در پاسخ به اظهارات ضدسوری در داخل کشور:
ابهام افکنی در قضایای سوریه و مصر، اقتدارشکنی و تضعیف مواضع رهبری معظم است:
سوریه، حلقه اتصال ما به مقاومت ضد اسرائیلی و مصر نماد دفاع ما از بیداری اسلامی است!
برخلاف همه ابهاماتی که در برخی محافل و حتی رسانه های ماهواره ای تبلیغ می شود، هیچکس تردید ندارد که حمایت ما از سوریه، حمایت از مقاومت ضداسرائیلی منطقه است که سوریه هم بخاطر موقعیت سوق الجیشی و هم بخاطر مواضع ضداسرائلی، حلقه اتصال جمهوری اسلامی ایران به جبهه مبارزه و جنبش مقاومت علیه رژیم اشغالگر قدس است و از دست دادن سوریه، شکست هلالی است که ایران را از پشت خاکریز ضد اسرائیلی مقاومت خارج خواهد کرد و این به معنای محاصره مقاومت و قتل عام جنبش هایی است که مولود اندیشه های امام راحل و مقام معظم رهبری اند!
ما در سوریه و مصر، الزاماً حامی تمام قد دولت ها و عملکردهای آنها نبوده و نیستیم و اگر بحث انتقاد باشد، اتفاقاً ما هم انتقادهای زیادی می توانیم مطرح کنیم، اما در مصر، ما مخالف عملکرد امریکا و غرب در سقوط دموکراسی و سرنگونی دولتی بوده و هستیم که به هر حال در یک انتخابات رسمی با آرای مردم مصر یز سز کار آمده و در اولین سال استقرار از یک دوره چهارساله با کمک ارتش سرنگون شده و این اتفاق شوم و سنت غلط را باید محکوم می کردیم که کردیم و این ارتباطی ندارد به اینکه ما منتقد دولت محمد مرسی نبوده و یا نباشیم!درک زمان و مکان ایجاب می کند که ما در راستای اولویت گرایی ها و لحظه شناسی ها، در روزهایی که باید با سقوط دمکراسی در مصر مخالفت کنیم، موقتاً از مواضع انتقادی علیه دولت مرسی فاصله گرفته تا خدای نکرده آب به آسیاب جبهه غرب نریخته و دشمن شادکن نباشیم!
همین لحظه شناسی در سوریه نیز باید تابع بصیرت سیاسی ما در زمان و مکانی باشد که در آن واقع شده ایم و طی آن باید به انگیزه آینده پژوهی برای جریان مقاومت ضداسرائیلی، در حمایت از دولت سوریه و مخالفت با جبهه غرب و جریان خیانت سران عرب مثل عربستان و قطر و نیز سایر متحدان منطقه ای امریکا مثل ترکیه مصمم باشیم، اگر چه در مواضع درازمدت خود از دولت سوریه انتقاداتی داشته باشیم تا به رفورم ساختاری تن در دهد!
در شرایطی که حتی پوتین رئیس جمهور روسیه در دفاع از سوریه، امریکا را به ارائه مدارک مستند در باره استفاده دولت سوریه از سلاح شیمیایی علیه مخالفان چندملیتی اش مجاب می کند، کدام مصلحت ایجاب می کند که با ادبیات یقینی، دولت سوریه را به انجام بمباران شیمیایی علیه ملت خود و نه حتی مخالفان چندملیتی متهم کرد و بازداشت شورشیان را زندانی کردن مردم سوریه در زندان ها و حتی ورزشگاهها تلقی نمود؟!
و نیز باز هم در کدام صفحه کتاب بصیرت دینی و انقلابی و ولایی بجای اولویت دهی به تقبیح دموکراسی کشی غرب در مصر، علیرغم همه انتقادهایی که از دولت مرسی وجود دارد، می توان دولت مولود بیداری اسلامی و دموکراسی را به ظلم علیه مردم و تندروی هایشان متهم کرده و تقریباً با کم کردن فشار افکار عمومی علیه امریکا و متحدانش، سقوط دولت مرسی را حاصل مواضع و عملکرد او دانسته و بعد هم نتیجه گرفت که آنچه در مصر اتفاق افتاد نه بیداری اسلامی و نه بهار عربی بود و بدتر آنکه با کنایه تاکید شود که این سرنوشت، یعنی سقوط ناشی از ظلم و تندروی، می تواند در هر کشوری و شاید هم در کشور ما اتفاق بیافتد؟!
تامل انگیز اینجاست که همه این اظهارنظرها در شرایطی انجام می پذیرد که مواضع نظام جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر اعلام مواضع مقام معظم رهبری در قضایای سوریه و مصر کاملاً محرز و ابلاغ شده اند و ابهام و تردیدی متوجه مواضع صریح نظام و معظم له وجود ندارد و تمام چانه زنی ها و لابی گری های بین المللی جمهوری اسلامی در راستای همین مواضع ابلاغی در جریان است و اتخاذ مواضع مغایر از وصل ترین حلقه های متصل به رهبری نظام، یقیناً می تواند برای رسانه ها و دستگاههای دیپلماسی و حکومتی جبهه متحد غرب، دستاویز و بهانه ایجاد کرده و به آنها خوراک تبلیغاتی در راستای تضعیف ایران اسلامی و تحکیم مواضع غربی عطاء کند!
فلذا سئوالم این است آیا بهتر نبود که مواضع مغایر و متفاوت در جلسات خصوصی بیان می گردید و در عرصه های علنی و عمومی، تابع ولایت برخورد کرده و مواضع ولایت را بر مواضع خود رجحان می بخشیدیم و همانند گذشته بر حفظ وحدت داخلی و یکپارچگی مواضع بین المللی تاکید و تعصب می ورزیدیم؟!
بطور کلی بصیرت سیاسی ایجاب می کند که بیش از توجه به معنای سخنان و مواضع متخذه مان، باید توجه و تمرکز خود را متوجه تبعات و بازتاب های مثبت و منفی مواضع و اظهارات خود کرده و از آن منظر به تنظیم مواضع خود و انتخاب واژه هایی بپردازیم تا فاقد ایجاد زمینه برای سوءاستفاده های مخالفان در داخل و خارج باشند!
این یادداشت علیرغم همه احتیاط ها و ارادت ها به نگارش درآمده است، زیرا در نگاه اعتقادی نگارنده، اولویتی بالاتر از مواضع ولایت حتی در تنهاترین و مظلومانه ترین شرایط، وجود ندارد و به هیچ وجه دچار ذوق زدگی های موقت انتخاباتی و رسانه ای نشده و همه چیز را در راستای جلب رضایت امام زمان(عج) و نائب بر حقش می نگرد.
در پایان باز هم تاکید می شود که ریشه حمایت ما از دولت های مذکور، فراتر از عملکرد آنهاست و عمدتاً مربوط به موقعیت سوق الجیشی آنها و نیز مخالفت با منافع غرب و فرزند نامشروع آنها در خاورمیانه یعنی اسرائیل است و باید مطمئن باشیم که اتخاذ اینگونه مواضع، بیش از آنکه مبلغ آزاداندیشی کسی باشد، مشوق جهانخواری غربی هاست و طبق رهنمود امام راحل و رهبری معظم همواره باید از مواضعی که موجب تعریف آنها از ما می شود، بر حذر باشیم!
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱۲/۶/۹۲
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.