هم اندیشی جهادی در قرارگاه ستادی استانداری مازندران

در شنبه شب مورخه20/1/90 در سالروز ولادت خجسته بانوی کربلا، عقیله بنی هاشم، حضرت زینب کبری(س) طی فراخوان معدود استاندار محترم از اصحاب قلم که در رسانه های مجازی و مکتوب مازندران با موضوعیت "جهاد اقتصادی" نظریه پردازی و اظهار نظر کرده و می کنند، حقیر نیز فرصت حضور یافتم تا سهمی در این هم اندیشی جهادی داشته و در محضر دوستان و تنی چند از مدیران استان نقشی ایفاء نمایم.

دکتر غلامعلی رنجبر فرح آبادی، دکتر علیرضا پورفرج، کوروش غفاری چراتی، حسین برزگر، جابر معافی، فرامرز درخشنده، مهندس بهمن رمدانی، ایرج نیازآذری، حسین خانی،میثم ابراهیمی، شکرالله رضازاده شرمه و نگارنده، از اصحاب قلم بودند که اتفاقاً در سالروز شهادت شهید بزرگوار سید مرتضی آوینی سید شهیدان اهل قلم در این هم اندیشی حضور یافته بودند.

در این هم اندیشی جهادی مطالب و مباحث بسیار ارزشمندی از سوی صاحب نظران ایفاد گردید که حقیقتاً تدوین آن از سوی روابط عمومی استانداری مازندران می تواند یکی از مانیفست های ارزشمند چگونگی تحقق "جهاد اقتصادی" و یا دستورالعمل مقدماتی شکل گیری آن محسوب گردد.

مع الوصف مجموعه مطالبی را که حقیر برای ارائه در این هم اندیشی جهادی آماده کرده بودم و بخاطر ضیق زمان و تطویل شب، فرصت ارائه کامل نیافتم، در این مجال رئوس مطالب مدنظر را جهت مزید استحضار مخاطبان از جمله مدیران ارشد استان تقدیم می نمایم:

"الوین تافلر یکی از نویسندگان بظاهر پیشگو و آینده نگر امریکایی که احتمالاً منعکس کننده نیات حاکمان امریکایی در آینده است، در کتاب موج سوم که در اواخر قرن بیستم نوشته و به فارسی هم در 1000صفحه ترجمه شده، با اشاره به سه دوره زمانی جهان از گذشته تا آینده یعنی موج اول: عصر قدیم یا همان فئودالیته، موج دوم: عصر امروز یا همان صنعت و موج سوم: عصر فردا یا همان فرا صنعت، متذکر می شود که از میانه قرن بیست و یکم، جهان به سمت تحولات اساسی تر سوق خواهد یافت و طی آن کشورهای پیشرفته امروز با معیار میزان دستیابی به علوم و تکنولوژی های برتر ارتباطات مجازی و فناوری های رایانه ای به دو جریان پیش تاخته و عقب افتاده تقسیم شده و آمریکا و ژاپن و احتمالاً آلمان در گروه پیش تاخته ها قرار گرفته و کشورهایی همچون فرانسه و انگلیس و غیره در گروه عقب افتاده ها قرار می گیرند و در این میان تکلیف کشورهای عقب مانده و یا در حال توسعه موج دوم یعنی عصر صنعت، ناگفته معلوم است. و اگر جهاد اقتصادی در این مرحله محقق نگردد، قطع یقین فاجعه بزرگ ملی که فقر و ناکارآمدی و نداری است، شکل خواهد گرفت!

مهمتر از بررسی صحت و سقم چنین پیشگویی، لزوم توجه به اینگونه نگرشها و اراده هائیست که در دنیای مدرن برای فاصله گیری از رقباء در تحقق ابرقدرتی آینده از جنس غیرنظامی یعنی علم و فنآوری وجود دارد!

برداشت حقیر این است که نامگذاری سال90 به سال جهاد اقتصادی از سوی رهبر معظم انقلاب، در اصل تعیین استرتژی رسیدن ایران به قلل ابرقدرتی جهان از طریق علم و فناوری و اقتصاد برتری است که از سالها قبل استارت خورده و امروز ما در آستانه رسیدن به خط پایان این دوی استقامت، نیازمند تلاش و همت مضاعف در غالب یک جهاد همه جانبه تحت عنوان جهاد اقتصادی می باشیم که هدف نهایی، اولاً رسیدن به قلل موفقیت، ثانیاً دیر نرسیدن و ثالثاً با اتکاء به توانایی های خود رسیدن به چنین مقاصد ارزشمندی است.

در این رابطه لازم است به نکات مهمی که ذیلاً می آیند، نهایت عنایت صورت پذیرد :

1-فرهنگ سازی و نهادینه سازی ضرورت برخورداری از تفکر جهادی و نیز ایجاد انگیزه و تقویت اراده کار جهادی در آحاد مردم و مدیران جامعه از ضروری ترین الزامات تحقق این جهاد مقدس است که متاسفانه امروز بطور جدی با ناباوری و ناباروری فکری و فرهنگی در بخشهایی از جامعه مواجه ایم.

2-ایجاد قرارگاه عملیاتی در مرکز استان و بهم زدن عادتهای موجود در ستادهای اداری و تخصیص تمام وقت تایم های اداری و غیراداری جهت تقویت بعد عملیاتی و رجحان آن بر ابعاد نظری و غیر عملیاتی اقتصاد

3-استفاده نمادین استاندار و سایر مدیران ارشد یقه سفید استان از لباسهای کار یقه آبی و استقرار زمان بندی شده در قرارگاههای عملیاتی و پشتیبانی جهاد اقتصادی

4-ایجاد قرارگاههای پشتیبانی در رسانه ها و نهادهای غیر اقتصادی جهت سیاستگذاریهای جدید در تخصیص بودجه و اعتبارات و ایجاد تمهیدات کاری با تهیه ابزار کار، تصحیح قوانین و تسریع روند تصمیم گیری و اجراء

5-فراخوانی توانمدان و توانمندی ها اعم از افراد و افکار از همه اقشار و اعلام بسیج عمومی جهت مشارکت همگانی در جهاد اقتصادی را باید در همان اولین مراحل مقدماتی به انجام رساند.

6-فراخوانی سرمایه گذاران بخش خصوصی اعم از داخلی یا خارجی، مکمل توانایی های اولیه دولتی برای حرکت تاثیرگذار در منطقه عملیاتی پروژه هاست که طبعاً باید این فراخوانی را با اعطای تسهیلات خاص همراه کرد.

7-احیای فرصت های از دست رفته و یا فراموش شده در حوزه اولویت ها، تقویت و توان بخشی فرصت های درک نشده و نیز شناسائی و پیگیری فرصت های کشف نشده که لازمه شکوفائی استعدادهای استانی است.

8-ارزیابی عاجلانه عملکرد مدیران فعلی اقتصادی استان و شایسته گزینی های هوشمندانه در حوزه عزل و نصب و پرهیز از تعارفات و گذر از مرزبندی های سلیقه ای مرسوم که منافع مردم و استان را پایمال می کند.

9-احصاء و جمع آوری اطلاعات اولیه و ارزیابی جامع از وضعیت اقتصادی موجود استان و ایجاد چشم اندازهای جدید به وضعیت مطلوب و برنامه ریزی عملیاتی در مسیر وضعیت موعود از منظر سند چشم انداز 20ساله

10-اولویت بندی و پروژه سازی فعالیتها از طریق زمان بندی و فازبندی عملیاتی و آغاز جهاد اقتصادی با دو محور تلاش وقفه ناپذیر و نیز مبارزه ناگزیر با موانع و مواضع دشمنانه ای همچون تحریم ها و کارشکنی ها

 11-کنار نهادن مدیران کم کار و ناکارآمد، کارشناسان بی انگیزه، ناظران ناسالم، بازرسان بی توجه و پرهیز از سیاستگذاری های غلط و جلوگیری از انحراف مسیر بودجه و یا وابستگی های خارجی به ابزار و فناوری

12-ایجاد اتاق فکر دائمی تحت عنوان پارلمان کارشناسان و صاحب نظران و اداره آن به سبک بورس و حضور فعال الکترونیکی و غیرالکترونیکی پیشنهاددهندگان بدون دعوت قبلی در این پارلمان حول محورهای ابلاغی

نکته مهم اینجاست که مازندران با اولویت اول گردشگری و کشاورزی و نیز اولویت دوم صنعت و معدن دارای مهیاترین بسترها برای موفقیت در این جهاد اقتصادی است فلذا آنچه که در این جهاد نباید مغفول بماند ، شناسائی فرصتها، تهدیدها و آسیبهای این دو اولویت است که متاسفانه در گذشته یا دیده نشده و یا جدی گرفته نشده اند و بهمین خاطر ما امروز فاقد صنعت گردشگری و صنعت کشاورزی پرسود و تحول برانگیز در دو گستره اشتغالزائی مولد و درآمدزائی موثر می باشیم.

سئوال اینجاست که وقتی برخی کشورها از آفتاب، انرژی تولید کرده و برای کویر توریست جذب می کنند:

آیا نمی توان از استعدادهای موجود مازندران، بهره های مطلوبتری گرفت؟! 

آیا نمی توان از بارش باران شمالی و بارش برف در ارتفاعاتی مثل کلاردشت بهره برداری بیشتری بعمل آورد؟!

 آیا نمی توان دریای مازندران را زمستانی هم دید و نگاه توریستی به صیادی سنتی و صنعتی در آن ارائه کرد؟!

آیا نمی توان با تنوع نگاه به جنگل، کلبه های جنگلی و صحنه های رنگین و جذاب برگریزانش را تبلیغ کرد؟!

آیا نمی توان تله کابین نمک آبرود چالوس و رامسر و امکانات جانبی آن را در زمستان هم فعال نگه داشت؟!

آیا نمی توان با تکیه به ظرفیت های میراث فرهنگی مازندران ،گردشگری زمستانی مازندران را احیاء کرد؟

آیا نمی توان با غواصی در اقیانوس استعدادهای کشاورزی مازندران، مرواریدهای بیشتری صید کرد؟!

جان کلامم اینجاست که چرا و ناشی از چه دلایلی:

1-گردشگری مازندران، در حد یک صنعت نیست، بلکه عمدتاً با ابتکار عمل مردم عادی، بیشتر جلوه سنتی داشته و عمدتاً در حال حاضر یک فعالیت سودآور اقتصادی محسوب نمی گردد.

2-کشاورزی مازندران نیز هنوز مکانیزه نشده و نمی توان آن را صنعتی نامید و به دلایل عدم همسطح سازی، عدم یکپارچه سازی، عدم آب کافی، همچنان دارای شرایط غیراستاندارد و درآمد غیر متعارف جهانی است.

3-صنعت مازندران نیز فاقد رویکردهای بنیانی و زیرساخت های مناسب و درگیر عدم حمایت کافی و غیر قابل توجیه بودن سرمایه گذاری بخش خصوصی بوده و عمدتاً سطحی و غیر قابل قبول است.

4-عرصه اشتغال در مازندران تناسب قابل قبولی با میزان بیکاران و متقاضیان کار نداشته و گاهاً شاهدیم که نه تنها فرصت جدید شغلی ایجاد نمی گردد، بلکه فرصت های موجود شغلی نیز از بین می روند.

5-بخاطر عدم اجرای مناسب اصل 44 قانون اساسی و عدم کاهش تصدی گری دولت بر اقتصاد، جذب سرمایه گذار بخش خصوصی در مازندران نمود چندانی نداشته و در بخشهای اقتصادی ما تحرک مولدی ایجاد نمی کند.

6-حمایت مالی بانکها از پروژه های کشاورزی و صنعتی و غیره غالباً دارای انحراف مسیر شده و به مخاطب اصلی نمی رسد، تا جائیکه امروز شهرکهای صنعتی ما آکنده از سوله های خالی و یا پروژه های نیمه رها شده است.

7-دخالت بخشهای غیرتخصصی اعم از مقامات سیاسی، نمایندگان مجلس، افراد ذی نفوذ استان و شهر در امور اقتصادی و سهم خواهی های اداری و فردی آنها موجب سپردن برخی از امور مهم به عهده افراد ناکارآمد گردید.

8-غلظت گرایش های سیاسی-فرهنگی بر گرایش های اقتصادی در عزل و نصب های مدیران موجب کاهش پیشرفت های اقتصادی و افزایش عملکردهای سیاسی-فرهنگی و طبعاً عدم اولویت های اقتصادی شده است.

9-ارتباط مفید و مناسبی بین مراکز آموزش عالی و بازارکار وجود ندارد و این دو مرکز که یکی به توانمندسازی جوانان و دیگری به بکارگیری توانمندان جامعه می پردازد، سردرگم عمل کرده و هریک به راه خود می روند.

10-برخی از مدیران و یا منتسبین به آنها بخاطر منافع مستقیم و غیرمستقیم در انتخاب پیمانکاران و میزان هزینه ها و نیز کیفیت اجرائی کارها، با دخالتهای سوءگیرانه، مانع از واقعی شدن گردش چرخ اقتصاد استانی اند.

 فلذا آنچه که در جهاد اقتصادی مدنظر قرار می گیرد، همانا رفع موانع و نیز ایجاد بسترهای فعالیتی است.

در این جلسه دوستان مدعو منعکس کننده  مطالب ارزشمندی بوده اند که انصافاً بجز تبیین و ارائه در این جلسات، امکان طرح آنها در سایر تجلیات رسانه ای جامعه نیز مشکل آفرین بوده و من جداً از یکایک بحث ها استفاده کافی و وافی برده ام.

بنابراین تاکید می کنم که اینگونه جلسات اولاً باید با سایر اقشار فرهیخته دائر گردد و ثانیاً نباید بعنوان زینت عملکردی و تنها در حد یک گزارش کار به مافوق یا بازارگرمی رسانه ای تلقی شوند، بلکه باید با تدوین مطالب ماخوذه و وجود اراده اجرائی کردن پیشنهادهای مناسبی که از سوی مدعوین فرهیخته ارائه می گردند، ارزش این جلسات را دوچندان و مضاعف جلوه دهند.

در پایان شایسته می دانم تا از اقدام مهندس طاهایی استاندار محترم مبنی بر اصرار به فراخوان فرهیختگان از اقشار مختلف و میدانداری جناب آقای رستمعلی مسئول روابط عمومی و امور بین الملل استانداری و نیز احتساب اینجانب در سیاهه مدعوین تشکر فائقه بعمل آورم.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-22/1/90