زمستان می رود، اما روسیاهی برای ذغال می ماند !

اسلام، همانند همه ادیان آسمانی مظلوم متولد شده است و به تبع آن انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و حتی تمامی کسانی که در سطوح بالا و پایین به نظام منتسب هستند، از این قاعده برخوردارند و مظلومیت مضاعف دردناکی را تحمل می کنند!

این مظلومیت چند سویه، گاهی ناشی از تیرهای زهرآگینی است که از جانب دشمنان خارجی و یا داخلی علیه مواضع ما شلیک می شود وگاهی هم ناشی از خنجرهای کینه توزانه ای است که از جانب خودیها و یا نفوذی های خودی نما ازپشت به قلب ما فرو می رود!

آنالیز منصفانه 30 سال گذشته، و مرور با بصیرت حوادثی که با آنها مواجه شده ایم،حتی بدون یک استثناء،موید ادعایم در این رابطه هست و اینهمه در حالیست که دشمنان ما حتی یک مورد هم سراغ ندارند که ار سوی انقلاب اسلامی با بی انصافی و یا مقابله فریب مواجه شده باشند.

به عنوان مثال و ارائه نمونه،یادم می آید که پس از پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت سازمان ملل که با پیام دردمندانه امام راحل و متعاقباً عملیات نظامی مشترک منافقین و بعثی ها در غرب کشور علیه ایران عزیز همراه شده بود،مردم و مشخصاً جوانان عزیز،بی نظیرترین استقبال و حضور در مناطق عملیاتی را به نمایش گذاشته و بزرگترین عبرت تاریخی را به منافقین و بعثی ها و به تمامیت استکبار جهانی تحمیل کردند،در آن شرایط یکی از فرماندهان ارشد با واسطه پیامی را برای امام راحل فرستادند و با توجه به آمادگی و کفایت استثنایی نیروهای رزمنده،خواهان یک عملیات سراسری علیه عراق به بهانه عملیات مشترک منافقین و ارتش بعثی عراق شد !

اما امام راحل بیدرنگ پاسخ دادند که ما به امضاء و حرفمان متعهدیم و این پیشنهاد را رد کردند!

در حالیکه قبول این پیشنهاد استراتژیک،مستند به همین عملیات و صدها دلیل مشابه دیگر، به اندازه کافی،قابل توجیه جلوه می کرد!

این مظلومیت از شخص امام آغاز می شد و تا یکایک یاران صدیقش استمرار می یافت و هم اکنون نیز این پروژه با همان قوت و شاید هم بیشتر در جریان است!

در اینجا مرور گذرای حوادث دهه اول انقلاب،نمی تواند خالی از ضرورت باشد،لطفاً عنایت کنید:

1-ترور شهدای عزیز مطهری،مفتح،بهشتی،رجایی،باهنر،شهدای محراب و.... به اتهام ارتجاعی بودن!

2-برپا کردن غائله خودمختاری خواهی کردستان،خوزستان،بلوچستان،آذربایجان و ترکمن ها !

3-راه اندازی کودتاهای متعدد و وسیع نظامی با بکارگیری فرماندهان سابق ارتش!

4-ایجاد جاسوسخانه منطقه ای درسفارت امریکا در تهران و طراحی و اجرای واقعه طبس!

5-قطع رابطه و تحریم اقتصادی و تجاری و نظامی ایران در سطوح بین المللی!

6-اتهام بستن وسیع به نظام مبنی بر امریکایی بودن،روسی بودن،مرتجع بودن و زورگو بودن!

7-تحمیل گسترده ترین جنگ علیه ایران با تحریک و حمایت همه جانبه از رژیم صدام!

8-شکل دادن فتنه بنی صدر و لیبرالها و منافقین و ایجاد دودستگی در مسئولین نظام!

9-راه اندازی جنگ مسلحانه منافقین و دیگر گروهکهای معاند علیه نظام و ترور بزرگان وعامه مردم!

10-شکل دادن جریان منتظری و فتنه مهدی و هادی هاشمی برای تصاحب نظام از درون!

11-جاسوسی های گسترده نظامی،سیاسی،اقتصادی و غیره سازمانهای جاسوسی غرب از ایران!

12-استقرار پایگاههای متعدد نظامی،امنیتی امریکا و اسرائیل در تمامی کشورهای همسایه ایران!

13-زدن هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس و شهادت تمامی مسافران!

14-استقرار ناوهای متعدد هواپیما بر با قابلیتهای متعدد در خلیج فارس!

15-..............

زمان گذشت و نظام جمهوری اسلامی ایران با توکل به خدا و اتکاءبه ایمان مردم و رهبریهای داهیانه امام راحل از کوران حوادث تلخ و شکننده،سر افراز بیرون آمد،ولی در بازخوانی پرونده فوق یک نتیجه بسیار پر رنگ جلوه گری می کند و آن مردودی تمام کشورها، جریانات و افرادی است که به گمان براندازی نظام در انجام توطئه ها و یا ایجاد فتنه ها ایفای نقش می کردند!

و در این میان مردودی نفوذی های خودی نما بیش از بیگانگان در خاطره ها محفوظ مانده است!

چهره هایی مثل کاظم شریعتمداری،قطب زاده،بنی صدر،مهدی وهادی هاشمی،رجوی و........

در اذهان مردم ما بسیار منفور مانده و افکار عمومی هرگز با این خائنان آشتی نخواهد کرد!

حالا اگر چه ما در دهه چهارم انقلاب قرار گرفته ایم،اما چون دشمن اصلی ما همان شیطان بزرگ و انگلیس خبیث و غرب فاسد است،تقریباً جنس حوادث و توطئه ها و فتنه ها هم ثابت مانده اند و تنها تفاوت را می توان در تغییر چهره ها و نیز بهانه های اولیه و ورودیه افراد به این وادی دانست.

اگر چه امریکا و فرانسه اعتراف هم نمی کردند،چیزی از ماهیت حقایق نمی کاست،همانگونه که عدم اعتراف انگلیس و آلمان اینگونه شد،اما می توان برای تسریع در روند تفهیم ناباوران،مستند به این اظهارات واعترافات متهمان تاکید کردکه فتنه های اخیر نیز از جنس همان فتنه های دهه اول انقلاب بوده واگرچه آمارفریب خورده ها بیشترازآمارمغرضان است،اما نمی توان ازکنارآنها به اغماض گذشت و هیچ نگفت!ویا بیش از آن که به نظام فکر کنیم به فکر محبوبیت شخصی خویش باشیم!

نگارنده با راه اندازی کارخانه ضد انقلاب سازی به شدت مخالف بوده و اعتقاد داردکه فیلتر نظام نباید آنقدر کوته بینانه تنظیم شود که رانده ها بیش از مانده ها و ریزشها بیش از رویشها باشند!و بنظر من طرد گسترده  معترضان با روح رهنمودهای رهبر معظم انقلاب منافات ماهوی دارد!دلیل واضح این حرف نیز اصطلاحاتی همچون"از یک خانواده،فریب خورده و....." میباشد که معظم له مستمراً بکار می گیرند.

اما سخن اینجاست که جاذبه و دافعه علوی باید در تجلی مستمر  همزمان بوده و هیچکس احساس امنیت مادام العمر نکرده و بداند که نظام با هیچکس عقد اخوت نبسته است!

اتفاقاً قانون اساسی ما نیز همینگونه نگریسته و ترجیحاً حتی در خصوص رهبری نظام هم کاملاً ضابطه مندانه تصریح کرده که با عدول از هریک از شرایط رهبری،خود بخود رهبر منعزل است! در این نگاه هیچکس مادام العمر صالح نبوده و به تعبیر امام راحل"ملاک،حال افراد است " !

حالا جدای از جوسازیهای مطبوعاتی،سایتی،وبلاگی،خیابانی و تلویزیونی از هر طیف که باشند،

انصافاً چه کسانی در این حوادث اخیر مردود شدند؟!آیا فقط معترضین مردود شدند و یا کسانی که زمینه های تعرض آنها را فراهم کرده و تدابیر تاثیرگذاری نیاندیشیده اند،نیز مردودند؟!

بنظرمن درهردو سوی این ماجرا،می توان سیاهه بلندی ازمردودی هارا ارائه کردکه بنا به دلایلی، ذکر نام آنها را دراین شرایط آلوده که بازارتوهین،تخریب وتحریف رواج یافته،به مصلحت نمی دانم!

من معتقدم که ضعف عملکردی اجرایی و نظارتی در انتخابات،عدم اطلاع رسانی جامع،بمباران اتهامات انتخاباتی نامزدها به هم ،تخریب وجهه متنفذان به زعم حمایت از نامزد رقیب،اعلام پیروزی زودرس درانتخابات،استفاده ازواژه تقلب بجای تخلف،جشن زودهنگام انتخاباتی وبکارگیری واژه های تحریک آمیز،صدور بیانیه های متمردانه،دشمن نمایی رقبای معترض،حضور و سخنرانی در راهپیمایی های غیر قانونی،حمایت یکسویه ازقربانیان آشوبهای خیابانی،نافرمانیهای مدعیان ولایت پذیری،خوراک دهی مستمر به شبکه های ماهواره ای اجانب،چینش تاثیرگذاروتحریک آمیز پیشانی نمازجمعه تهران،

استفاده ابزاری از نمازجمعه و استحاله آن در حد یک میتینگ اعتراضی،قیاس های مع الفارق بزرگان جامعه با مطرودان صدر اسلام،اعتنا به معرکه گردانی تندروها،کم اعتنایی به میانه روها،

عدم تبریک به مردم و نیز رئیس جمهور منتخب،عدم حضور در مراسم تنفیذ و تحلیف،اعتبار بخشی مکاتباتی به شایعات بی اساس،بکارگیری واژه های تهدیدآمیز از سوی نامزد و طرف پیروز،عدم تمکین سریع فرمان رهبری در عزل عنصر ناصالح و بکارگیری مشابه وی با عنوانی دیگر،وصل کردن رهبران اعتراض به سازمانهای جاسوسی غرب،تخریب فضای ارتباطی رئیس جمهور با افکار عمومی،زیر سئوال بردن مواضع و عملکرد اراده برتر نظام،صدور فتواها ی بی ولایت،بی اعتنایی به مراجع عظام و دهها غلط دیگر،باید معیار نمره گذاری ما برای تشخیص و معرفی مردودین حوادث اخیر باشد!

انصاف دهید که آیا می توان به راحتی مردودین را معرفی کرد و آیا نباید در جهت کاهش سیاهه مردودین،میانه روی کرده وعقده گشایی نکنیم و یا دچارذوق زدگیهای کودکانه و کودنانه نشویم؟!

اعتقادم بر این است که تنها کسانی مردودند که کار غلط را با اذعان به غلط بودن آن مرتکب شده و به مجموعه بیرون نظام چشم دوخته اند و احیاناً ارتباطاتی هم دارند!دراین رابطه فرقی بین احساس دوستی با ملت! اسرائیل و یا دلبستگی به دولتهای غربی وجود ندارد!باید با بصیرت،قضاوت و اظهار نظر کنیم!

در پایان ضمن دعوت مجدد مخاطبان به اعتدال جویی و قرآن مداری،تاکید می کنم که افراد چه در طرف پیروز و چه در طرف مقابل،جدای از تب و تاب اینروزها به فکر قضاوت تاریخ در دهه های بعد نیز باشند و بدانند که پرده های فتنه روزی خواهند افتاد و نفاق پیشگان را منفور و رسوا کرده و کوس رسوایی آنها گوش فلک را کر خواهد کرد ! روزی که غبارهای فتنه فرو می نشینند و چهره ها دیده شده و ماهیت ها معلوم میشوند !روزی که گذشت زمان ،سره را از ناسره جدا خواهد کرد !