امام و جایگاه ولایت!

فرهنگ لغت و واژه شناسی در هر جامعه ای، تعیین کننده علت و چگونگی بکارگیری یک واژه برای یک فرد و یک موضوع و در اصل، نوعی فشرده سازی و غنی سازی برای بیان مختصر مفاهیم بلند محسوب می گردد که در ادبیات رایانه ای امروز از آن تحت عنوان"ام.پی.تری"یاد می شود!
برایم سئوال بود که چرا در جریان انقلاب اسلامی، با اصرار فرهیختگان و اندیشه ورزان جامعه، واژه خطاب عموم مردم به آیةالله العظمی سید روح الله مصطفوی خمینی، از واژه متین و دلنشین "آقا" به واژه مسئولیت آور و بزرگ و همه گیر "امام" تغییر کرد؟!
واژه "امام" حاوی و حامل چه محتوایی است که اولاً برای هرکس بکار نمی گیرند و ثانیاً با اصرار و تعمد به امام عزیز ما اطلاق گردید و به عبارتی، قبول فردی با این عنوان، چه وظیفه و رسالتی را متوجه مامومین و پیروان می کند؟!
برای امام القاب و تعابیر متعددی بکار گرفته شده که بعضی از آنها عبارتند از :
ماه خمین، ماه جماران، پیر خمین، پیر جماران،پدر مهربان ملت ایران، مراد و مرشد و....! این واژه ها با همه زیبایی هایی که دارند، هیچکدام به غنای معنایی و مفهومی واژه"امام": نمی رسند!
این نشان می دهد که واژه "امام" یک عنوان معمولی نیست، بلکه یک جایگاه مفهومی است و بزرگداشت سالروز امام راحل، تنها برگزاری یک سالگرد عادی برای یک متوفی دوست داشتنی و مهربان نیست، بلکه گرامیداشت یک جایگاه بزرگ دینی، یعنی رهبری یک امت تحت عنوان"امام" به معنای ولی امر مسلمین و یا همان ولایت مطلقه فقیه است!
سالروز ارتحال جانگداز امام راحل فرصت و بهانه ای شد تا به این موضوع بپردازم و بگویم کسانی که امام را بدون جایگاهش مورد تحلیل و تجلیل قرار می دهند، در صادقانه ترین شرایط، ساده انگارند و قدرت تعمق و تامل نداشته و چشم اندازشان کوتاه و غیر اصولی است و معلوم می شود که آنها به یک رابطه و احساس شخصی بسنده کرده و قادر به درک ابعاد وجودی امام نیستند!
چرا که رابطه امت با امام، تنها در یک رابطه پدر-فرزندی خلاصه نمی شود، بحث امام و ماموم است و فرایند عملیاتی این ارتباط، منوط به انجام وظایفی است که ما از آن به التزام فکری و عملی یاد می کنیم و هر گونه تخطی و تخلف و تقلب، قطع یقین امر حرامی است و بهیچوجه توجیه بردار هم نیست!
لازم می دانم به داستان امامت امام حسن مجتبی(ع) اشاره کنم که چون فرماندهان سپاه ایشان، فرماندهان سابق سپاه امام علی(ع) بوده اند و به عبارتی با امام حسن(ع) همرزم و هم نقش بوده اند، در زمان امامت ایشان نتوانستند این جایگاه را درک کرده و در مقابل امام عرض اندام می کردندو نهایتاً هم معاویه را به ایشان ترجیح دادند، دلیل اصلی اش نیز این بود که آنها هنور امام حسن(ع) راحسن بن علی می دیدند، نه امام حسن(ع)!! و احساس هم اندازه گی با امام می کردند و همین امر هم مقدمات انحرافشان را فراهم کرد! چرا که حس اطاعت در آنها غلیظ نمی شد و امام را با محاسبات ذهنی خود و به عنوان یک فردی که تا دیروز همسنگر بوده اند، تحلیل می کردند و جایگاه امام را نمی دیدند! در حالیکه پس از انتصاب و انتخاب به مقام امامت، از نظر اختیارات و اعمال ولایت، هیچ تفاوتی بین امام علی(ع) و امام حسن(ع) نیست، همانگونه که امام راحل می فرماید، تمام اختیاراتی که پیامبر(ص) داشت، برای ولایت فقیه هم هست! اما این مسئله برای کج فهمان و کج اندیشان جا نمی افتاد و جالب اینجاست که همینها که امام علی(ع) را وادار به پذیرش حکمیت کرده بودند،پس از آنکه امام حسن(ع) را نیز به صلحی اجباری سوق دادند، در ردیف معترضان صلح قرار گرفته و بیشرمانه، حسرت قاطعیت و شجاعت امام علی(ع) را خورده و برای اسلام و جامعه اسلامی اشک تمساح می ریختند!
از آن جائیکه مومن از یک سوراخ دو بار گزیده نمی شود، فلذا باید با عبرت از تاریخ با صراحت واضح و آشکار فریاد کرد و گفت که امام در شخصیت فردی خویش خلاصه و محصور نمی شود، بلکه امام در شخصیت دینی و اجتماعی اش تا بی نهایت توسعه پذیر است و علیرغم فقدان ظاهری، در تجلیات نفر یا نفرات جدیدی که بلا فصل و یا بعدها در جای ایشان می نشینند، مصداق عینی می یابد و از این منظر، امام هرگز نمی میرد و تا قیام قیامت زنده و جاودان است، همانگونه که پیامبر اعظم(ص) در جریان امامت ائمه اطهار(ع) و نیز ائمه اطهار(ع) در امامت منجی عالم بشریت، حضرت مهدی(عج) استمرار حیات می یابند و دقیقاً مبتنی بر همین منطق است که با قاطعیت می گوئیم"ولایت فقیه، استمرار راه انبیاست"!
از همین بحث کوتاه می توان نتیجه گرفت که خط امامی بودن، منوط به پیروی بی چون و چرا، بی زاویه و بی اگر و اما از ولی فقیه زمان است و اگر اینگونه شد، ما می توانیم افراد را در خط امامی بودنشان صادق و لایق بدانیم! وگرنه آنان حداکثر، رفیقان نیمه راه بیش نیستند و مصداق بارز پیمان شکنی از نوع کوفی اند و اتفاقاً سوابق درخشان آنها، موجب غرور و غفلت آنها شده و احتمال بی بازگشت بودن راه کجی که انتخاب کرده اند را قوی تر می کند!
پس ۱۴ و ۱۵ خرداد فقط یک بزرگداشت معمولی از امام نیستند، بلکه شبیه همایشی موضوعی اند که باید به امام شناسی جامع منجر گردد که در یک بعد، شخصیت فردی امام را شامل می شود و در بعد دیگر به شخصیت دینی و اجتماعی و یا همان جایگاه امامت و ولایت مربوط می شود و همانگونه که یکی از شاخص های ایمانی، شناخت امام زمان خویش است، در زمان غیبت و عصر انتظار نیز باید بپذیریم که یکی از شاخص های ایمانی، شناخت ولی فقیه زمان خویش و التزام همه جانبه از معظم له است!
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱۳/۳/۸۹
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.