جنگ نرم را جدی بگیریم!

                 

در گذشته های نه چندان دور، در جامعه جهانی با دو واژه "جنگ گرم و جنگ سرد " موضوع جنگ تفسیر می شد و طرفهای جنگ پس از کنار گذاشتن جنگ های گرم و سخت افزاری به سمت نوع دیگر جنگ رفته و مشخصاً در دو بعد جاسوسی و تضعیف های روحی و روانی هم تلاش می کردند!

تولید و تکثیر سلاح های مدرن و استقرار موشک های پیشرفته و به رخ کشیدن توانایی های نظامی الکترونیکی و دیجیتالی و نهایتاً گسترش پیمان های نظامی و فتح هم پیمانان همدیگر، رئوس برنامه های دوره جنگ سرد را تشکیل داده و وقتی جامعه جهانی، نگران آغاز جنگ جهانی سوم می شد، سران دو ابرقدرت شرق و غرب در نشست های روتین سالانه، با امضاء پیمان هایی همچون سالت۱ و سالت۲ به کاهش نگرانی های جهانی مبادرت می ورزیدند!

اما امروز، دوره جنگ سرد فقط با این برنامه های نخ نما سپری نمی شود و طرف های درگیر، جنگ سرد را با مبارزه منفی نسبت به هم و یا با رجزخوانی های رسانه ای و مانورهای جنگ افزاری کافی ندانسته و به پروسه جدیدتری ورود کرده اند!

جنگ نرم یعنی جنگ مبارزه با عقاید و باورها، استحاله اندیشه ها و تغییر مبانی فکری، کاهش حساسیت های قبلی و ایجاد احساسات القایی، سربازگیری رسانه ای از درون منازل ملل رقیب، تغییر معیارها و ملاک ها، تغییر مفاهیم و مصادیق، تغییر ارزشها و هنجارها، تغییر زوایای نگاه به پدیده ها، تغییر عادات و آداب، تغییر نظام ارزشگذاری به اسناد و تاریخ، ایجاد شکاف در نسل ها و نهایتاً تغییر ذائقه های ملی و دینی و تثبیت ذائقه های غربی به نام ذائقه های جهانی که با آرایش های رسانه ای به افکار مخاطبین تهاجم می شود، جایگزین جنگ سرد با شمایل گذشته شده است!

جنگ نرم، یک براندازی همه جانبه با جنگ افزار نرم افزاری است که مشخصاً فرهنگ و تمدن جوامع حریف و رقیب را هدف قرار می دهد و همانند ادعای ویالون بی صدایی است که دزدان نیمه شب، جایگزین آهن برهای شبیه آن، به هنگام بریدن کلید های مغازه های شهر کرده و می گویند که صدای آن فردا بگوش می رسد!یعنی زمانی که صاحبان مغازه ها به فریاد آمده و در تجمع مردم،اعلام بدبختی می کنند!

اگر بخواهیم با صراحت بیشتری به معنی و هدف جنگ نرم بپردازیم، می توانیم به اراده استکبار جهانی در راستای به عهده گرفتن تربیت همه جانبه نسل جدید جامعه و ایجاد ذائقه های کاذب ضد فرهنگی با استفاده از ابزار جذاب رسانه ای و سایر گزینه های ارتباطی بپردازیم!

ذائقه های پوششی، آرایشی، گویشی، گوارشی، گرایشی، نمایشی، پیمایشی، پردازشی و دهها ذائقه ریز و درشت فرهنگی دیگر، با رعایت تنوعات و کشش های غریزه ای کودکان، نوجوانان و جوانان و نیز میانسالانی که دچار عقده های سرکوب شده جنسی اند،در جنگ نرم مورد توجه و دارای اولویت اند!

همه مواردی که در سطور فوق به آنها اشاره شده، مرحله آغازین جنگ نرم است که با استفاده از قدرت تاثیرگذاری نرم افزارها و نیز ابزارهای پرجاذبه ای همچون سیستم های ماهواره ای، اینترنتی، تلفنی، اس.ام اسی، بلوتوثی، بازی های کامپیوتری، سی.دی، ویدئو، دی.وی.دی، مجلات، مطبوعات، پازل ها، عکس ها و غیره انجام می پذیرد!

مرحله دوم، مهمترین ماموریت جنگ نرم، یعنی جنگ فکر علیه فکر است، جنگ تمدن عیه تمدن است،  نبرد فرهنگی است، نبردی که تداعی گر یک آرایش نظامی از نوع عملیات های جهانی ناتو در راستای براندازی های حکومت های مردمی است، در اصل و به تعبیر رهبری معظم انقلاب، ستاد جنگ نرم، یک ناتوی فرهنگی است!

مرحله نهایی جنگ نرم، مرحله براندازی از نوع انقلاب های مخملین است که بدون لشکرکشی مستقیم انجام می پذیرد، در این مرحله، استکبار جهانی، فقط در ستاد براندازی فرهنگی یعنی رسانه های نوینی که ذکر شد، مستقر شده و از پیاده نظام و سواره نظام جذب شده از همان ملیت بهره می برد و تازه منتی هم بر سر آنها نهاده، مبنی بر اینکه هم برایشان وقت گذاشته، هم بودجه در نظر گرفته و هم خود را با مخاطرات حقوقی و دیپلماسی مواجه کرده است!

ماموریت اصلی هالیوود، تغذیه مستمر و جذاب شبکه های سینمایی و تلویزیونی جهان با تفکر منبعث از تمدن غرب است که در این راستا، هزینه های نجومی و نیز درآمدهای افسانه ای را متوجه خود کرده است!

سکس و خشونت و اخیراً فیلم های فلسفی که البته با همان دو عنصر هم عجین اند، دستمایه های فکری محصولات هالیوودی اند که متاسفانه دنیای سینما را در انحصار خود قرار داده است!

جشنواره های معتبر و پرجایزه جهانی مربوط به ساخته های سینمایی در جهان، یکی دیگر از ماموریت های جنگ نرم را بعهده دارند و طی آن با انتخاب فیلم های انتقادی از جوامع و حکومت های مردمی، فرهنگ ساخت فیلم های جشنواره ای را در این کشورها باب کرده و فعالیت های مثبت فرهنگی را از ریشه می خشکانند!

فراخوانی و بکارگیری هنرپیشه های درجه پائین این کشورها برای بازی در فیلم های پراعتبار هالیوودی، حرکتی برای تهی کردن فرهنگی نهادهای فرهنگی و مشخصاً در عرصه سینما و تلویزیون است که همه شاغلین، به امید قرارگرفتن در لیست فراخوانی، از محبوبیت خویش برای افزایش جذابیت غرب و کاهش عقاید حکومتی استفاده کنند!

حمایت شدید مالی از خواننده های مبتذل و تلاش برای جذب ستاره های موسیقی و میدان دادن به آنها در بسترهای غربی، امیدوار نگه داشتن همپالکی های آنها و کلاً غرب گرا کردن چهره های محبوب هنری این جوامع، از جمله ماموریت های فرهنگی جنگ نرم است!

مد و مدگرائی و طراحی سالانه، فصلی و حتی ماهانه و روزانه مدهای غربی در حوزه پوشاک، آرایش چهره، مو، پوست و سایر ابزار آویزانی و یا حتی کیف و کفش و غیره، علاوه بر جنبه های اقتصادی، به شدت منبعث از برنامه های فرهنگی جنگ نرم است و تا جائی پیش می روند که بازار جامعه هدف، توسط این نوع مدگرایی ها مصادره شده و نمی توان غیر از آن را یافت!

ماهواره گرائی و اینترنتی شدن خانواده ها که در اصل پروژه دورسازی افکار عمومی از شبکه های حکومتی را تعقیب می کنند، یکی از ماموریت های جنگ نرم است که علاوه بر تامین نیازهای غریزی جنسی و غیره، نیازهای خبری مخاطبین را نیز تامین می کنند و باورها و استنادات و ادبیات سیاسی جامعه را تغییر می دهند و علاوه بر آن هدایت رفتارهای سیاسی و اجتماعی مخاطبین را بعهده می گیرند!

شبکه هایی همچون فارسی وان، مکمل شبکه های وی.او.ای و بی.بی.سی.پرشن هستند و ماموریت آنها، جذب فرهنگی اقشاری است که فعلاً ذائقه سیاسی ندارند، اما بعدها به دلیل رویت تعارضات فرهنگی بین خود و حکومت، آنها هم به جرگه مخالفین سیاسی حکومت کشانده می شوند!

در جنگ نرم همه باورهای گذشته، وارونه می شوند و انسان استحاله شده از گذشته خود پشیمان شده و مقاومت های اعتقادی و سیاسی خود را از دست داده و در کمترین ناملایمت از حاکمیت و حتی عقاید خود بریده و خیلی زودتر از آن چه که فکرش را هم نمی توان کرد، به گروه معترضین می پیوندد و با استمرار اعتراضات و بی نتیجه ماندن مطالبات سیاسی و فرهنگی، آهسته آهسته به گروه مخالفان حاکمیت ملحق می شود!

یکی دیگر از ماموریت های جنگ نرم، ایجاد رویکرد غیر مذهبی در زندگی خصوصی مذهبی ها و مشخصاً مدیران مذهبی نمای جامعه است که طی آن با فتح فرهنگی فرزندان و تسلیم گام به گام والدین، به اجرای این پروژه می پردازند!

تلاش برای هر چه مبتذل تر کردن عروسی ها، ترویج گسترده فرهنگ مهمانی های مستهجن جدید که از آنها به پارتی یاد می شود، گسترش غلط روابط غیر مشروع دختر و پسر در محافل، پارکها، خیابان ها و غیره، از دیگر ماموریت های جنگ نرم است و برای هر یک از این جلوه ها در شبکه های تلویزیونی شان، کلی تعبیر و تفسیر ارائه می کنند!

در جنگ نرم، استکبار جهانی پیگیر گسترش آنومی و یا همان فروپاشی هنجارهاست که از نوجوانان و جوانان شروع می کند و بعد هیچ قشری را از قلم نمی اندازد، تا جائیکه اگر مسن ترها را هم طالب مفاسد و تفریحات غلط دیدیم، نباید متعجب شویم! ترویج بی وفایی در زندگی زناشویی و موجه جلوه دادن آن، پذیرش انواع انحرافات فرزندان به عنوان واقعیت های زندگی جوانان، به ابتذال کشاندن دانشگاه ها، ناامن سازی پارکها و سینماها، گفتن متلک های مستهجن به نوامیس دیگران و ترویج اراذل و اوباش گری، باب شدن زورگیری، مفت خوری و آدم ربایی و باج گیری، ترویج گسترده اعتیاد و قاچاق مواد مخدر، ترویج فرهنگ ارتشاء و اختلاس در نظام اقتصادی و اداری، قانون گریزی و قانون ستیزی، هنجار شکنی و ارزش ستیزی، تحقیر زبان ملی و ترویج زبان و خط بیگانه، قومیت گرائی و نژادپرستی، کاهش مشارکت مردمی در برنامه ها و فراخوان های نظام، کاهش استقبال از مراسم و اماکن مذهبی،حذف پشتوانه مردمی نظام، اولویت سفرهای سیاحتی بر سفرهای زیارتی، گسترش گرایشات فیمینیستی و ناسیونالیستی و فرقه ای، دین گریزی و دین ستیزی، ذهنیت دار شدن و شبهه ناک کردن عقاید دینی، کشف حجاب در مراودات خانوادگی در نزد نامحرم ها، ترویج شرابخواری و قماربازی و رقص های نیمه عریان مختلط، سوء استفاده فحشایی از خانه باغها و ویلاها و سوئیت ها و سفره خانه ها و هتل ها و تله کابین ها، ترویج فرهنگ خودفروشی، ناموس فروشی، آدم فروشی، تملق و چاپلوسی، تهمت و توهین، رانت خواری و دهها پدیده زشت اجتماعی دیگر، از جمله جلوه های آنومی در یک جامعه اخلاق محور و دین مدار محسوب می شوند!

در جنگ نرم ادبیات جدیدی در جامعه حاکم می شود و طی آن رفتارهای تلخ و رنج آور گذشته با تغییر ظاهری واژه ها، شیرین و قابل تحمل جلوه داده می شوند و افراد از آنها استقبال می کنند! مثلاً دزدی که یک پدیده زشت محسوب می شود، با واژه نرم"دو در کردن" تبدیل به تفریح می شود!دروغ که بسیار زشت و گناهی کبیره است، با " خالی بندی " تطهیر می شود!اعتیاد که پدیده ای خانمانسوز است، با واژه هایی همچون"به فضا رفتن و تفننی و دوپینگ" قابل تحمل و حتی قابل استقبال می شود! و همینگونه است که برای طلاق از واژه "جدایی عاطفی" استفاده می شود، از ارتباطات غیر شرعی به" عشق پاک" تعبیر می شود، لاابالی گری و لباس های مستهجن، "تریپ" خوانده می شود و ....!!!!

از شما می پرسم آیا نباید جنگ نرم را که ماموریتش، تربیت متفاوت نسل نو و جداسازی آنها از نظام و نهایتاً استفاده از آنها برای براندازی نظام و نابودی گرایشات ملی و تفکرات دینی است، جدی گرفت؟! آیا نباید با بصیرت و تیزهوشی نخبگان و فرهیختگان متعهد جامعه، به دنبال راه حل های تاثیرگذار گشت، تا از آمار تلفات این جنگ نسل کش و نسل سوز کاسته شده و انسانیت را از این رذیلت شیطانی نجات داد؟!

خیلی مایل بودم که بیشتر از این ها به این موضوع مهم بپردازم، لیکن باور کنید که هرگز نمی شود همه موارد و مصادیق جنگ نرم را در یک مقاله گنجاند، اما گمان می رود که بر اساس قاعده " اگر در خانه کس است، یک حرف بس است "، نباید بیش از این سخن گفت و یقیناً اطاله کلام، از تاثیر آن خواهد کاست، فلذا در این مجال، به همین مقدار اکتفاء خواهد شد! 

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۲۹/۴/۸۹