خانه رسانه های مجازی می تواند مرکز تولد اهالی قلم باشد

پس از روز خبرنگار امسال زمزمه هایی از سوی مدیران و فعالان رسانه های مجازی به میان آمد که خیلی ها آن را جدایی طلبی از خانه مطبوعات و عده ای آن را اتفاقی مبارک دیدیند، اما به اعتقاده نگارنده هیچگاه جدایی طلبی نبود چون وصالی صورت نگرفته بود.

در نگاه اول خیلی از فعالان رسانه ای حتی تصور اینکه  بتوان ادعای تاسیس خانه رسانه های مجازی را بصورت هدفمند و قانونی به اقدامی عملیاتی تبدیل کرد در ذهن نداشتند اما آنچه این حرکت را به اتفاقی بزرگ تبدیل کرد، همصدایی پایگاه های خبری یا در واقع همان رسانه های مجازی بود، در این بین خیلی ها گمان می کردند که این همصدایی نتیجه واقعی ندارد.

ورود هادی ابراهیمی معاون سیاسی امنیتی استانداری مازندران که خود از اهالی رسانه است رنگ و بوی دیگری به این پیگیریها داد و این مسئله تا جایی پیش رفت که آقای معاون سیاسی و امنیتی با دعوت از مدیران رسانه های مجازی با انان به همکلامی پرداخت، اگر چه در آن زمان تعبیرهای مختلفی از این نشست شد و عده ای آن را جلسه ای دلجویی و گروهی آن را جبران مافات نامیدند، اما آن جلسه با هر تفکری که برگزار شد خون تازه ای را به رگهای بدنه پیگیری تاسیس خانه رسانه های مجازی وارد کرد.

در این مقال باید به واقعیتی هر چند تاسف بار اشاره کنیم و به عنوان کسی که در مطبوعات نیز قلم می زنم و افتخار عنوان خبرنگار را دارم باید معترف شوم در حال حاضر شادابی و پویایی که در رسانه های مجازی استان وجود دارد در صفحات کمتر نشریه استانی دیده می شود و به غیر از چند نشریه که تعدادشان به انگشتان یک دست هم نمی رسد در نشریات دیگر شاهد صفحاتی در قالب آگهی، رپرتاژ آگهی، تبریک تسلیتها هستیم.

امروز با پدیده ای مانند copy و paste مواجه هستیم و در برخی نشریات نیز متاسفانه عدم رعایت امانتداری و حتی در مواقعی سرقت های ادبی و هنری را می بینیم که البته این اتفاق سن نسبتا طولانی دارد اما آن کودک خردسال الان در برخی از مطبوعات استانی ما در حال قد کشیدن است و این قد کشیدن یعنی فاجعه ای برای یک رسانه ...

 چندی پیش خبری تولید شده از اینجانب در یکی از خبرگزاریها و پایگاه های خبری استان درج شد، ظرف چند روز در چند نشریه استانی با کمال تعجب دیدم که به اسم های مختلفی ثبت شده است و جالب اینکه منبع خبر به من تماس گرفته و با تشکر از بنده عنوان کرد ظاهرا در چند جای دیگر نیز با اسمهای مستعار خبر من را درج کردید که در جواب ایشان گفتم نه بزرگوار دوستان لطف دارند از خبرگزاری گرفتند و با کلید دلیت و اینتر به تولید خبر پرداختند و ایشان در جوابم گفت: بله من هم متعجبم چون این گفتگو را با شما انجام داده بودم.

البته باید عنوان نمایم که این اتفاقات در رسانه های مجازی نیز کم نیست و گاهی نیز در رسانه های مجازی هم مواردی مشابه رخ می دهداما اغلب به خاطر حساسیتهای زیاد در این فضا منبع ذکر می شود یا اینکه رسم امانتداری انجام گرفته و نام خبرنگار یا نویسنده درج می شود.

ضیافت افطاری وعده ای بود که هادی ابراهیمی برای فعالان رسانه های مجازی داده بود که چندی پیش محقق شد و در این شب مدیران رسانه های مجازی و تعدادی از فعالان این عرصه دور هم آمدند.

اما آنچه که در این مقال باید به ان پرداخته شود این است که چه بخواهیم و چه نخواهیم و چه قبول کنیم و و چه قبول نداشته باشیم اما واقعیتی در کشور و متعاقب ان در استان ما در عرصه فرهنگ پدیدار شده است و ان پویایی و شادابی رسانه های مجازی است که البته در مطبوعات کمتر دیده می شود و اغلب مطبوعات ما در فضایی سنتی یا بهتر بگوییم در رویکرد قدیمی خود مانده اند و این موضوعی است که سری دراز دارد.

نیک می دانیم که فشارهای اقتصادی بر مطبوعات تبدیل به یک اپیدمی شده است، قبول داریم که هزینه های انتشار مطبوعات روز به روز به قیمت های نجومی نزدیک تر می شود  این را نیز می دانیم عواملی که مطبوعات به عنوان نیروی انسانی متحمل هزینه هی انان می شود در رسانه های مجازی وجود نداردآ اما باید این حقیقت تلخ را قاب کنیم و به نظاره بنشینیم که برخی از مطبوعات استانی ما در حال تبدیل به بازارچه های تبلیغاتی هستند.

پدیده عجیب و غریب اجاره نشریه با متدهای مختلف را در کمتر جای کشور می بینیم و اگر هم داشته باشیم جزیی از اتفاقات نادری است که دردآور است. به هر حال آنچه ما را انگیزه قلم دست گرفتن و نوشتن می دهد حرکت قابل قبول هادی ابراهیمی یا به تعبیر یکی از بزرگواران دوست رسانه است که مطبوعات و رسانه های مجازی را همواره با یک نگاه فرهنگی مثبت حمایت می کند.

برگزاری جشنواره آثار انتقادی و حمایت همزمان استاندار مازندران و پیگیری های مشتاقانه مطالبات قشر رسانه توسط هادی ابراهیمی قلم های اهالی رسانه را بیشتر به سمت پویایی و شجاعت رهنمود کرده است و اگر امروز در فضای رسانه ای استان منتقدان با خیال راحت قلم انتقادی خود را به حرکت در می اورند پشتوانه ای گرم را از استانداری احساس می کنند و این یعنی جان تازه در رسانه ها و یا فعالان رسانه ای منتقد بی غرض که حایز اهمیت است.

تاسیس خانه رسانه های مجازی می تواند برای مطالبات اهالی این رسانه اتفاقی بزرگ باشد که امیدواریم با اجرایی شدن آن وفاق و همدلی بیشتری را در این رسانه ها شاهد باشیم، اما آنچه امروز بیشتر از هادی ابراهیمی انتظار می رود تشکیل کمیته ای راهبردی برای عملکرد مدیران غیر رسانه است که چندی پیش نیز در یکی از نگارشهای خود به آن اشاره داشتم.

حضور نیروی صمیمی و همیشه آن لاین مانند کمال رستمعلی و همکارانش در اداره روابط عمومی استانداری مازندران درصد پیگیریها را افزایش داده که این همت مضاعف باید توسط اهالی رسانه دیده شود.

خانه رسانه های مجازی می تواند مرکز تولد اهالی قلمی باشد که تا به امروز با فضای مجازی ارتباط زیادی نداشته اند و یا در واقع باید اینگونه بیان کنم که خانه رسانه های مجازی تولد نشاط و پویای عرصه اطلاع رسانی استان است.

امیدواریم تشکیل این خانه تعبیر جدایی طلبی یا موازی کاری فعالان این عرصه با خانه مطبوعات نباشد، چون این اتفاق قابل توجه می تواند کمک شایانی نیز به مطبوعات استانی داشته باشد هر چند که این حرکت بزرگ بدون حمایت و پشتوانه اهالی مطبوعات موثر واقع نمی شود.

بابک شمس ناتری-مدیر پایگاه خبری و تحلیلی روزنه چالوس