ناپختگی های آقای مشاور ......!

 

آفت نگاه ناقص و یکسویه برخي از چهره ها به پدیده های مختلف از جمله پدیده های اجتماعی، ارائه آنالیز و تحلیل غلط از آمارها و تشویش اذهان مخاطبان و ترجیحاً جوانانی است که با دریافت مستقیم مطالب، کمتر به بررسی ابعاد مسئله پرداخته و این اعترافات ناپخته را به عنوان اذعان نظام تلقی کرده و آنها را با سیاه نمایی های شبکه های ماهواره ای استکبار جهانی گره زده و زمینه باور آنها نسبت به هر چه که دشمنان ما می گویند، تقویت می شود!

متاسفانه پایگاه خبری مازندنومه، مصاحبه ای را از آقای عباد اسدی، مشاور محترم استاندار و رئیس سازمان ملی جوانان مازندران منتشر کرده که بخش هاي زيادي از آن تاسف بار و شبهه افکن است!

این مصاحبه که بیشتر به یک خودزنی شباهت دارد، با اتکای ناشیانه به آمار منتشره، نظام و مدیران نظام را به انواع و اقسام کاستی ها و عدم احساس مسئولیت کافی متهم کرده و و اوضاع جامعه ما را با سیاه نمایی های متعدد، بسیار وخیم جلوه داده و مدعی شد که در ناهماهنگی ها فقط باید فریاد کرد!

 وی بدون ارائه سندی، مدعی است که ایران در جهان بایکوت شده و در این زمینه کوتاهی کرده ایم و اینکه حرفهای زیادی برای گفتن دارد! گویا آقای اسدی نمی داند که تحریم ایران در راستای مقاومت ما در استمراربخشی به اصول و دفاع از حق مسلم برخورداری از تکنولوژی هسته ای ملت ایران و دفاع از آرمان قدس و فلسطین بوده و طبعاً می بایست تحمل پرداخت تاوان این مقاومت ها را نیز داشته باشیم و در دنیایی که راه دیپلماسی به تعداد کشورهای جهان، متعدد و متنوع است، سخن گفتن از بایکوت، در خوشبینانه ترین حالت، آیا چیزی جز ناپختگی سیاسی و مدیریتی است؟!

 ایشان برای توجیه افزایش بودجه برای غنی سازی اوقات فراغت جوانان، به ریشه ای ترین و آرمانی ترین تیتر سیاست خارجی ما یعنی مبارزه با اسرائیل می تازد و همنوا با شعارهای دشمن پسندی که در ایام فتنه به گوش می رسید، متذکر می گردد که"بجای تعلیم برای شکستن قفل پایگاههای اسرائیل، باید برای غنی کردن جوانان هزینه کنیم تا شاید در 20 سال آینده نتیجه اش را ببینیم!" آیا این همان ترجمان شعار غلط "نه غزه، نه لبنان" نیست؟!

آقای اسدی در شرایطی مدعی کمرنگ شدن و خالی شدن مساجد از جوانان است که به استناد اعتکاف ها و مراسم عزاداری ها و جشن ها و مشاهدات عینی و آمارگیری ها این ادعاها هم نادرست است! دین گریزی مورد ادعای آقای اسدی هم با هیچ آماری همخوانی ندارد و مشخصاً رهبری معظم نه تنها این ادعا را رد می فرمایند، بلکه برعکس با تکیه بر نقش آفرینی های جوانان در مسئولیت های واگذار شده و علاقه مندی آنها به جمهوری اسلامی، معتقد است که دین خواهی جوانان امروز با توجه به میزان تهاجمات فرهنگی و مهیا نبودن بسیاری از بسترهای گذشته، بسیار بهتر از نسل های گذشته است!

رييس سازمان ملي جوانان مازندران، با مقایسه مخالفتهایی که در گذشته با ویدئو می شد و مخالفتهایی که امروز با ماهواره می شود، تلویحاً سرنوشت این مخالفت ها را، هم نتیجه با آن مخالفت ها می داند و آزاد شدن آن را در آینده به ذهن ها القاء می کند!

اسدی، با درست ندانستن تبلیغات دینی در جامعه ما و مغفول ماندن درس های دینی، به خوش خلق نبودن و بی درایتی مدرسان دروس دینی اشاره می کند و همه چیز را با نگاه منفی به هم پیوند زده و نتیجه می گیرد که به همین دلایل و نیزسیاست گذاری های غلط مذهبی در جشن ها و عزاها، امروز جامعه ما فاقد نشاط لازم است!

 وی دستاوردهای صدا و سیما را کلاً انکار کرده و مدعی می شود که علیرغم آن همه آرزوی برخورداری از صدا و سیما، کاری نکرده ایم!

وی در بیان معضل طلاق، بدون مناسبتی اظهار می کند که زمینه های طلاق در خانواده های مذهبی هم زیاد است و تفاوتش را در عدم اقدام به طلاق می داند! معلوم نشد که هدف او از متهم کردن غیر مستند خانواده های مذهبی، بدون اینکه آماری در اختیار داشته باشد، چیست؟! ضمن اینکه شعر تک بیتی او هم که جوانان را کینه ای و جنگجو می داند(جوان کینه را شاید و جنگ را / کهن پیر، تدبیر و فرهنگ را)!، با مسئولیت ایشان و نگاه مثبتی که بایسته و شایسته این مسئولیت است، کاملاً منافات دارد!

خلاصه این مصاحبه، بیانگر اوج ناپختگی یک مسئول استانی در رده مشاور استاندار است که باورش بسیار مشکل جلوه می کند و حقیر 48 ساعت صبر کردم تا شاید ایشان این مصاحبه را تکذیب کند که متاسفانه چنین نشد و من در حالیکه رغبتی برای این نگارش نداشتم و با توجه به شناختي كه از ايشان دارم، مطمئن هستم که این مطالب ناپخته از روی درد گفته شده است، بر خود فرض دانستم که به تنویر اذهان پرداخته و مسئولین را متوجه بازتاب های چنین مصاحبه هایی بنمایم تا ضمن رد این نوع نگاهها، از تکرار چنین ناپختگی هایی در آينده جلوگیری شود!

 صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-31/4 /89