که عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها!

علاقه و اصرار فراوان برخی از افراد برای دستیابی به موقعیتی مثل ثروت و مسئولیت، گاهی باعث می شود که آنان از درک همه مسائل و همه جوانب آن امر غافل شده و متوجه تبعات یک خواسته عجولانه و عاشقانه نشوند، اما پس از دستیابی که عشق فروکش می کند و عقل، واقعیتها را به رخ می کشد، طرف تازه متوجه مشکلات شده و به جزع و فزع می افتد و می گوید:همسایه ها یاری کنید، تا من...!
جالب اینجاست که این افراد در طول ایامی که می خو اهند به خواسته های غیر متعارف خود برسند، نصایح هیچ ناصحی را گوش نکرده و نپذیرفته و همچنان کانال زده و از تمام روزنه ها برای ورود به عرصه امیال خود بهره می گیرند و نمی خواهند بپذیرند که برداشتن لقمه بزرگتر از دهن کار درستی نیست!
سعدی علیه الرحمه می گوید:آن کس که توانگرت نمی گرداند / او مصلحت تو از تو بهتر داند!
آنانی که از مسئولیت فقط قدرتش را آنالیز می کردند، باید می دانستند که برای قرار گرفتن در مناصب قدرت، باید مهارت هم داشت و فراتر از مهارت، ظرفیت است که در نگاهی دوسویه هم مانع غرور و تکبر شده و هم مانع یاس و نا امیدی و بریدن از سنگینی کارها، مخصوصاً در بحران هاست!
فرق رشد پله ای و رشد سفارشی در همین جاست که در رشد پله ای، مهارت و ظرفیت دو قلو متولد می شوند، در حایکه در رشد سفارشی، ما با مولود ناقص الخلقه ای مواجه ایم که از فلجی مادرزاد رنج می برد!
مسئولیت، گاهی مثل موج سواری است که می توان سوار بر شانه های دیگران، فرسنگها مسافت را بدون دردسر و غوطه خوردن طی کرد، اما گاهی هم مثل غواصی سنتی است که افراد به منظور شکار مروارید، باید بدون تجهیزات مهندسی و تنها به اتکای میزان و قدرت ذخیره سازی تنفس، به اعماق دریایی بروند که غالباً طوفانی است و خطر، جزیی از چنین مبارزه ای بوده و پذیرش آن شرط اولیه ورود به این شغل است!

مولوی می گوید:
چو عاشق می شدم،گفتم که بردم گوهر مقصود / ندانستم که این دریا، چه موج خون فشان دارد!
حافظ هم می گوید:
چه آسان می نمود اول، غم دریا به بوی سود! / غلط کردم که یک طوفان، به صد گوهر نمی ارزد!
بهرحال از قدیم گفته اند و در فولکلور ما هم دیده می شود که: هر کس خربزه می خورد، پای لرزش هم می نشیند! و این نشان می دهد که ما نباید ظرفیت مورچه ای داشته باشیم و از اینکه داخل یک لیوان آب افتاده و در حال غرق شدنیم، داد و فریاد راه بیاندازیم و بگوییم: ای وای! دنیا را آب برده است!!! در حالیکه می دانیم و می دانند که دنیا خیلی خیلی بزرگتر از یک لیوان آب است!مشکل ما بزرگی و زیادی حجم لیوان نیست،بلکه مسئله، عدم درک ظرفیت فرا اقیانوسی شرایطی است که در آن قرار می گیریم!
حافظ چه زیبا فرمود که : ای گدای خانقه برجه که در دیر مغان / می دهند آبی که دلها را توانگر می کنند!
در پایان موکداً تاکید می شود که برای ترمیم نارسایی ها می توان بر فونداسیون مستحکم مجرب ترها و پیران داناتر، ساختمان موفقیت خود را بنا کرد و با استفاده از دو گزینه مشاورت و مشارکت عملاً بر اساس علوم مدیریت اسلامی و مدیریت استاندارد جهانی امروز، سبک های نوینی را تجربه کرد، تا کار مردم معطل نشده و بار مردم بر زمین نماند!
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱۵/۲/۸۹
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.