خاطرات من در جریان پیدایش انقلاب اسلامی ایران

سال ۵۴ که تنها ۱۳ سال داشتم،متاثر از جو خانوادگی ام و فعالیت های سیاسی داماد،برادر و خواهرم که از من بزرگتر بودند،موضوع معمولی یک انشاء را تحت عنوان"نعل کفش" به مباحث و برداشتهای سیاسی کشانده و اصطلاحاً اولین فعالیت سیاسی خودم را با فعالیت قلمی ام،رقم زدم!
در این انشاء که به یک مقاله سیاسی مبدل شد،من فقراء و محرومین و مستضعفین جامعه را به نعل کفش و نیز سرمایه داران و قدرتمندان جامعه را به سنگین وزنهایی تسبیه کردم که همواره زورگویی آنها موجب شکسته شدن استخوانهای ناتوانان جامعه می گردد و اینها علاوه بر آنکه بارشان و زورشان روی دوش و گرده های این فقراء سنگینی می کند، حتی نمی گذارند که محرومان جامعه دیده شده و یا صدای آنها به گوش برسد!
این انشاء توسط معلم انشاء ما که با ساواک همکاری خبرچینانه داشت، به منظور اخذ اعتراف از من در باره فعالیت سیاسی اعضاء خانواده ام و نیز اعتراف به اینکه این مقاله توسط آنها نوشته شده،مورد استقبال قرار گرفت و حتی در صف مدرسه هم آن را قرائت کردم که شرح تفصیلی آن در خاطرات من آمده است.
خریدن روزنامه های کیهان و اطلاعات و پیگیری مسائل فلسطین و خیانت های انور سادات و جریان کمپ دیوید و نیز دستگیری های مبارزان تشکلات سیاسی علیه رژیم ستمشاهی و مهم تر از همه مطالعه کتابهای مبارزاتی و کتابهای مذهبی تا سال ۵۶ رئوس فعالیتهای سیاسی ام را تشکیل می داد.
اما از سال ۵۶ که ۱۵سالم بود فاز جدید فعالیتهای انقلابی و سیاسی ام همزمان با تغییر فضای سیاسی کشور آغاز شد و طی آن دریافت و توزیع اطلاعیه های امام راحل،توزیع و نصب تمثال معظم له،توزیع نوارهای سخنرانی امام و شعار نویسی های دیواری با اسپری و کلیشه های دیواری در ماههای اول و شرکت در سخنرانی های مذهبی مسجد جامع ساری و برنامه های جانبی آن و فعال کردن دانش آموزان دبیرستان و نهایتاً راه اندازی تعرض ها و تحصن ها و تجمعات صنفی - سیاسی در مرحاه پسیت فعالیتهای من در سال ۵۶ بود. این حرکتها به شرکت گسترده در تمامی راهپیمایی های قبل از انقلاب که غالباً به همراه برادر بزرگوارم دکتر رنجبر(آن زمان دانشجو بودند) و برادر دینی ام حاج نبی احمدی فولادی(استاد دانشگاه) انجام می شد،به تظاهرات کشوری پیوند خورد و ما بدون آنکه بدانیم چه زمانی به پیروزی برسیم وارد یک مبارزه پایان ناپذیر با رژیم ستمشاهی شدیم و تقریباً روزی نبود که در تظاهرات و یا فعالیتی شرکت نکنیم!
ما اولین هسته تظاهرات مستقل دانش آموزی در ساری را بنیان نهادیم و طی آن تمام مدارس مسیر دبیرستان ۱۷ شهریور تا دبیرستان جامع را تعطیل کرده و با خود همراه می کردیم،دبیرستان امام خمینی(پهلوی سابق)، آیه الله کاشانی(مایل تویسرکانی سابق)،بعثت(خدمات سابق)،شریف العلماء،توحید (ایراندخت سابق) و نهایتاً دبیرستان ۱۵ خرداد(جامع سابق) در سیاهه این اقدام ما قرار داشتند و علاوه بر آن پاکسازی این دبیرستانها و هنرستانها از عکسهای شاه و خاندان منحوس پهلوی نیز با ما بود.
این حرکت آن قدر اهمیت پیدا کرده بود که برای جلوگیری از آن،هر روز تعداد قریب به ۴۰ مامور با تجهیزات کامل ضد شورش و استقرار ماشین آتش نشانی در جلوی دبیرستان ما مستقر شده و تمامی فعل و انفعالات ما را حتی در داخل مدرسه زیر نظر گرفته تا جائیکه گاهی تجمع ما را در داخل دبیرستان با آبپاشی شدید،متفرق می کردند و کلاً مانع خروج ما حتی به شکل انفرادی از دبیرستان می شدند و ما با لطایف الحیل دور از چشم آنها بیرون رفته و حلقه های تظاهرات را شکل می دادیم!
شرکت در تمام راهپیمایی هایی که از مسجد جامع آغاز می شد و تمام شهر را فرا می گرفت،تولید شعارهایی برای راهپیمایی ها،توزیع اطلاعیه در دانشگاه بابلسر،شعاردهی و تبدیل مراسم عزاداری محرم به مراسم سیاسی و .... نیز در ردیف فعالیتهای انقلابی ما در این ایام قرار داشتند.
در این رابطه ما با خاطرات و خطرات زیادی مثل تیر اندازی های ماموران،حمله های پلیس های باتوم بدست،ضرب و شتم های مکرر،پرتاب گازهای اشک آور و تعقیب و گریزها در کوچه های شهرمان، مواجه می شدیم که هر کدام جای نقل مستقل دارند و البته برخی از آنها در خاطراتم نقل شده اند و در بخش خاطرات شخصی ام در همین وبلاگ قابل مطالعه اند.
بهرحال این انقلاب با جانمایه های این مردم به پیروزی رسید و با این همه شهید و جانباز و زندانی کشیده و شکنجه دیده، هرگز شکست نخواهد خورد و استکبار جهانی آرزوی براندازی این نظام را با خود به گور خواهد برد و یقیناً مردم ما همانطور که همه شعارهایشان را تحقق یافته دیدند، مثل نابودی و مرگ شاه،نابودی و مرگ صدام، نابودی شوروی سابق، مرگ بگین و سادات و موشه دایان و رابین و ... روزی نابودی و مرگ استکبار جهانی به رهبری امریکا را نیز خواهند دید.
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.