واقعه طبس ، عبرتی فراموش نشدنی برای استکبار جهانی!

       لاشه های هواپیماهای امریکایی در طبس لاشه های هواپیماهای امریکایی در طبس

۵ اردیبهشت ۵۹ یادآور واقعه ای فراموش نشدنی در ایران است که طی آن استکبار جهانی در چرخه تکرار عملیاتهای غافلگیرانه نظامی خود درجهان سوم، قصد داشت تا یکبار دیگر، برتری کامل نظامی اطلاعاتی خود را به رخ جهان کشیده و انقلاب اسلامی را نقره داغ کند!

داستان از این قرار بود که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و سقوط شاه ملعون که نقش ژاندارمی امریکا و غرب را در خاورمیانه بازی می کرد، امریکا دست خود را کوتاه شده دید و به شدت به تکاپو افتاد تا خلاء بوجود آمده را پر و جبران کند!

از این روی امریکا با تمام قوا به تقویت همه جانبه نقش آفرینی های سفارت خود در تهران پرداخت و طی آن از این سفارتخانه به عنوان یک جاسوسخانه بهره برداری های فراوان می کرد، تا جائیکه آن را به مرکز فرماندهی عملیاتهای جاسوسی و مرکز ثقل فعالیتهای توطئه گرانه از جمله کودتاها و تقویت آشوبهای قومی و بحرانهای مرزی و غیره تبدیل نموده بود!

علیهذا عده ای از دانشجویان دانشگاههای تهران تحت عنوان " دانشجویان مسلمان پیرو خط امام " در اقدامی کاملاً نادر و استثنایی در سپیده دمان روز تاریخی ۱۳ آبان ۵۸، عملیات غافلگیرکننده تسخیر لانه جاسوسی امریکا در تهران را علیرغم مقاومتهای تفنگداران امریکایی مستقر در سفارت، با موفقیت کامل به انجام رسانده و تمامی دیپلمات نماهای این لانه جاسوسی، به استثنای " سولیوان "سفیر امریکا " که مهمان سفارت کانادا در تهران بوده و بعدها  تحت پوشش فراری داده شد! به گروگان گرفته شدند!

البته پس از انتشار این خبر و اعلام حمایت گسترده امام راحل از این اقدام انقلابی و تعبیر "انقلاب دوم" و " انقلابی بزرگتر از انقلاب اول " از این اقدام دانشجویی!، دولت لیبرال منش و غرب گرای موقت به نخست وزیری بازرگان استعفاء داد و امام راحل که استعفای قبلی اش را به دلایل دیگر نپذیرفته بود، این بار قاطعانه پذیرفت و بلافاصله به شورای انقلاب ماموریت داد تا به اداره امور پرداخته و مقدمات انتخابات ریاست جمهوری را فراهم کند و در اقدامی دیگر، به دستور امام راحل کلیه گروگانهای سیاه پوست و نیز زنان گروگان به اعبار ارزش گذاری برای زنان و سیاه پوستان آزاد و به کشورشان فرستاده شدند!

تسخیر قاطعانه لانه جاسوسی و متعاقب آن بازسازی و  انتشار اسناد از بین رفته شده، به شدت موجب تحقیر جهانی و تاریخی امریکا شد و هیئت حاکمه امریکا به ریاست جیمی کارتر به تکاپو افتاد تا عملیاتی جبرانی داشته باشد!

فلذا در شب ۵ اردیبهشت ۵۹ ، نیروی هوایی امریکا با استفاده از چندین هواپیما و هلی کوپترهای مستقر در آنها، عملیات هوایی نظامی و هلی برد نیروها را به منطقه کویری صحرای طبس که از یک فرودگاه متروکه و فراموش شده ای برخوردار بود، آغاز کردند و با استقرار موقت در آن و بستن راههای جاده ای، اقدام به متوقف سازی خودروها و گروگان گیری مردم جهت مخفی ماندن عملیات نموده و در تکاپوی هلی برد نیروها به تهران به منظور آزادسازی غافلگیرانه و قلدرانه گروگانهای امریکایی که تا آن زمان در جاسوسخانه نگهداری می شدند، افتادند!

اما اراده خدا بر خلاف اراده استکبار جهانی بود و به تعبیر امام راحل، شن های طبس مامور خدا شدند و بزرگترین طوفان شن آغاز شد و ماموران زبده و آموزش دیده نظامی امریکایی که با محاسبات چندین ماهه این عملیات را تدارک دیده بودند و همه چیز را پیش بینی کرده بودند، در مقابل اراده الهی و امداد غیبی خداوند، طرفی نبستند و در حالیکه طوفان شن، تعادل روحی و نظامی آنها را بهم ریخته و اختلال عجیبی در برنامه هایشان ایجاد کرده بود ، تا جائیکه بدلیل تعجیل در ترک منطقه، ناگهان تصادف هوایی با خود کرده و با آتش سوزی و کشته شدن برخی از نیروها، همه چیز خراب شد و آنها مجبور شدند با قبول مفتضحانه ترین شکست نظامی و بجا گذاشتن چند هواپیما و هلی کوپتر و نیز کشته های خود، منطقه را زبونانه به مقصد کشور مبداء که مصر و احتمالاً برخی از کشورهای جنوب ایران بوده اند، ترک کنند!جمهوری اسلامی ایران بدون اعزام حتی یک نیرو، پیروز خداخواسته این عملیلات اطلاعاتی نظامی شد!

       

متعاقب آزادی مردم گروگان گرفته شده و انتشار خبر، شهید محمد منتظر قائم که فرماندهی سپاه یزد را بعهده داشت، سریع تر همه نیروها خود را به منطقه رساند و در حالیکه مشغول بررسی اسناد بجا مانده در هواپیماها و هلی کوپترهای امریکایی بود، ناگهان قربانی خیانت بزرگ بنی صدر به ملت ایران شد!

        

 بنی صدر خائن که بتازگی رئیس جمهور و جانشین فرماندهی کل قوا شده بود،با عجله و هدایت رادیویی امریکایی ها مبنی بر ضرورت آنی بمباران کامل هواپیماها و هلی کوپترها و از بین بردن اسناد بکلی سری، به نیروی هوایی ارتش فرمان بمباران سریع و همه جانبه این غنایم ارزشمند و اسناد بسیار مهم بجا مانده از امریکایی ها را داد و در این میان ضمن از بین رفتن همه آنها، متاسفانه شهید محمد منتظر قائم نیز به لقاءالله پیوست و بنی صدر خائن نگذاشت تا ایران به اسناد ارزشمند دست پیدا کند!

اگر چه فردای آن روز به دستور امام راحل، کشته های امریکایی با حضور مرحوم آیةالله خلخالی طی مراسم رسمی به سفارت سوئیس به هنوان حافظ منافع امریکا در ایران تحویل شد، اما امریکائیها هرگز این تحقیر را فراموش نکردند و ما دیگر شاهد چنین غلط کاری هایی از سوی آنها نبودیم!

بهرحال با این توجهات و عنایات الهی و نیز هوشیاری و حضور در صحنه مردم، و نیز سابقه شکست های متوالی و تحقیر شونده امریکائیها از ایران اسلامی، اوباما بسیار کوچکتر از آن است که جرات کند تا به تهدیدات توخالی خود جامه عمل بپوشد و بسیار بعید است که آنها باز هم مایل به تکرار اینگونه تحقیر شدن ها باشند!

یاد ۵ اردیبهشت ۵۹ و شهید محمد منتظرقائم گرامی باد!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۵/۲/۸۹