مازندران و زخم کهنه محرومیتی که ناجور شده است:
مازندران و محرومیت مضاعف پنهان در پشت سرسبزی های اقلیم آن:
سفر رئیس جمهور و سفره محرومیت مازندران

در شرایط سختی که تحریم همه جانبه غرب علیه ایران اسلامی به وجود آورده است، قطعاً مهمترین و جامع ترین گزینه ای که می توانست و می تواند مردم را به ادامه شکوفایی اقتصادی امیدوار نگه دارد و از طرفی به عنوان یک استراتژی دائمی اقتصادی در دستور کار مدیران بالادست و میانی نظام قرار بگیرد، همان تدبیر بی بدیل مقام معظم رهبری یعنی پیگیری و تحقق اقتصاد مقاومتی است!
اگر بخواهیم بسترهای تحقق اقتصاد مقاومتی را در عرصه های مختلف از جمله در کشاورزی و حوزه های مربوط به آن و یا گردشگری و زیرشاخه های بسیار ارزشمند آن پیگیری کنیم، بلاتردید مازندران با تمام استعدادهایش، یکی از برترین گزینه هاست که متأسفانه هرگز به این استعدادهای خداداد انتسابی و اقلیمی و یا حتی به استعدادهای اکتسابی مثل منابع انسانی بطور جدی توجه نشده است!
سفر قریب الوقوع رئیس جمهور محترم بهانه ای برای پردازش به چالش های پرتنشی شده است که مازندران را با همه دارایی هایش، ندار کرده است، تا جائیکه بجای بالیدن، به نالیدن رسیده ایم!
در مثل آبادهای قدیمی آمده است که فرد خوش ذوقی به شتری گفت: چرا گردنت کج است؟ شتر تلخندی زد و گفت: کجای شتر، راست است که تو حالا به گردنش گیر داده ای؟!
قصه دیروز و امروز اوضاع کلّی مازندران و مدیریت آن هم فقط منحصر به کجی گردن پیکره ی استان نیست، بلکه مشکل اینجاست که در قامت ناراست مازندران، تعداد کجی ها به اندازه ای فراوان است که واقعاً نمی دانیم به کجایش گیر داده و یا برای سرایش مرثیه ی محرومیت های مازندران، از کجا بیآغازیم؟!
هدف ما از این یادداشت، برخلاف آنچه که متأسفانه از دو دهه قبل در ادبیات مدیریتی و رسانه ای ما باب شده است، محکوم کردن این دوره ی مدیریتی یا دوره مدیریت پیش از آن و سایر ادوار مدیریتی نیست، بلکه هدف ما شرح مصیبتی است که حالا دیگر در مازندران، نهادینه و کاملاً کهنه شده و امید ما از طبیبان حاذق و مدیران لایق هم به ناامیدی رسیده است و حقیقتاً نمی دانیم در این مجال باید چگونه بنالیم؟!
یعنی نمی دانیم که از وضعیت تأسف بار کشاورزی، باغداری و تمام اتفاقات درون خانوادگی آن بنالیم، یا برای مصائب تمام نشدنی صنعت و معدن و تجارت با همه کلیات و جزئیات آن رنجنامه بنویسیم و یا اینکه برای گردشگری فلک زده ی مازندران مجلس عزا بگیریم و یا بدون تفکیک، از همه جا و همه چیز مربوط به مدیریت مازندران از راه و شهرسازی گرفته و تا همه عملکردهای مدیریتی، بنویسیم و بنویسیم و بنویسیم!!
الف-بخش کشاورزی و باغی
اگر از کشاورزی و باغداری و دامداری و سایر گرایشات این رشته آغاز کنیم، یقیناً مثنوی هفتاد من کاغذ شده و نوبت به سایر دردهای پنهان و آشکار مازندران نخواهد رسید و شاید در آن شرایط آقای رئیس جمهور فکر کنند که مشکل مازندران فقط در انحصار همین بخش کشاورزی است!
روزگاری که قرار بود مازندران قطب کشاورزی کشور شود و به همین خاطر از توسعه و شکوفایی صنعتی محروم شد، اما آنچه که در طول این سالها و در عمل دیده شد، گام مهمی در راستای شکوفایی اقتصاد کشاورزی مازندران برداشته نشد و تنها دستاوردشريال همان محرومیت مازندران از صنعت و مواهب درآمدزایی و اشتغالزایی اش بود و در این راستا نه تنها مازندران از مزایای رشد صنعتی با دلار هفتاد و پنج ریالی برخوردار نشد، بلکه در زمینه کشاورزی نیز شاهد اجرای درست و حسابی حتی یک طرح اساسی مثل 1-مکانیزاسیون 2-همسطح سازی 3-یکپارچه سازی و سایر طرحهای مهم و کلیدی نبوده است و طرح های در دست اجرا نیز بطور نمونه ای اجرا شده و هرگز فراگیر نشده اند!
پس از گذشت سی و شش سال از عمر ارزشمند نظام مقدس جمهوری اسلامی که اکثر استانها حتی استانهای محروم و درجه چندمی مثل سمنان و کرمان و غیره را به نعمت توسعه، آنهم توسعه مدرن صنعتی متنعم کرده است، متأسفانه هنوز مازندران همواره شاهد رهاکردن و سوختن کشت ها و کشتزارهای سنتی سالانه، بخاطر خشکسالی و بی آبی ناشی از فقدان و کمبود سدها و سایر طرحهای ذخیره سازی آب چشمه سارها، جویبارها، نهرها و رودها آنهم به عنوان یکی از پربارش ترین استانهای کشور است!
وقتی کشاورزی مازندران رشد نکرده و از هر طرف نیز با واردات بی رویه و توزیع بی توجیه برنج و میوه و سایر محصولات کشاورزی و باغی، بر تارک آن ضربه نیز زده اند، طبیعی است که بخاطر همین تفاوت نگاه و اتحاذ استراتژی غلط، استانی که در ردیف استانهای برخوردار قرار داشته، بسرعت برق و باد به گروه استانهای محروم سقوط کرده و استان مهاجرپذیر دیروز، در طرفه العینی تبدیل به استان مهاجرفرست گردد!
مسئولین یک جانبه نگر در عرصه کشاورزی و البته با مکمّل زیرکی ها و مرموزگری های دلالان بنام و بی نام، کاررا به جایی رسانده اند که امروز، شغل شریف کشاورزی که استراتژیک ترین فعالیت تولیدی در عرصه اقتصاد ملی است، با توجه به چالش های ذیل:
1-واردات بی رویه محصولات کشاورزی و باغی و توزیع گسترده ی آن در کشور و حتی در استانهای شمالی
2-مکانیزه نبودن کامل مراحل کاشت، داشت و برداشت در کشاورزی
3-یکپارچه نشدن اراضی کشاورزی با مالکیت های متکثر
4-همسطح نشدن اراضی جلگه ای کشاورزی
5-گرانی داده های کشاورزی مثل آب، بذر، کود، سم و غیره
6-گرانی و کمبود سوخت برای وسایل و موتورآلات کشاورزی
7-کمبود شدید آب کشاورزی بخاطر خشکسالی ها و عدم منابع کافی ذخیره سازی آب مثل سد ها و غیره
8-گرانی روزافزون نرخ منابع انسانی اعم از کارشناسان و کارگران
9-گرانی خرید، کرایه و نگهداری وسایل، ابزار و ماشین آلات کشاورزی
10-پرزحمت بودن و سختی کار طاقت فرسای کشاورزی
عملاً دیگر مقرون به صرفه نبوده و در یک جمع بندی بسیار تأسف بار، کشاورز در دوراهی تصمیم و سرنوشت خانوادگی، مجبور به انتخاب یکی از گزینه های ذیل می شود:
- ادامه ی کشاورزی کم درآمد و زندگی بخور
- فروش اراضی کشاورزی خود به ویلاسازان و سایر دلالان و متقاضیان در اولین فرصت
- تغییر کاربری قانونی و یا غیرقانونی اراضی حاصلخیز مازندران و خروج از قلمرو کشاورزی
نکات مهم در بخش کشاورزی:
1- وسوسه های میلیاردی: قیمت گذاری میلیاردی دلالان بر اراضی آسیب پذیر کشاورزی که گاهی درآمد سالانه آنها به میلیون تومان هم نمی رسد، بزرگترین محرک برای قلع و قمع اراضی کشاورزی و نهایتاً سرایدار شدن کشاورزان دیروز و امروز است! و جالب اینجاست که همین مقرون به صرفه نبودن کشاورزی و انسدادهای قانونی و قضایی برای جلوگیری از این تغییر کاربری های غلط، زمینه های نارضایتی عمومی علیه اقدامات قانونمند و مصلحت اندیشانه ی قوای سه گانه بویژه قوه محترم قضائیه را فراهم و یا تقویت می کند!
2- کم انگیزه شدن کشاورزان: عده ی قابل توجهی از کشاورزان مازندرانی، دیگر مثل گذشته به حرفه کشاورزی علاقه ای نشان نمی دهند و به همین خاطر اهتمام عمومی گذشته در باره توسعه کشاورزی کمتر دیده می شود و همین نکته برای اضمحلال تدریجی کشاورزی کافی بنظر می رسد!
3-عدم اتکای غلط به آمار کذایی: رشد پدیده ی آمارگرایی غلط در مدیریت از جمله در مدیریت کشاورزی مازندران، شبیه رشد پدیده ی مدرک گرایی غلط در نظام آموزش عالی و دانشگاههاست که هر دو اگر چه کاملاً شیک و منطبق یا فراتر از نرخهای جهانی بنظر می رسند، اما به واقع از درون، تهی اند و در توسعه پایدار یک آفت و آسیب و یا حداقل یک تهدید محسوب می شوند!
4- رابطه اشتغالزایی و درآمدزایی: وقتی بخش کشاورزی فاقد درآمدزایی اش شود، طبعاً فاقد اشتغالزایی نیز می شود، فلذا اولاً جوانان، رغبت چندانی به اشتغال در این بخش نشان نمی دهند و ثانیاً شاغلان این بخش نیز خود را بیکار، اشتغالشان را موقت و از سر اجبار توصیف می کنند!
راهکارهای مربوط به بخش کشاورزی:
1- ارجحیت توسعه ی کشاورزی: توسعه ی کشاورزی هم از نظر ضرورت ملی برای تحقق اقتصاد مقاومتی و هم وجود استعدادهای متنوع و تکرارناشدنی در مازندران، توسعه ای ارجح است و اگر دولت محترم بخواهد گامی برای تحقق دو راهکار مهم اشتغالزایی و درآمدزایی در مازندران بردارد، تحقیقاً و با توجه به زیرساخت ها، وسعت اراضی کشاورزی، مهارت های کاری، شرایط اقلیمی استثناء و غیره، هیچ راهکاری برتر از توسعه بخش کشاورزی مازندران وجود ندارد.
2- لزوم جابجایی اولویت ها: چگونه برای آقای رئیس جمهور، مرگ دریاچه ارومیه و یا احیای کویر مهم است، اما دغدغه ای برای مرگ کشاورزی بروز نمی دهند، در حالیکه زنده نگه داشتن کشاورزی به مراتب مهم تر، به صرفه تر و متعارف تر از زنده کردن کویر است و معلوم نیست که چرا به کشاورزی مازندران که بنیان اقتصاد مقاومتی و توسعه پایدار است، کمتر عنایت می شود!
3-لزوم تنظیم سیاست ها: کشاورزی مازندران نیاز به تنظیم سیاستهای پولی و مالی بانکها و تخصیص بودجه های ملی برای اجرای طرحهای اساسی و تزریق یارانه به هزینه های تولید دارد!
4- مکانیزاسیون کشاورزی: کشاورزی مازندران بخاطر مکانیزه نشدن، پابپای صنعت کشور رشد نکرده و از قابلیت های فنی لازم برای بهینه سازی پتانسیل تولید برخوردار نیست!
5- اولویت دادن به خودکفایی و صادرات: کشاورزی مازندران که این روزها قربانی واردات بی رویه است، می تواند علاوه بر تحقق خودکفایی کشاورزی در داخل کشور، در بازارهای جهانی از جمله در آسیای میانه نیز یکی از بزرگترین صادرکننده ها باشد و طی آن از فضای بسته و تهدید کم درآمدی ها و بیکاری ها رهایی یابد!
6- محوریت اقتصاد کشاورزی: همه دستگاههای مدیریتی مازندران باید در خدمت کشاورزی قرار بگیرند، فلذا مدیریت کشاورزی مازندران باید به صاحبان تفکر و مدیریت جهادی سپرده شود!
7-استفاده از تجربه های جهانی: دولت باید با استفاده از تجربه های کشورهای برتر در صادرات محصولات کشاورزی و باغی، پیگیر و مجری ارزان شدن هزینه های تولید در بخش کشاورزی شده و عملیات اجرایی فراهم کردن و تکمیل زیرساخت ها و یا سایر حمایت ها را بیآغازد.
8-هم اندیشی با کارشناسان و کشاورزان: دولت باید پارلمان محلی و تخصصی برای بهبود و توسعه ی کشاورزی تأسیس کند و طی آن فعالان بخش کشاورزی اعم از سرمایه گذاران، بازرگانان، کارشناسان، مدیران، صاحب نظران و حتی کشاورزان به بررسی طرحهای برون رفت کشاورزی از بن بست ها و نیز ارائه خلاقیت ها و کارآفرینی ها پرداخته و تصمیمات معقول را جایگزین مصوبات تحکمی نمایند و نگذارند که استعدادهای بالقوه ی کشاورزی در استانی که بیش از همه استانها از بیکاری جوانان و فارغ التحصیلان دانشگاهی اش رنج می برد، بکر و دست نخورده و باقی بمانند!
ب-بخش گردشگری، میراث فرهنگی و صنایع دستی
اگر کشاورزی و باغداری و سایر گرایشان ایم حوزه مثا دامداری و صیادی، شناسنامه اصلی مازندران باشد، قطعاً گردشگری، شناسنامه المثنی برای مازندران تلقی می شود و از این نظر درست برابر با استعدادهای کشاورزی، مازندران از استعدادهای بیشمار گردشگری و زیرشاخه های آن برخوردار است و در بسیاری از جاها این دو اقتصاد یعنی اقتصاد کشاورزی و اقتصاد گردشگری با هم برابری و همسانی دارند!
دو شاخصه ی بزرگ دریا و جنگل به همراه دریاچه ها، چشمه ها، تالاب ها، برکه ها، آبشارها، رودها، جویبارها، غارها، قله ها، آب و هوا، مرغزارها، ییلاقات، دشت ها و کشتزارها، محورهای اصلی استعدادهای اقلیمی گردشگری مازندران و سایر زیرساخت ها مانند راهها، هتل ها، شهرکهای ساحلی، مجتمع های تفریحی، پلاژهای ساحلی، ویلاها، سوئیت ها، رستوران های مدرن و سنتی، بوستان ها، اماکن زیارتی، اماکن تاریخی و سایر جاذبه های ریز و درشت دیگر، از جمله فرهنگ میهمان نوازی و مهربانی مردم مازندران، علت العلل استقبال های گردشگران داخلی و خارجی از شمال مخصوصاً مازندران محسوب می شوند.
اما واقعیت تلخ اینجاست که مازندران به همان دو دلیل یعنی عدم برخورداری از بودجه ها و مواهب ملی و نیز مدیریت توانمند، نتوانسته است از ظرفیت های ذکر شده، بهره برداری بهینه نموده و در برابر خیل استقبال گردشگران، اولاً به درآمدزایی و ثانیاً به اشتغالزایی بپردازد:
چالش ها و مشکلات موجود در عرصه گردشگری:
1- عدم اجرای کامل طرح آزادسازی سواجل دریا تا عمق 60 متری
2- عدم ساماندهی جاذبه افزای سواحل آزادشده
3- عدم ایجاد طرح های سالمسازی دریا به تعداد مکفی
4- عدم جذب سرمایه گذاران جهت سرمایه گذاری در پروژه های گردشگری
5- عدم اجرای طرحهای جاذبه افزا در جنگل های بکر و دست خورده شمال
6- عدم ایجاد زیرساخت های گردشگری به اندازه ی کافی
7- ناامنی جاده ها و راه های دسترسی به مراکز هدف و اماکن گردشگری
8- عدم ترمیم، آزادسازی و آماده سازی اماکن معتبر تاریخی
9- عدم حمایت مالی و حقوقی از صنایع دستی در مازندران
10- عدم تمرکز مدیریتی در مازندران با محوریت گردشگری
11- عدم تزریق بودجه ها و اعتبارات ملی به طرح های ملی گردشگری
12- عدم تأسیس یک موزه بزرگ و معتبر در مرکز استان
13- عدم استفاده از تجربیات مثبت و موفق جهانی و داخلی در راستای رشد صنعت گردشگری
14- عدم استفاده از تجربیات سالهای گذشته مدیریت میدانی گردشگری در مازندران
15- ناامنی اخلاقی گردشگران مذهبی در مراکز هدف گردشگری
نکات مهم مربوط به گردشگری:
- آمار ورود گردشگران داخلی و خارجی به مازندران گاهی از آمار گردشگران خراسان و اصفهان هم پیشی می گیرد، اما به دلایل مختلف از جمله چالش های ذیل درآمد مازندران از صنعت گردشگری بسیار بسیار کمتر از سایر استان های گردشگرپذیر است:
1- کثرت اقامتگاههای دولتی در غالب شهرهای مازندران
2- فقدان زیرساخت های گردشگری در بعد اقامتی همانند هتلها، متلها، هتل آپارتمانها و غیره
3- عدم ساماندهی مراکز اقامتی و خدماتی گردشگری
4- فقدان تورهای گردشگری و سیستم جذب و استقبال از گردشگران
5- فقدان اجرای قوانینی مثل چادرخوابی، پیاده روخوابی، پارک خوابی و ساحل خوابی مسافران
6- عدم جلوگیری از پخت و پزهای غیرمجاز در اقامتگاهها
7- عدم استقبال کافی سرمایه گذاران از مشارکت در طرحهای گردشگری مازندران
8- فقدان سیستم توانمند مدیریتی و نیز هماهنگی های بین سازمانی در عرصه گردشگری
- ترافیک سنگین جاده های اصلی و فرعی و خیابان های شهری و تصادفات متعدد و حتی قربانی گرفتن از شهروندان، مهمترین نمودهای حضور مسافران کم خرج در مناطق مختلف مازندران اند.
- گرانی نرخ ها و افزایش هزینه های موسوم به سبد خانوار برای شهروندان مازندرانی، منفی ترین جلوه ی حضور مسافران در مازندران است که متأسفانه بخاطر عدم نظارت کافی رقم می خورد.
- افزایش حیرت انگیز تولید زباله در مازندران با توجه به معضل همیشگی برای دفن زباله در مازندران به شکل بهداشتی و یا احداث کارخانه های بازیافت موسوم به کمپوست، پرتنش ترین تبعات حضور گردشگران کم خرج در مازندران است.
- گسترش غیرقابل مهار فرهنگ وارداتی اعم از بی حجابی و بدحجابی، تفریحات اختلاطی، روابط نامشروع و غیره نمادی از نفوذ فرهنگی بیگانگان به کشورمان هستند، متأسفانه در فصول گردشگری از مازندران یک قربانی بزرگ فرهنگی می سازند که تبعاتش پایان ناپذیر است.
- قرق شدن شهرکهای کوچک و بزرگ ساحلی در شمال و آزادی عمل اخلاقی گردشگران به سبک غربی ها و گرایش جوانان مازندرانی به حضور شبانه در این شهرکها از دیگر تبعات این حضور است.
- مانور خودروهای میلیاردی به شکل ویراژها و تیکاف های فرزندان سرمایه دارهای گردشگر در شهرها و شهرک های ساحلی برای جوانان کم درآمد مازندرانی، حسرت انگیز و نارضایتی ساز است.
- ترویج فرهنگ مصرف زدگی از سوی گردشگران برای شهروندانی که هرگز به درآمد آنها نمی رسند، موجب بروز پدیده های ناگوار اجتماعی و اختلافات و درگیری های خانوادگی ناشی از آن می شود.
- گسترش عربده کشی های ناشی از مصرف الکل و مواد مخدر صنعتی و نیز بخاطر درگیری های هوس آلود جهت تصرف روسپی ها و افزایش آمار خودفروشی های پردرآمد در ردیف تبعات منفی حضور مدیریت نشده ی گردشگران داخلی و خارجی در مازندران قرار دارد.
راهکارهای مربوط به گردشگری:
1- تخصیص بودجه ها و اعتبارات ملی برای طرحهای ملی گردشگری در مازندران در حوزه ی دریا، جنگل و سایر سرمایه های اقلیمی مثل چشمه سورت و نیز در حوزه میراث فرهنگی و صنایع دستی
2- تقویت نظام مدیریتی گردشگری با افزایش اختیارات، ارتقای سطوح هماهنگی و انتصاب توانمندترها
3- ساماندهی اساسی و دائمی سواحل دریا و نیز مناطق هدف گردشگری در حوزه جنگل و کوهستان
4- ساماندهی مراکز اقامتی، خدماتی، پذیرایی و نیز سوئیت های پراکنده ی خصوصی
5- ساماندهی فرهنگی با ایجاد پلیس فرهنگی در مناطق هدف گردشگری بعنوان ناجیان فرهنگی
6- ایجاد و تقویت زیرساخت های گردشگری مثل آزادراهها، بزرگراهها، جاده های اصلی و فرعی، تفریحگاهها، اقامتگاهها، اماکن خدماتی، پذیرایی و غیره
7- افزایش اقتدار و فعالیت نظارتی در کلیه مناطق هدف گردشگری و نیز روند هزینه کرد بودجه ها
8- احیای موضوعات مختلف گردشگری در کنار توریسم اقلیمی مازندران مثل توریسم پزشکی، توریسم ورزشی، توریسم علمی، توریسم اقتصادی، توریسم زیارتی، توریسم تاریخی، توریسم زمستانی و غیره
9- ایجاد بسترهای لازم برای جذب سرمایه های بخش خصوصی در طرحهای گردشگری مازندران
10- حمایت بانکی و حقوقی از مشارکت بخش خصوصی در طرحهای گردشگری
11- استقبال از انتقال تجربه های موفق جهانی و داخلی در بهبود سطوح مدیریتی گردشگری
12- اولویت دادن به دو مؤلفه درآمدزایی و اشتغالزایی در همه ی طرحهای گردشگری
13- تلاش عملیاتی برای مدرنیزاسیون گردشگری سنتی جهت بهینه سازی احیای ظرفیت ها
14- اولویت دادن واگذاری طرحها و مناطق هدف گردشگری به بخش خصوصی
15- ایجاد پلیس گردشگری با آموزش های ویژه جهت آرامش افزایی به فضاهای گردشگری
16-تقویت همزمان بودجه هلال احمر، ورزش و جوانان، ارشاد اسلامی، تبلیغات اسلامی، بهداشت و درمان، نیروی انتظامی و سایر دستگاههای ذیربط در بعد مربوط به مأموریت های گردشگری استان
17- ایجاد رادیوی شبانه روزی گردشگری در فصول گردشگری در مازندران برای شمال کشور
18- تجهیز و مکانیزه کردن سیستم های مراقبتی مناطق ساحلی و جنگلی با نصب شبکه دوربین های مجهز جهت کاهش آمار قربانیان و آسیب پذیران کم اطلاع در مناطق غیرمجاز
19- ایجاد سامانه های اطلاع رسانی برای کمک به گردشگران در شرایط معمولی و بحرانی
20- ایجاد منطقه آزاد تجاری در سواحل مرکزی مازندران جهت افزایش جاذبه های گردشگری
البته واقعیت این است که در زمینه ی هر یک از راهکارها اقداماتی به عمل آمده است اما بخاطر یکی از سه علل موسمی بودن ، فراگیر نبودن، جامع نبودن طرحها و اقدامات عملاً تحولات ماندگاری را متوجه گردشگری استان نکرده است و مازندران در بسیاری از زمینه های گردشگری، سیاست رهاشدگی را بر خود تحمیل کرده است که این طبعاً در درازمدت به قلع و قمع استعدادهای گردشگری می انجامد.
پ-بخش صنعت، معدن و تجارت
شاید بتوان گفت که ناراست ترین قسمت پیکره ی اقتصادی استان مازندران به همین بخش صنعت، معدن و تجارت مربوط می شود که متأسفانه نه تنها رشد چندانی نکرده است، بلکه در بسیاری از زمینه ها دچار اُفت و تعطیلی و تعلیق نیز شده است که کمترین تبعات آنها بیکاری شاغلان گذشته بوده است.
چالش ها و مشکلات بخش صنعت، معدن و تجارت در مازندران:
1- تعطیلی سریالی کارخانه های قدیمی و عدم حفظ بسیاری از فرصت های شغلی گذشته
2- واگذاری غلط و زیر قیمت کارخانجات تولیدی به بخش خصوصی
3- عدم احداث کارخانجات جدید تولیدی و اضافه نشدن فرصت های جدید شغلی
4- سطحی بودن فعالیت های تولیدی جدید و فاصله مشهود با صنایع مادر
5- عدم توفیق مطلوب و پیش بینی شده در ساخت شهرک های صنعتی
6- فقدان استراتژی کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت صنعتی
7- عدم توفیق در کارآفرینی صنعتی
8- عدم توفیق در تحقق دو هدف اشتغالزایی و درآمدزایی
9- کمبود بازار فروش داخلی و بین المللی برای تولیدات صنعتی
10- استفاده مکرر از قانون پرداخت بیمه بیکاری کارگران بیکار شده
11- به صرفه نبودن سرمایه گذاری در صنعت مازندران به زعم سرمایه گذاران
12- کندی رشد صنعت تجارت خارجی مخصوصاً واردات هوشمند و صادرات محصولات تولیدی
13- ورود افراد غیر متخصص و فاقد سابقه به عرصه تجارت خارجی
14- مطلوب نبودن روند جذب سرمایه گذاران برای سرمایه گذاری در صنعت مازندران
15- فقدان آماده سازی زیرساخت های لازم برای توسعه ی صنعت و تجارت مازندران
البته در رابطه با صنعت انتظار می رود به بهای رشد صنعتی مازندران، اراضی حاصلخیز تغییر کاربری نداده و مهم تر از آن اراضی حاصلخیز قربانی فاضلاب های مهلک صنعتی نشوند و کار به جایی نرسد که نه تنها کشاورزی، بلکه مازندرانی ها نیز امکان زندگی در بسیاری از روستاها و حواشی شهرها را از دست بدهند و متأسفانه آنچه که الان اتفاق افتاده است، همین پارامترهای آزارنده است که باید بطور جدی مورد توجه قرار گرفته، تا مازندران بجای رشد صنعتی، دچار سرنوشت اُفت محصولات کشاورزی و باغی نشود.
درگیری اهالی با بسیاری از سرمایه گذاران اقتصادی و صنعتی در برخی از مناطق مازندران بخاطر ورود بی حساب و کتاب به جرگه صنعت و استقرار غیرعلمی در مناطق خاص است و علاوه بر آن آلودگی های جانبی مثل بوهای بد، صداهای آزارنده، ترددهای خطرناک، گازهای سمی و دهها عارضه مشابه است که باید در فرایند توسعه دیده و تدبیر شوند.
راهکارهای مربوط به صنعت، معدن و تجارت:
1- تقویت حمایت های بانکی از سرمایه گذاران بخش خصوصی در صنعت مازندران
2- تخصیص بودجه و اعتبارات ملی برای تکمیل زیرساختهای صنعتی و توسعه صنایع مادر در مازندران
3- شناسایی ضرورت ها، چشم اندازها و نیازهای صنعتی مازندران
4- شناسایی های استعدادهای رشد صنعت در مازندران مثل مواد اولیه، نیروهای ماهر و شرایط خاص
5- هماهنگی بالادستی بین بخشهای مختلف اقتصادی اداری، مالی و اقتصادی با صنعت و تجارت
6- استفاده از تجربه رشد صنعتی استان های مشابه با مازندران
7- استفاده از ظرفیت های فرامرزی مازندران در واردات و صادرات صنعتی
8- استفاده از سرمایه گذاران سایر استانها در رشد صنعتی مازندران
9- ایجاد شهرک های صنعتی تخصصی مثل شهرک صنایع کشاورزی، شهرک صنایع شیلاتی و غیره
10- استفاده از پتانسیل های ملی مازندران از جمله نمایندگان مجلس، وزرای مازندرانی و غیره
11- استفاده از زمینه های پیشین صنایع خاص مثل نساجی و غیره
12- توسعه صنایع خاص مثل صنایع کشاورزی، شیلاتی، باغی، ورزشی، دریایی، جنگلی و غیره
13- استفاده از موقعیت های ترانزیتی مثل بنادر، ریل ها، جاده ها و فرودگاهها
14- ایجاد مناطق آزاد تجاری در سواحل دارای استعدادهای خاص
15- ایجاد مناطق ویژه اقتصادی در کنار بنادر و فرودگاهها
16-ایجاد نواحی صنعتی در روستاها و کارآمدکردن صنایع کوچک
17- ایجاد نمایشگاهها و فروشگاههای ملی و بین المللی صنعتی در شهرهای خاص استان
18- ایجاد کنسولگری کشورهای آسیای میانه در مرکز استان جهت مراودات بیشتر صنعتی
19- ایجاد شرکت های تعاونی بزرگ صنعتی در جهت رشد صنعتی مازندران
20- ساماندهی فنی و اصولی شهرکهای صنعتی مازندران و سیاستگذاری بین المللی
در پایان متذکر می گردد اگر چه امکان تکرار و استمرار ارائه همین نوع رویکردها به سایر بخش های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره کاملاً متصور و ممکن است اما برای جلوگیری از اطاله کلام بیشتر به همین مقدار بسنده می شود و امید است که رئیس جمهور محترم و هیئت همراه چه در این سفر و چه پس از آن نگاه عمیق تری به استان داشته و مازندران را از محرومیت های چند دهساله نجات دهند.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-94/715
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.