تجلیل و تحلیل از سفر معاون اول رئیس جمهور به مازندران:

سفر آقای جهانگیری ، مقدمه یا جایگزین سفر رئیس جمهور به مازندران؟!

مازندران،یکی از محروم ترین استانهای بظاهر برخوردار کشور است که متأسفانه بخاطر کم توجهی و بی اعتنایی مسئولین کشوری و نیز بخاطر ضعف و کم توانی مدیران استانی در غالب سال های گذشته، همواره استان کم پروژه ای بوده و است و شاید علت العلل تأخیر تکرارشونده ی سفر اکثر رؤسای جمهور پیشین به مازندران، ریشه در همین عامل مهم داشته است و در طی این مدت، مازندران همانند دوره ای که اکنون در آن قرار گرفته ایم، نه تنها از تعدد پروژه ها محروم بوده، بلکه هرگز نتوانسته پروژه ای بزرگ و در شأن مقامات نظام داشته باشد و سفرهای سطح عالی به مازندران که نهایتاً با اکراه انجام شده، عمدتاً با جنبه های غیرفنی، توجیه شد!

روزگار عجیبی است که مازندرانی ها در همه فراخوان ها و اعلام نیازها و حضورهای سراسری مثل دفاع مقدس، انتخابات، ولایتمداری، استقبال از مقامات و دهها گزینه دیگر از جمله در انتخاب آقای دکتر روحانی به ریاست جمهوری، همواره حرف اول کشوری را زده و می زنند، اما در مرحله توزیع مواهب و نشر محبت های سطوح بالادست مدیریتی، مشمول بی مهری و یا کم التفاتی مدیران ملی می گردند.

بطور مثال از یک طرف در سال اول توزیع بودجه، اولویتی برای مازندران قائل نمی شوند و وعده سال بعد را به ما می دهند و در سال بعد نیز اولویت را به تکمیل پروژه های نیمه تمام می دهند که باز هم مازندران بخاطر عدم برخورداری از پروژه های نیمه تمام، سرش بی کلاه می ماند و این همان محرومیت مضاعفی است که مازندران سالهاست از آن رنج می برد!

تأسف بارتر اینجاست که رؤسای محترم جمهور از جمله جناب اقای دکتر روحانی، استان های چهارگانه همسایه ما یعنی گیلان، گلستان، سمنان و تهران را در چهارسوی پیرامونی ما مورد عنایات ویژه قرار داده و با اولویت گذاری به آنجاها سفر کرده و پول های درشت را بین پروژه های آنها توزیع می کنند، اما به رویشان نمی آورند که استان بزرگی به نام مازندران را نادیده گرفته و حرمت و شأن آن را نگه نمی دارند و متأسفانه زمانی به مازندران می آیند که اولاً اواخر دوره مدیریتی آنهاست و سفرشان باز هم رنگ و بوی انتخاباتی دارد و یا دستشان خالی شده و فقط می توانند پول خردهایشان را به مازندران تخصیص دهند!

غالب مدیران ارشد ملی در حالیکه تفریحاتشان را در مازندران سپری کرده و از مواهب افلیمی آن بهره مند می شوند، زمانی به یاد مازندران می افتند که مثلاً به انتقال آب دریای خزرش احساس نیاز می کنند تا مثلاً کویر سمنان و کلاً کویر مرکزی را سیراب کرده و بخواهند اراضی برهوت آن را حاصلخیز کنند و یا بخواهند مشکل خشک شدن دریاچه ارومیه را حل کنند و غیر از این ظاهراً مازندران، برادر ناتنی آنان تلقی می شود! 

به هر حال نمی خواهم کشف قبر کنم، اما ضمن تجلیل از چناب آقای دکتر جهانگیری معاون اول ریاست محترم جمهور بخاطر سفر به مازندران، برایم این سؤال جدی مطرح است که با توجه به کمبود شدید پروژه های بزرگ در مازندران، سفر جناب آقای جهانگیری و هیئت محترم همراه که با افتتاح همین پروژه های اندک نیز همراه بوده، جایگزین سفر رئیس جمهور محترم به مازندران تلقی می شود، یا مقدمه ای برای سفر قریب الوقوع ریاست محترم جمهور است؟!

اگر سفر آقای جهانگیری، جایگزین سفر رئیس جمهور شده است که باید به حال مازندران و مسئولین محترمش تأسف خورد که ظاهراً سهمیه حضور در لیگ برتر مدیریت عالی کشور را از دست داده و باید در لیگ های پایین تر حضور داشته باشند و دیگر نباید منتظر رئیس جمهور محترم ماند و اگر این سفر، مقدمه سفر آقای رئیس جمهور است، باز هم برایم سؤال است که رئیس جمهور محترم در این آشفته بازار پروژه ها، می خواهند چه پروژه یا پروژه هایی را در مازندران افتتاح کنند؟! آیا پروژه ای باقی مانده و یا پروژه ای به زودی به مرحله راه اندازی می رسد و یا اینکه طبق برخی عادت های نابجا و ناروا، پروژه ها، دوباره افتتاح خواهند شد؟!

همه این ها در حالیست که رئیس جمهور محترم برخی سفرهایش را به بعضی از استانها مثل سیستان و بلوچستان و خوزستان و خراسان رضوی و غیره تکرار و پروژه های متعددی را افتتاح و بودجه های بسیار خوبی را برای این استانها وعده داده و اجرایی کرده است، اما مازندران در حالی حسرت حضور ایشان را به دل نشانده است که پرشورترین استقبال انتخاباتی را در پیشینه حضور خود ثبت کرده است!

البته برای حقیر، نثار ابن همه واژه های ستایشی مدیران ملی و استانی نسبت به همدیگر در این سفر هنوز کشف رمز نشده است و امیدوارم همانی که طرفین گفته و می گویند، صحت داشته باشد، اما واقعیت معیشت مازندرانی ها با این آمار بالای بیکاری، بدهکاری، بی آبی، بی پولی، کم درآمدی و نابسامانی های معیشتی، با این القاب و عناوین گفته شده، مناسبت و مرافقت نداشته و ظاهراً کاربرد بالادستی برای بقای مدیران کنونی استان دارد و البته ما هم خواهان تعویض و جابجایی برای فرد یا افراد خاصی نیستیم، اما نگرانیم که نکند که این تعارفات، موجب ایستایی همین قلیل تحرکات مدیریتی در عرصه های اجرایی و تخصصی شوند!

به هر حال در آستانه دوساله شدن مدیران ارشد استانی قرار داریم و در حالیکه برای مدیران پیشین فقط شش ماه اول را به عنوان دوران ماه عسلی مدیریت فرجه می دادیم، آیا حق نداریم در پایان دوسالگی این دوره مدیریتی، مطالبات جدی مردم مازندران را لیست کنیم که در رأس همه حل معضل کمرشکن و آسیب افزای بیکاری، ساماندهی فرصت استثنایی گردشگری، تعالی درآمدی و سرمایه گذاری در صنعت، اوج گیری آرمانی تجارت، به صرفه کردن معادن، نجات پیکره نیمه جان کشاورزی، تزریق حیات به دام و طیور، حل معضل مسکن، بهبود وضعیت راهها، حل معضل کم آبی و خشکسالی، حل معضل سیاست های بانکی، ایجاد فرصت های جدید شغلی با احداث کارخانه ها و کلنگ زنی و راه اندازی پروژه ها،تأسیس مناطق آزاد، ساماندهی مناسب سواحل آزادشده دریا، بهبود روند مراقبت از منابع طبیعی و جنگل و دهها تحرک دیگر حداقل در مقایسه مازندران با سمنان باشیم؟!

در پایان انتظار می رود که آقایان مدیران اعم از مدیران ارشد و سایر مدیران اجرایی و از جمله نمایندگان محترم، نهایت اهتمام خویش را برای تحقق قریب الوقوع سفر رئیس جمهور محترم به مازندران به عمل آورده و علیرغم اینکه همین حالا هم بسیار دیر است، نگذارند که رئیس جمهور محترم زمانی به مازندران برسد که هم دستش و هم جیبش خالی باشد و این روزها که ما به گشایش اقتصاد ملی در دوره پساتحریم ها امیدواریم، طوری جلو برویم و برنامه ریزی و زمینه سازی کنیم که مازندران برای یکبار هم که شده، در قبال این همه سرویس دهی های ملی اعم از اقامتی و تفریحی و خدماتی به گردشگران اقلیمی در دریا و جنگل و شهرها، به مقامات و مدیران، همایش های دولتی و سراسری و دهها خدمت دیگر، خود را برخوردار از مواهب و مواجب ملی بنگرد.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-94/5/28