ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهـــــــار!

بهــــــــــــار، بهــــانه ایست برای زیستن، برای بهتر زیستن، برای دوباره زیستن، برای جاودانه تر زیستن! بهــــــــــــار، تـــــرانه ایست برای عشق ورزیدن، برای پیوستن، برای همنشینی با گل و همنوایی بابلبل! بهــــــــــــار، کــــرانه ایست برای بی نهایت شدن، از ریشه به دانه سفرکردن، از زمین تا آسمان رسیدن! بهــــــــــــار، زمـــانه ایست برای تحول یافتن، برای انسان شدن، برای پاک شدن، از خاک به افلاک رفتن!
بهــــــــــــار، معــادی است در زمین که مرده ها زنده و خفته ها بیدار شده و زندگی از نو آغاز می گردد! بهــــــــــــار، نهـــادی است که در آن آدمی از صفر می آغازد و به خدای یگانه نزدیک و نزدیک تر می شود!
بهــــــــــــار، خلقتی است دیدنی و عبرت گرفتنی که از هیچ،همه چیز بروز کرده و حیات شکل می گیرد! بهــــــــــــار، فرصتی است شکار شدنی و دست یافتنی که باید از آن بهره گرفت و به کام خویش رسید!
دعای سال نو،پیام تحول انسان به احسن الحال است و سفارش پیامبر اعظم(ص) در باره بهار، زیاد یاد کردن معاد است که انصافاً و حقیقتاً هم جز این نمی تواند باشد، چرا که انسان، بیداری پس از خواب غفلت زمستانی را به عینه دیده و حسن هوشیاری را در می یابد و به راحتی این راه آسمانی رشد خداگونگی خویش را رصد کرده و چگونه رفتن و چگونه زیستن و چگونه پیوستن خود به خدا را می آموزد!
ایرانیان آغاز سال نو را نوروز می نامند و آن را عید می دانند،زیرا نو شدن و دگرگونی و بازگشتن، تزریق به کالبد مرده و احیای فرهنگ توبه و تعالی یافتگی از حیوانیت تا آدمیت است و امام علی(ع) نیز می فرمایند:هر روزی که در آن گناه و معصیتی انجام نپذیرد، عید است!
بهــــــــار را با درک مفاهیم ظاهری و باطنی آن گرامی داشته و آغازیدن را در آئینه بصیرت بیاموزید!
شهدا و امام شهدا و زیارت مزار شهدا و اهل قبور را فراموش نکنید!
در فراز پایانی چند شعر بهاری را از شاعران بزرگ میهنمان به شما هدیه می کنم:
حافظ
ساقيا آمدن عيد مبارک بادت **وان مواعيد که کردي مرواد از يادت
در شگفتم که در اين مدت ايام فراق **برگرفتي ز حريفان دل و دل ميدادت
برسان بندگي دختر رز گو به درآي **که دم و همت ما کرد ز بند آزادت
شادي مجلسيان در قدم و مقدم توست **جاي غم باد مر آن دل که نخواهد شادت
شکر ايزد که ز تاراج خزان رخنه نيافت **بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقهات بازآورد **طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت اين کشتي نوح **ور نه طوفان حوادث ببرد بنيادت
سعدی
برخيز که ميرود زمستان **بگشاي در سراي بستان
نارنج و بنفشه بر طبق نه **منقل بگذار در شبستان
وين پرده بگوي تا به يک بار **زحمت ببرد ز پيش ايوان
برخيز که باد صبح نوروز **در باغچه ميکند گل افشان
خاموشي بلبلان مشتاق **در موسم گل ندارد امکان
آواز دهل نهان نماند **در زير گليم و عشق پنهان
بوي گل بامداد نوروز **و آواز خوش هزاردستان
بس جامه فروختست و دستار **بس خانه که سوختست و دکان
ما را سر دوست بر کنارست **آنک سر دشمنان و سندان
چشمي که به دوست برکند دوست **بر هم ننهد ز تيرباران
سعدي چو به ميوه ميرسد دست **سهلست جفاي بوستانبان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فريدون مشيری
نرم نرمک می رسد اينک بهار/ فريدون مشيری (ویژه نوروز )
شاخههای شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه شوق پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک می رسد اينک بهار
خوش به حال روزگار
خوش به حال چشمه ها و دشتها
خوش به حال دانهها و سبزهها
خوش به حال غنچههای نيمهباز
خوش به حال دختر ميخک که می خندد به ناز
خوش به حال جام لبريز از شراب
خوش به حال آفتاب
ای دل من گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمی پوشی به کام
باده رنگين نمی بينی به جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می که می بايد تهی است
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه غم را به سنگ
هفت رنگش میشود هفتاد رنگ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
فردوسی در باره مازندران
که مازندران شهر ما یاد باد همیشه بر و بومش آباد باد
که در بوستانش همیشه گلست به کوه اندرون لاله و سنبلست
هوا خوشگوار و زمین پرنگار نه گرم و نه سرد و همیشه بهار
نوازنده بلبل به باغ اندرون گرازنده آهو به راغ اندرون
همیشه بیاساید از خفت و خوی همه ساله هرجای رنگست و بوی
گلابست گویی به جویش روان همی شاد گردد ز بویش روان
دی و بهمن و آذر و فرودین همیشه پر از لاله بینی زمین
همه ساله خندان لب جویبار به هر جای باز شکاری به کار
سراسر همه کشور آراسته ز دیبا و دینار وز خواسته
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.