آقای استاندار، برای احیاء گردشگری مازندران، لطفاً از مسئولین گیلان الگو بگیرید!
آقای استاندار، برای احیاء گردشگری مازندران، لطفاً از مسئولین گیلان الگو بگیرید!

اخبار دریافتی از استان گیلان حاکی است که گیلانی ها هم به تقلید از مشهدی ها، اصفهانی ها، شیرازی ها، کیشی ها و قشمی ها و سایر استانها و شهرهای مسافرپذیر در فصول گرما، چادرزدن و اقامت شهری مسافران را در چادرهای مسافرتی ممنوع کرده اند.
این تصمیم که در راستای حمایت از فعالان عرصه صنعت توریسم و مقرون به صرفه کردن رویکرد سرمایه گذاران بخش خصوصی اتخاذ شده، بدون تردید یک اقدام ضروری برای احیای این قطب اقتصادی کشور است و تمام حیرت ما از این است که چرا این تصمیم در مازندران اتخاذ نشده و ما همچنان در حسرت بازگشت معقول و منطقی این همه سرمایه گذاری در گردشگری مازندرانیم که غالباً بسیار کمتر از حد انتظار است.
مازندران با برخورداری از بیشترین مسافت ساحلی و همجواری با دریا در بین کلیه استانهای ساحلی و علیرغم بهره مندی از گسترده ترین مساحت جنگلی و نیز اقلیم استثناء و آب و هوای فرح بخش مدیترانه ای و معتدل، متاسفانه به خاطر مقرون به صرفه نبودن رویکرد سرمایه گذار بخش خصوصی، یکی از کم بهره ترین استانهای مسافرخیز بلحاظ درصد تعداد مسافران و میزان درآمد فعالان صنعت گردشگری است!
تردید نکنید که یکی از گزینه های درآمدی در صنعت گردشگری به مسئله اقامت قانونی مسافران برمی گردد و در مرحله دوم به موضوع پذیرائی و هزینه های اغذیه مربوط می شود و در سومین مرحله به خریدها و سوغاتی ها و سایر هزینه های خدماتی مترتبه می توان اشاره کرد.
آقای استاندار! از شما می پرسم که داشتن مسافران و گردشگران کم خرج داخلی که عمده ترین ثمرات آنها ایجاد ترافیک های سنگین، تحمیل گرانی های کاذب، تولید زباله های آزارنده و مشمئز کننده و نیز بعضاً عارضه ها و تبعات ضد فرهنگی است، چه دستاوردهایی را عاید میزبانان می کند؟!
آقای استاندار! دادن آمار دهها میلیونی ورود مسافران و گردشگران به مازندران و مقایسه آن با آمار مربوط به گردشگران خراسان و اصفهان و غیره چه دردی را دوا می کند، در حالیکه ما هر روز شاهد سیر تنازلی درآمد صنعت گردشگری مازندران به تناسب میزان هزینه و سرمایه گذاری بخش خصوصی هستیم؟!
آقای استاندار! مازندران دارای مراکز اقامتی متعدد دولتی تحت عنوان پلاژهای گسترده و پرظرفیت دولتی است و علاوه بر آن مهمانسراهای دولتی هم در ایام نوروزی و تابستان در خدمت مسافران بوده و با توجه به اقامتی شدن مدارس در این ایام، عملاً قدرت مانور سرمایه گذار بخش خصوصی بیش از حد تنرل می یابد و اگر شما با یک تصمیم انقلابی، اقامت های چادرنشینی را در پارکها و خیابانها و حاشیه جاده ها ممنوع اعلام نکنید،عملاً بر گریزانی بخش خصوصی از سرمایه گذاری در گردشگری مازندران می افزائید!
امروز از غرب تا شرق مازندران، معیشت مردم به درآمدهایی وابسته است که در فصول گرما از خدمات خود به گردشگران دریافت می دارند و در شهرهایی مثل بابلسر، بازار ماهها رکود را به امید چنین درآمدی تحمل می کند و اگر شما هر چه زودتر تصمیم نگیرید، تردید نکنید که گردشگران حتی آب ذخیره هم با خود می آورند تا هر چقدر ممکن است، در اینجا هزینه نکنند و این با توجه به آنچه که در خراسان و اصفهان و کیش می گذرد، کاملاً منافات دارد!
جهت مزید آگاهی حضرتعالی اضافه می کنم که بدون حضور در سیاهه آژانس های مسافرتی و تورهای گردشگری، حتی در صورتیکه در این مناطق دارای امکانات اقامتی هم باشید، امکان سفر هیچ مسافر و گردشگری به مناطق توریستی جذاب مثل کیش ممکن نیست و تمام سرمایه گذاران بخش خصوصی از یکایک گردشگران، درآمد تعریف شده ای را می فهمند و توجیه سرمایه گذاری خود را به عینه می بینند!
چادرخوابی،پیاده روخوابی، ماشین خوابی، پارک خوابی، ساحل خوابی، و جاده خوابی هم از نظر امنیتی، هم از نظر اقتصادی، هم از نظر زیبایی، هم از نظر اخلاقی، هم از نظر اجتماعی و غیره امور مذمومی هستند که فقط با یک مصوبه و اقتدار انتظامی قابل حل اند و کافی است که ضمانت اجرائی آن در قالب یک طرح دیده شود، شک نکنید که با توجه به همکاری قلبی مردم مازندران بسرعت قابلیت اجرائی می یابد، چرا که همه اینها در شرایطی است که هتل ها، متل ها، ویلاها، شهرکها، پلاژها، مسافرخانه ها، میهمانپذیرها، سوئیت آپارتمان ها و اماکن کرایه ای و نیز رستوران ها و سفره خانه ها و سایر اماکن پذیرائی در مازندران بی استفبال مانده و قدوم گردشگران را انتظار می کشند!

آقای استاندار! جدای از توجیهات اقتصادی، کافی است تا حوادث انتظامی و امنیتی ناشی از این پدیده های غیرقابل توجیه در زمینه های سرقت، قتل و آسیب های اخلاقی و سایر سوءاستفاده ها در طی سالهای اخیر مطالعه گردد که یقیناً این مطالعه آماری و توصیفی در تسریع چنین تصمیمی بسیار تاثیرگذار خواهد بود!
آقای استاندار!حتماً واقفید که امروز با اتخاذ تصمیمات مناسب و ساماندهی های استاندارد، صنعت گردشگری در کنار درآمدهای مالیاتی یکی از دو ستون اقتصاد ملی کشورهای پیشرفته دنیا را تشکیل می دهند، آیا حیف نیست مازندران با این همه استعدادهای ناب گردشگری، دارای اقتصاد آسیب پذیر و کم تحرک باشد؟!
جناب آقای طاهائی، شما بعنوان یک مدیر ارشد بومی و مازندرانی که یقیناً دلسوز هم استانی های خویش می باشید، بایستی این معضل را در زمان مسئولیت خود مرتفع نمائید و نگذارید که تصمیمی با این فرمول مشخص در هاله ای از تردید و ابهام و تاخیر معطل بماند و یا به آیندگان واگذار گردد، چرا که شما استاندار دولتی هستید که با شجاعت تمام، طرحهایی مثل اجرای طرح دلهره آور هدفمند کردن یارانه ها و سهمیه بندی کردن بنزین و راه اندازی انرژی هسته ای را در کارنامه خود قرار داده و نه تنها با اعتراضی مواجه نشده، که اقبال افکار عمومی را نیز داشته است!
باید بپذیرید که بخش کشاورزی در مازندران در حال تنزل شدید بخاطر کاهش قدرت جذب و نیز کاهش سطح درآمد است و حالا تنها امید مازندرانی ها به همین استقبال بخش خصوصی از سرمایه گذاری در مازندران و تحرک های اقتصادی و درآمدهای احتمالی صنعت گردشگری است که طبعاً انتظار می رود که از اقلیم خدادادی دریا و جنگل و جلگه نصیب آنها گردد و اگر برنامه ریزی قاطعی صورت نگیرد، بعید هم نیست که فرداروزی حتی همین گردشگران هم به فکر کسب درآمد از مازندرانی ها افتاده و مثلاً با خود مغازه های سیار به مازندران بیاورند تا کالا یا خدمتی را به شهروندان مازندرانی بفروشند!!!
علیهذا تا دیرتر نشده باید از الگوهای موفق ملی از خراسان گرفته تا کیش و اصفهان و مورد آخری یعنی گیلان که همسایه و هم توجیه ماست، استفاده کرده و صنعت گردشگری مازندران را مورد حمایت جدی قرار داده و حداقل یک گام از شعار بسوی عمل برداریم!
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-۱۹/۱۲/۸۹
انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.