لطفاً تهدیدها را جدی بگیرید:
به یاری نسل نو بشتابیم:
گروه های مرجع و الگوهای نقش برای نسل های نو

در مباحث جامعه شناسی دو مفهوم نزدیک به هم، اما متفاوت وجود دارد که به نحوی مکمل هم اند که یکی گروه مرجع و دیگری الگوهای نقش می باشد!
گروه مرجع فرد یا افرادی هستند که عده ای با نگاه همطرازی، عمل خودشان را با آنها مقایسه می کنند و موفقیت و ناکامی خود را منوط به پس و پیش بودن خود با آنها می دانند!
الگوهای نقش، کسانی اند که قضاوت آنها و یا میزان انطباق رفتار و سایر عملکردهای مریدان و پیروان نسبت به آنها، معیار عمل و موفقیت کسانی است که آنها را الگوی خویش قرار داده اند!
مشکل از آنجا آغاز می شود که گروه های مرجع یک جامعه و یا یک نسل، تغییر یافته و بجای صحت رفتار، شاهد حاکمیت پذیرشی کسانی در اذهان و نگاه های تعصبی نسلی باشیم که بخواهند خودشان را با آنها مقایسه کرده و یا از الگوهایی تبعیت کنند که به واقع و بخاطر نداشتن معیارهای مثبت و برتر و یا حتی برخورداری از ویژگی های منفی، ضدالگو هستند!
ماحصل انس نسل های نو و یا حتی خانواده های آنها با شبکه های ماهواره ای، اجتماعی و نرم افزاری، همین معضل و آسیب همه جانبه اجتماعی، فرهنگی، اخلاقی و اعتقادی و حتی اقتصادی است!
این شبکه ها با ایجاد جذابیت های کاذب، مراجع و الگوهایی خارج از شئونات دینی و ملی ما ارائه کرده و در برخی موارد حتی پا را فراتر گذاشته و از شئونات انسانی نیز خروج کرده و جوامع مختلف را به بحران اخلاقی و معنوی سوق می دهند!
نسل امروز که گاهی تابع قانون نامناسب" همه یا هیچ" است، در مواجهه با مراجع و الگوهای تبلیغ شده در این شبکه ها، با پذیرش قطعی و کلی این شبکه ها، اولاً خودش را با نوجوانان و جوانان غربی، آن هم افرادی که این شبکه ها نشان می دهند، مقایسه می کند که چگونه زندگی کرده و مشغولیات یومیه و شبانه آنها چیست و ثانیاً وقتی توانایی و یا مهارت یک چهره الگو شده را در کار خاصی مثل بازیگری، ورزش، اجرا، رقص، خلاقیت ها و غیره می نگرد، ناگهان تمامی ابعاد شخصی و شخصیتی آن الگوها را پذیرفته و می خواهد همه جوره به او و مدلهای لباس و آرایش و رفتار اجتماعی آن الگو برسد!
مثلاً پوشش و آرایش اور را ملاک قرار داده و یا با خالکوبی و سایر تفریحات و آشنایی با جوانب فرعی زندگی او، یک تبعیت همه جانبه را از چنین الگوهای یک جانبه رقم می زند!
این شبکه ها منجر به فاصله گرفتن فرهنگی و رفتاری نسل امروز از جامعه خود شده و نوعی بیگانگی از هویت خود و دوگانگی بین آرمانهای ذهنی و واقعیت های اجتماعی اش پدیدار می گردد و برای حل چنین تضاد و پارادوکس آزارنده ای، یا باید به گروههای پرخاشگر ضداجتماعی بپیوندد و برای تغییر جامعه به نفع آرمانهای اجاره ای و وارداتی اش مبارزه کند و یا اینکه واقعیات جامعه خود را بر آرمانهای غربی استیلا ببخشد!
انصاف دهید که کار سختی است و نوجوان و جوان امروزی در خود توان و انگیزه مقابله با آرمانهایی را نمی بیند که از کودکی و از طریق ماهواره ها و غیره با آنها خو گرفته و در سیاهه پذیرش های فکری و یا نوستالژی اش ثبت شده است!
فلذا خانواده ها و نهادهای اجتماعی و حاکمیتی جامعه باید متوجه تبعات استفاده از اینگونه امکانات در خانه و یا وسایل شخصی فرزندانشان و نسل امروز باشند و بدانند که آسیب های ناشی از تغییر گروههای مرجع و الگوهای نقش، می توانند سقوط اخلاقی و انسانی یک جامعه را در یک پروسه زمانی تعریف شده، رقم بزنند و آن مقدمه ای است برای سایر تغییرات فرهنگی و اجتماعی جامعه که تغییرات سیاسی و اعتقادی نیز در آن می گنجد و این همان کودتای فرهنگی ناشی از یک جنگ نرم است که بنیادهای پژوهشی غرب، تعقیب کننده آن هستند!
صادق علی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-95/5/20
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.