تذکری جدی به برخی متذکران به مستقبلین هیئات حسینی:
تأملی در باره نگاه تلخ به تماشاگران دسته های عزاداری حسینی:
نگاه به عزاداری ها مثل نگاه و زیارت حرم است!

گاهی از زبان برخی مداحان محترم، واژه های نامحترمی مثل " حسین، تماشاگر نمی خواهد" و یا " دیگه شورش و در آوردید" و غیره پیرامون مردم مستقر در پیاده روها که به تماشای دسته های عزاداری می پردازند،شنیده می شود که اصلاً شایسته ی عزاداری، تریبون داران و میکروفون داران مراسمی با این عظمت، عمومیت و معنویت نبوده و نمی باشد!
در فراز آغازین باید گفت که مستقبلین دسته های عزاداری به شکل ذیل قابل گروه بندی اند:
گروه اول؛ کسانی اند که در حسینیه ها و هیئت ها عضویت نداشته و خلاء آن را با استقرار در مسیرهای دسته های عزاداری و یا محل های تجمع آنها پر کرده و هیجانات مقدس خود را تخلیه می کنند!
گروه دوم؛ محل های تجمع و مسیرها آمده و باز هم خودشان را به کاروان های عزای حسینی ملحق و متعلق می کنند تا بر معنویت خود و میزان بهره برداری از محرم بیفزایند!
گروه سوم؛ شامل خانواده های دارای مریض و ناتوان و کهنسال اند که با استقرار در اماکن یاد شده و گریه بر مصائب آل الله، با عزاداران حسینی و نیز اهل بیت(س) ابراز همدردی می کنند!
گروه چهارم؛ از شهرها و روستاهای اطراف اند که غالباً می خواهند از مراسم زیبا و جاذبه های موجود در عزاداری های شهرهای اطراف بهره برداری کرده و فیض محرم خود را غنی تر و غلیظ تر کنند!
گروه پنجم؛ ساکنین کوچه ها و بن بست های مسیرها و محل های تجمع اند که طبعاً برای تماشا و لذت بردن از مراسم عزاداری به سر خیابان ها آمده تا خدای ناکرده بی اعتنایی نکرده باشند!
گروه ششم؛ هیئت ها و حسینیه های مسیرند که برای انجام پذیرایی و وظایف میزبانی در جلوی حسینیه و یا خیابانها و کوچه های ورودی خود مستقر شده و به استقبال از میهمانان و دسته های عزاداری و نیز مستقبلین می پردازند!
گروه هفتم؛ مردم کوچه و بازار و گذری ها هستند که گهگاه با توقف های کوتاه، سر و گوشی آب داده و نیم نگاهی به دسته ها و جاذبه های پیوستی مثل طبل ها، دهل ها، علم ها، کتل ها و غیره انداخته و گاهی هم از فرط تأثیرپذیری، اشکی را هدیه مراسمات می کنند!
گروه هشتم؛ هیئتی های برگشتی و آنانی هستند که عزاداری خیابانی آنها تمام شده و در مسیر برگشت به خانه هایشان، به تماشای دسته های عزاداری می پردازند و دیرتر به خانه هایشان برمی گردند!
گروه نهم؛ جوانان امروزی و تنوع طلبی هستند که با ترددهای گسترده در مسیرها می خواهند بطور گروهی علاوه بر لذت معنوی و ابراز ارادت به امام حسین(ع) و خاندانش (البته به سبک خودشان)، در بخشی از مراسم حضور یافته و عزاداری شهر خود را ارزیابی کرده و حتی نسبت به سال های قبل مقایسه کنند!
گروه دهم؛ خانواده های کسانی اند که عزیزان آنها در هیئت های جلوی چشمشان در حال عزاداری اند و این ها در حال مشایعت و همراهی آنها هستند و طبیعی است که در پیاده روها در حال حرکت باشند!
گروه یازدهم؛ فیلمبردارها، مأمورها، معازه دارها و کلاً کسانی اند که آنها هم در حال انجام کاری هستند که به نحوی با دسته ها و هیئت های عزاداری مرتبط است و نمی توان به این حضور ایرادی را وارد دانست!
گروه دوازدهم؛ سرریزهای یازده گروه فوق الذکرند که متأسفانه شأن مراسم را رعایت نکرده و گاهی برای دیگران ایجاد مزاحمت کرده و یا آرایش ها و لباس های جلف و نامناسب، معنویت این مراسم را تحت تأثیر قرار داده و حتی عزاداران را نیز خشمگین می کنند و به عبارتی حاشیه سازان منفی مراسم محسوب می شوند و طبعاً حساب آنها نیز از سایرین کاملاً جداست!
فلذا اگر ما بخواهیم همه مستقبلین از دسته های عزاداری را به حساب اندک نفراتی بگذاریم که آنطور باید و شاید شأن این مراسم حزن انگیز را رعایت نمی کنند، کار درستی انجام نداده ایم، چرا که از دوازده گروه فوق، یازده گروه به نحوی مأجورند و باید احترام آنها را نگه داشت و قطعاً راه مقابله با عزادارنماها، توهین به عزاداران واقعی حسینی نیست و نباید حضور اعتقادی اکثریت آنها را با جمله های ناپخته زیر سؤال برد!
ضمن اینکه باید این حقیقت را پذیرفت که ترویج توهین و تعرض کلامی، نه تنها به فرهنگ سازی و ایجاد تحول مثبت نمی انجامد، بلکه یک اقدام بشدت ضدفرهنگی است و دارای آثار سوء فراوانی خواهد بود و از این رو تأکید می شود که ما باید بجای تهاجم، تفاهم را اصل قرار داده و با روشن نگری به این کارزار پای گذاریم و به عبارت دیگربرای جنگ نرم، سلاح نرم بکار گرفته و مانع از افزایش ریزش شویم!
بنابراین امیدواریم مداحان محترمی که گاهگاهی به این اندک عزادارنماها، عمومیت می دهند، متوجه تبعات واژه ها و لحن های بکارگیری شده ی خود باشند تا خدای ناکرده این استقبال عظیم از مراسم حسینی را خدشه دار نکنند!
در پایان توجه همگانی را به جمله های ملکوتی مقام معظم رهبری جلب می کنم که در بجنورد در باره ی نوع برخورد با جوانان امروزی و عدم انطباق ظاهری آنها را علیرغم همراهی ظاهری و گرایش های مثبت باطنی، نوعی بیماری قابل علاج دانسته که البته این بیماری ها را شامل همه دانسته اند و خواسته اند که با سعه ی صدر بیشتری با این مسائل برخورد شود!
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-94/8/2
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.