عدم کفایت برنامه ها برای غنی سازی اوقات فراغت از تحصیل!

                           

امروز اولین روز تابستان است و گویا باز هم تابستان زودتر از هر زمانی که مسئولان تصور می کردند، از راه رسید و قبل از آنکه برنامه های کارآمد، تاثیرگذار و فایده مند، طراحی و عملیاتی شوند، عملاً امتحانات دانش آموزان تمام و تعطیلات آنها آغاز شد و مسئولان ذیربط در آموزش و پرورش، سازمان ملی جوانان، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، حوزه هنری، ارشاد اسلامی، تبلیغات اسلامی، تربیت بدنی و .... بدون آنکه آمادگی خود را کامل نمایند، ناگهان با خیل مراجعان، مواجه شدند!

صدا و سیمای مازندران نیز برای کمک گرفتن از این سازمانها جهت سوژه یابی و چگونگی ساخت برنامه های جذاب و مفید، هفته قبل اتاق فکر تشکیل داد تا گشایشی حاصل شود که عملاً با توجه به مواجهه ناگهانی این سازمانها با تابستان و تعطیلات مدارس! بهره چندانی از این همفکری حاصل نشد!

چرا که طبق معمول همه ساله، این جلسه با طرح مسائل و مباحث فلسفی، مبنی بر اینکه آیا اصلاً کلمه فراغت درست است یا خیر؟! و توضیحاتی پیرامون این کلمه! و یا گزارش کار برخی دیگر از سازمانها که در اصل تابستانی جلوه دادن همان برنامه های طول سالشان بوده،بنوعی فلسفه بافی و سفسطه گری و مغلطه کاری را باهم ممزوج کرده و جلسه را کاملاً به حالت کماء برده و سر کلاف را گم کردند!

در این جلسه متوجه شدم که کسی، حرف نویی ندارد! راه حلی نیاورده است! طرحی ارائه نمی کند! برنامه مدونی تدارک ندیده است! با آمادگی مکفی ننشسته و کلاً نه جلسه را جدی گرفته و نه موضوع جلسه، یعنی غنی سازی و در اصل سوژه یابی برای برنامه سازی فراغتی در رادیو و تلویزیون را در دستور کار خود قرار داده است!

البته این به معنای عدم تکرار برنامه های موفق مثل طرح بسیج سازندگی نبوده و طبعاً با توجه به مزایا و فواید بسیار زیاد و قابل اعتنای آنها، مصرانه به انجام و تکرار این سلسله برنامه ها بسیار راغب هستم.

اما برنامه های ناقص و تکراری و کپی برداری از سالهای قبل، عدم گشایش اعتبار و تخصیص بودجه کافی برای اجرای همین برنامه های ارائه شده، عدم وجود ستاد مشترکی که نهادهای ذیربط را در یک جلسه جمع و هماهنگ نماید، عدم وجود ارزیابی واقعی از برنامه ها و عملکردهای سازمانهای مذکور و دهها مورد دیگر، رئوس اذیت ها و دغدغه های ذهنی ام بوده اند که اذیتم می کردند و جلسه در حالی تمام شد که هیچکس، احساس نمی کرد که از این جلسه بهره ای گرفته است، در حالیکه احساس همه این بود که به اعضای جلسه رهنمودهای موثر و مفیدی داده اند!

حیرت انگیزترین بخش جلسه نیز این بود که اعضای اصلی جلسه که در اصل متولیان ذاتی این عزیزان محسوب می شوند، با ضیق وقت مواجه بوده و برای حضور در جلسه ای دیگر، از ادامه  حضور در این جلسه، خود را معذور دانسته و پس از ارائه سخنان خویش، جلسه را ترک می کردند! طوری که تداعی می شد آنها از نقطه نظرات دیگر مدعوین که اتفاقاً آنها هم از مدیران و یا حداقل صاحب نظران بوده اند، بی نیازند! البته این مسئله یعنی ترک نابهنگام جلسه،، نه تنها در این جلسه اتفاق افتاده، بلکه آفت غالب جلسات اداری نیز شده است و باید فکری به حال آن کرد!

سئوال من این است که اگر قرار بود، سازمانها عیناً مجری مو به موی ابلاغهای سازمانهای مرکزی خود باشند، پس جلسات استانی و شهرستانی برای چه تشکیل شده و فلسفه توجیهی آنها چیست؟!

گمان حقیر بر این است که این جلسات برای شناسایی ابعاد متفاوت نیازهای هر جامعه و هر استان و نیز بومی کردن ابلاغهای مرکزی است و اگر این جلسات استانی و شهرستانی قدرت چنین تبدلی را نداشته باشند، عملاً فایده برگزاری آنها و وقت گذاشتن کارشناسی و مدیریتی برای این موضوع نیز زیر سئوال می رود!

بهر حال باید بپذیریم که تهران و تنی چند از کلان شهرها، با توجه به تقویت مدارس غیر انتفاعی و اجرای بسیاری از برنامه های تابستانی ما، خود را برای برنامه ریزی های عالی مهیا کرده و عملاً خود را در برنامه های ابتدایی ما متوقف نمی کنند! اما استانی مثل مازندران که مدارسش را با ضعیف ترین امکانات اداره کرده و شهرهایش هم آنچنان از امکانات ناب بهره مند نیستند، نباید به تقلید از تهران، در شخصیت رفتاری دانش آموزان، خلاء ایجاد کرده و آنها را با نقطه چین های مبهم مواجه سازد!

آنالیز مجدد برنامه های ابلاغی، ارزیابی سالانه برنامه های تکراری، تقویت نقاط قوت و تصحیح و جبران نقاط ضعف، بررسی تنش ها و چالش ها، توجه به تهدیدها و آسیب های جدید، اهتمام به اولویت های ملی که از جانب مقامات ارشد نظام و در راس همه رهبری معظم ابلاغ می گردد، رئوس تحولات و دگرگون سازی های ما نسبت به گذشته و زاویه های نگرش ما به آینده را تشکیل می دهند.

امسال که موسوم به سال "همت مضاعف و کار مضاعف" است، باید در این زمینه ها نیز اهتمام ویژه ای بخرج دهیم و کاملاً با سال و سالهای گذشته متفاوت بوده و با درک درست مسئولیت هایمان و نیز انگیزه و تحرک بیشتر،شاخص های رشد برتری را به نمایش بگذاریم.

متاسفانه دیرجنبیدن های هر ساله مسئولین ذیربط، موجب این اتفاق تلخ و غفلت ورزیهای تکراری شده و اگر چه هر سال تذکرات جدی هم براب عدم تکرار غفلت داده می شود، اما متاسفانه باز هم زمان های مفید از دست می روند، و ما باز هم دقیقه ۹۰ به این موضوع و جلسات مربوط به آن می رسیم و "آش همان آش هست و کاسه همان کاسه!" و طبعاً این عادت، عادت پسندیده و ممدوحی نیست!

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱/۴/۸۹