راز محراب علی-قصیده
"راز محراب"

الا ای مسجد کوفه، علی امشب چه بی تاب است مگر معـــراج خونینش، همین منبـر و محــراب است
در ایـن ایـام وانفسـا، چـه رازی دارد ایـن محـــــراب که در اوج غم و اندوه، خوشی در حال ارباب است
بگـو ای مـأذنه بـا مـا، علـی مشتـاق وصـل کیست مگــر آیـا خبــر دارد، کـه لحظــه، لحظــه نـاب است
رهایم کن ز حیـرانی، علـی مرگ از چه می خواهد بـه کـام او چـرا آخـر، وداع نـوشیـن تـر از آب است
بگـو ای سجـده گـاه عشق، چـرا کوفه نمی فهمد کـه مـولا از غـم غـربـت، بـه روز کـوفـه نایاب است
بگـو ای شــاهــد غـم هــا، چـرا کـوفـه نمـی بینــد علی را نیمه شب بر چاه، که هم آئینِ مهتاب است
بنــا بــر حکــم قـــرآنــی، چــرا کــوفــه نمـی تــازد علیه ظلم ظالم ها، که در هر جلوه ای باب است
الا ای همــــدم مــــــولا، چــرا کــوفــه نمـی دانـد که محـراب تو از خونش، سحر مانند گرداب است
کنــار پیکــرش اکنــون، چــرا کــوفــه نمـی گـریـد از این خود کرده ننگین، که بر پیشانی اش قاب است
بگـو در اوج حیـــرانـی، چـرا کــوفــه نمـی مـانـد سر پیمــان خـود آخـر، که بر هر حلقه قلاب است
بگـو بـا مـن تـو پنهـانـی، چـرا کـوفـه نمی خواهد برون آید از این سستی، از این حسی که در خواب است
در ایـن رسـوایـی عظمـی، چـرا کـوفـه نمی نالد از این القـاب شیطانی، که بر کوفه بدالقاب است
بـرای عـاقبـت خیـری، چـرا کــوفـه نمـی ســازد بنــایـی از جـوانمـردی، کـه شـأن اهل آداب است
الا ای مسجـد کــوفــه، چــرا کــوفــه نمی میرد از این پیمان شکستن ها، که ننگ قوم ناباب است
یتیمــان جملـه گـریـان اند، چـرا کــوفـه نمی آید به یاری ولی خود، که این واجب به اصحاب است
در ایـن میـــدان آمـاده، چـرا کـوفـه نمـی جنـگد دگـرباره شجاعانه، که باز هم جنگ احزاب است
میـان شعلـه هـا آخــر، چـرا کـوفـه نمی سوزد از این سوز دل "صادق"، که آتشگون و جذاب است
صادقعلی رنجبر-4/5/92
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.