیکه تا این اندازه محسوس و ملموس است، هرگز نباید گمان کرد که جنگ نرمی وجود ندارد و یا اینکه تنها یک پدیده ای ذهنی است و عینیت ندارد!

از این رو شما نوجوانان و جوانان باید بدانید که در پس پرده بسیاری از لذتهای شیطانی و عمدتاً ناشی از فرهنگ وارداتی، توطئه ها و نقشه های شومی نهفته است که فراتر از سادگی های ظاهر، اهداف پیچیده و پنهانی دارند که طی آن برآنند تا با سقوط اخلاقی نوجوانان و جوانان که محکم ترین پشتوانه های اسلام و نظام اسلامی اند، سقوط سیاسی نظام جمهوری اسلامی را رقم بزنند!

مصر مثال واضحی است که این روزها می توان به آنها استناد کرد که چقدر راحت نظامی را ساقط کرده و رئیس جمهوری را به زیر کشانده اند که تنها یکسال پیش با اکثریت آرای همین مردم به قدرت رسیده بودند و این ئنشان می دهد که جنگ نرم، یک جنگ تمام عیار سیاسی است و برنامه های ضد اخلاقی، تنها ابزاری برای افزایش جاذبه پیامهای سیاسی اند و ما نباید گمان کنیم که این دایه ها، از مادر هم دلسوزترند!

فلذا از شما نوجوانان و جوانان انتظار دارم تا مراقب دانه پاشی های دشمن باشید که یقیناً دامهایی را نیز طراحی کرده اند تا از آزاده هایی مثل شما، اسیران و زندانیانی بسازند که یا از آنها تبعیت کنند و یا فرصت یاری نظام خود را نداشته و حتی زیر شکنجه هایی چون اعتیاد و شرارت و فساد از بین رفته و کاری از دستتان برنیاید!

پس متوجه باشید و از خود بیشتر مراقبت کنید و با مستی کاذبی که بسیاری از گناهان در آدمی ایجاد می کنند، مسخ نشوید و از هویت دینی و ملی خود فاصله نگیرید و پشت نظامی را خالی نکنید که پشتوانه اش خون سرخ شهدا و خون دل خوردن های بزرگانی است که حلقه های اتصال به خداوند متعال اند.

در پایان و به مناسبت ماه مبارک رمضان شما را به افزایش عبادات و مناجات و رویکردهای معنوی دعوت کرده و به نماز اول وقت و روزه خالصانه سفارش تان می کنم و تاکید دارم که انسان زیرک، ورودی خود به رمضان را که ضیافت الله است، با خروجی آن متفاوت خواهد کرد، طوری که می تواند غافل و قاصر ورود کند، اما عارف و باصر خروج کند و نه تنها هرگز به شکل یک معتاد، فاسد و بی حجاب و غیره، در نقش یک قربانی در افکار عمومی به تجلی در نیاید، بلکه همیشه خود را مومنانه، آماده ملاقات با خدا نگه دارد! چرا که پیامبر اعظم (ص) فرمود: اگر مومنی وارد مجلسی شود که در آن به خدا نزدیک نشود، به همان حد از خدا دور شده است!

.به امید آن روز قشنگ و دلنشین که دور از دسترس شما هم نیست-انشاءالله تعالی