گله از دوست(عصر انتظار)
گله از دوست
نمی پرسی زحال من،چرا ای دوست نمی جویی وصال من،چرا ای دوست
سراغ ازمن نمی گیری،چه پیش آمد چو می بینی ملال من،چرا ای دوست
نمی گویی کـلامی ناب،که تـا باشد جـوابـی بر سئوال من،چرا ای دوست
نمی خـوانی تو نامم را،که تا گیـرد جلا یکــدم مجال من،چرا ای دوست
دلـم مهــر تـرا جـویـد،تـرا پـویـد تـو اما بی خیــال من،چرا ای دوست
رهایم می کنی تنهــا، که تنهــایی شـود مهــرزوال مـن،چرا ای دوست
نمی گردی تو خواهانم،چه بد کردم که شدوصلت محال من،چرا ای دوست
فـرو پاشیده ام بی تو،به یغمــا رفت همه جـاه و جـلال من،چرا ای دوست
نمیدانم گناهم چیست،که لطفی نیست به این اشک زلال مـن،چرا ای دوست
نشـد آخـر که تـا گردد،سحر گـاهی نــگاه تـو حـلال مـن،چرا ای دوست
سر و جان می دهد صادق،زشـوق تو نمی آیی به فـال من،چرا ای دوست
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.