ساری ، در حسرت صنعتی شدن و حیرت احداث پالایشگاهی موازی در بهشهر!
ساری ، در حسرت صنعتی شدن و حیرت احداث پالایشگاهی موازی در بهشهر!

تمام مراکز استانها به نحوی گامهایی را برای صنعتی شدن برداشته و حداقل اینکه از سهمیه مرکز استانی خود به نحو احسن بهره می گیرند و دلیل عمده آن نیز به غلظت حضور و حاکمیت مدیران مرکز استانی در مصادر استانی و ترجیحاً در سمت استاندار و پست های مدیریتی استانداری،بر می گردد!
سالهاست که استانداری نه تنها از غلظت که از قلت حضور مدیران ساروی نیز تهی شده و یا اینکه بهره برجسته ای ندارد! و این مسئله به مدیران غیر ساروی فرصت می دهد تا با ترکتازی و بی مبالاتی، به حذف ساری از مزایای ویژه مثل استقرار مراکز صنعتی و پروژه های زیرساختی مبادرت ورزند!
جالب اینجاست که اقطاب شهرستانها با استاندار یا وزرا برای حمایتهای جانبی، به توافقاتی می رسند که بیشتر به حق سکوت شبیه است و این مسئله نه فقط در زمان آقای طاهایی که در زمان استانداران قبلی نیز به کرات ملاحظه می شد!
احداث بندر در امیر آباد بهشهر و فریدونکنار،کارخانه چاپ اسکناس و کارخانه موتور دیزل در آمل،کارخانه ماشین سازی در بابل،سایپا دیزل و نمایشگاه بین المللی در قائمشهر،انتقال دانشگاه جامع مازندران به بابلسر، انتقال دانشگاه جامع برق به محمودآباد،انتقال دانشکده دامپزشکی به آمل،احداث دانشگاه مستقل علوم پزشکی در بابل، احداث و انتقال مراکز ریز و درشت دیگر که در سالهای گذشته برای شهرهایی غیر از ساری انجام شد،عملاً بر عقب ماندگی کلی ساری و مهمتر از آن عقب افتادگی ساری از سایر مراکز استانها صحه گذاشته و مهر تاکید زد!
اما من قصد کالبدشکافی گذشته را ندارم و آنچه که مرا وادار به این نوشته کرد،اتفاق حیرت آور اخیر یعنی احداث پالایشگاه موازی و جدید نفت در امیرآباد بهشهر با حمایت قاطع استاندار و سکوت سرد و ابهام آمیز نمایندگان و اقطاب ساری بود که در نهایت تعجب، بدون کمترین اعتراض، انجام گرفت و بلافاصله رقم اعتبار ۲۷ میلیارد تومانی آن هم اعلام شد و گویا پروژه بدون درنگ کلنگ خورد و در دست احداث قرار گرفت !! اینکه آیا این مسئله به فوت آقای کردان و حذف حضور و نقش ایشان در احداث و استقرار پروژه موازی در منطقه زادگاهی اش مربوط است یا خیر! اطلاع دقیقی ندارم! اما مهم این است که مشابه این پروژه در ساری کلنگ خورده و احداث آن کاملاً قطعی بنظر می رسید!
اگر چه اطلاعات من رسانه ای است و نمی دانم که در جلسات پشت پرده این موافقت چه گذشت و چه معامله ای و یا چه مخالفتهایی انجام شد! ولی هر چه که گذشته باشد، توجیهی برای این اقدام نمی تواند باشد!جالب اینجاست که تا دیروز گفته می شد که محیط زیست به شدت با احداث پالایشگاه نفت در امیرآباد بهشهر بدلایل زیست محیطی مربوط به دریا و رودخانه و مرداب، مخالف است! حالا اینکه چه شده که ناگهان همه مخالفتها به موافقت مبدل شده،جای تامل دارد!
امیدوارم نماینده محترم ولی فقیه در مازندران که امام جمعه ساری هم هستند و نمایندگان ساری در مجلس و نیز اعضای کم نقش شورای اسلامی شهر ساری به میدان آمده و این مسئله را با جدیت پیگیری نموده و نگذارند که ما یک مرکز استان ضعیف شده را از خود بیادگار بگذاریم! چرا که اولاً محتمل است که احداث پالایشگاه دوم در استانی که حفاری نفت آن نیمه فعال است و بزودی هم از مازندران به گیلان نقل مکان می کند! توجیه کارشناسی و فنی ندارد! و ثانیاً امکان تامین بودجه همزمان برای دولت وجود نداشته و عملاً به پروژه های باستانی مبدل می شود!
تذکر اینکه بیکاران بسیار گسترده ساروی که آمارش از همه شهر های مازندران و حتی از کل بیکاران استانهایی مثل اصفهان بیشتر است، چشم امید زیادی به این پروژه و فرصتهای شغلی موجود در آن دوخته بودند که متاسفانه باد آورده تر از هر باد آورده ای،به باد رفت!
و این در حالیست که هنوز سارویها،طعم مصوبات متعدد سفرهای دوگانه استانی دولت نهم را نچشیده و با این پروژه به گروه شهرهای برخوردار انتقال می یافتند!
یک سوال اساسی وجود دارد و آیا اینکه شهری جرات دارد به کارخانه ماشین سازی بابل چپ نگاه کرده و دندان طمع گرد کند و یا نظر نامحرمی به پروژه پتروشیمی بهشهر داشته باشد؟! آیا می توانید نمایشگاه بین المللی را از قائمشهر به ساری برگردانید و یا مشابه آن را در ساری کلنگ بزنید و بودجه بگذارید؟! اگر این کارها را نمی توانید انجام دهید،چگونه توانستید این ظلم را در حق ساری روا دارید؟! مگر شهروندان ساروی چه هیزم تری به شما فروخته اند که با آنها چنین می کنید؟!انتصاب یکی دو تا مشاور ساروی در استانداری که فاقد ارزش اجرایی و مدیریتی اند، چقدر می تواند بیانگر حسن نیت به ساری و شهروندانش باشد؟!
آیا رسانه استانی و سایر رسانه های مکتوب استان نباید در جهت تنویر افکار شهروندان ساروی، مدیران استانی و حتی کشوری را مجاب به پاسخگویی نموده تا این ابهام را مرتفع نمایند؟!
دست مریزاد! آقای استاندار! که خیلی خوب و خیلی زود جواب محبت های ساروی ها را داده اید!
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه
۱۳/۱۰/۸۸
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.