فــــــرح آبـــــاد به روایت اسناد تاریخی(4):

در این قسمت به چگونگی حضور شاه عباس در شهــر تاریخی

 فـــــــرح آبـــــــاد و انجــام امـور حکومتی وحواشی مربوط به آن

 پرداخته و به نقل از اتفاقاتی که در نوشته های متعدد تاریخی

 داخل و خارج از کشور به ثبت رسیده،می پردازم تا عملاً ثابت شود

 که فـرح آبـاد درعین حالیکه دارالسرور شاه عباس بوده، دارلسلطنه تابستانی و نوروزی صفویه نیز بوده است.

شاه عباس  در فـــــرح آبــــاد:

الف-شاه چون در شهر اشرف(بهشهر) زیاد ماند،هوس شکارگاههای فـــرح آبــاد وسیرکناردریاکرد.

فـــــرح آبــــاد،وسعت و گشادگی آن از اشرف بیشتر است و فاصله آن تا اشرف سه منزل است.

در هر منزلی،عمارتی ساخته و اسباب ضروریات آن را  به فرموده آرزو پرداخته اند.

به پنج شش روز همه جا شکارکنان طی فرموده و به دارالسلطنه فــرح آبــاد نزول اجلال فرمودند.

این خلد برین و جنت نهمین، بر کنار بحر آبسکون(خزر)واقع شده و نهر تجینه رود از وسط شهر روان گشته.

پس از چراغانی اطراف تجینه رود به سیر و سیاحت به استراحت بازگشتند.(عباسنامه ص162،169)

ب-موکب شاهی شاه عباس ثانی،از فـرح آبـاد به ساری که همه راه گوش به نغمه هزاردستان سپرده

بودندواز ساری به قصبه بارفروش ده(بابل)که قریب به بندردریای خزراست،رفتند.(روضه الصفا-ج7-ص206)

ج-روزهای اول نوروز باستانی برابر با چهارشنبه 23 ربیع الاول سال 1027هجری قمری،شاه در آن

 روز کسی را بار نداد که منجمان مانع بودند.

پیشکشهای استاندار خراسان در میدان شهر انباشته بود و در کنار آنها سیصد سر بریده دیده می شد

که هشت سرباز و یک سردار سواره اهل ازبک در کنار کشتگان ایستاده بودند.

همچنین شاه عباس پس از انجام سلام نوروز در ایوان کاخ پیوست به رود تجینه(کاخ جهان نما)حضور یافت،

گماشتگان دو دسته اسیر از برابر او بر سوی دیگر رود گذرانیدند،شاه دسته اول را که ازبک بودند بخشید به

شرط آنکه در فـــــرح آبــــاد موطن کنند،اما چون نوبت به اسیران ترک رسید،شاه این عبارت را بر زبان راند

"قارداشلری یخشی سخله" یعنی:این برادران را خوب نگه داری کنید! ترکان بیچاره از این سخن به نجات

خود امیدوار شده و لب به خنده گشودند،اما همینکه گامی چند برداشتند، دچارتیغ دژخیمان شدند،عبارت

 فوق،دستورکشتن شان بود!(زندگانی شاه عباس صفوی-نصرالله فلسفی-ص132-140)

د-دیگر از سوانح 1023هجری قمری اینکه جمعی کثیر از رعایای شیروان و قراباغ به گرجستان گاخت رفته،

آنجا را مامن خود ساخته،اقامت نموده بودند..حکم همایون به نفاذ پیوست که چون آن جماعت رعیت الاصل

گرجستان نیستند،همگی از مسلمان و یهود و ارمنی کوچ کرده و به جانب مازندران بهشت نشان روند و

همچنین از مردم شیروان و قراباغ و ایل و اویماقات آنجا که ملازمت رومیه اختیار نموده بودند و یا به رومیه

وصلت کرده،....چون محل اعتماد نیستند،بودن ایشان در این سرحد صلاح دولت قاهره نیست،کوچ کرده

و در فـــــرح آبــــاد رحل اقامت اندازند.

قریب به پانزده هزار خانوار به فـــــرح آبــــاد رفتند،طبقات خلق که رفته بودند،در آن ولایت آسوده  حال و

 در کمال عافیت و فراغت روزگار می گذرانند.(عالم آرای عباسی-ج4-ص881)