نمادهای نجابت یا بهانه های هتک حرمت؟!
به بهانه جمع آوری ناگهانی مجسمه اسب ها از میدان امام(ره) ساری
نماد های نجابت یا بهانه های هتک حرمت؟!

جمع آوری مجسمه های اسب ها از میدان امام (ره) به بهانه اینکه این اسب ها با نام و شان امام راحل سنخیت نداشته و بخاطر سوءاستفاده کلامی تنی چند از مسافران تاکسی جمع آوری شدند، بهانه ای شد تا حقیر به این موضوع بپردازم و کمی مسئله را بشکافم!
من همیشه می شنیدم که اسب ها دوست داشتنی و مظهر ادب وبسیار نجیبب اند و اسامی اسب های بزرگان دینی و ملی را به نیکی بیاد می سپردم نام های آشنایی همچون براق، دولدل و ذوالجناح برایم تداعی قداست کرده و اسامی دیگری مثل رخش، رهوار ، سمند و دهها نام دیگر برای من و امثال من اسامی قابل احترام و مثبت بوده و هرگز تداعی منفی نکرده و نمی کنند!
در فرهنگ دینی ما نیز یاددادن سوارکاری به فرزندان از تاکیدات تربیتی پیامبر گرامی اسلام(ص) به والدین بوده و ما همواره در این فرهنگ اسب را حیوانی مفید تلقی کرده و می کنیم!
از طرفی هر وقت به فرج و ظهور آقا امام زمان(عج) می اندیشم، همواره در ذهنم اسب سفیدی تداعی می گردد که مردی با شولای سبز سوار بر آن از راهی دور خواهد آمد و انسانها را از نکبت ظلم و گمراهی نجات خواهد داد!
جالب است بدانید که اثر مشهور عصر عاشورا از استاد فرشچیان با محوریت احساسات اسب امام حسین(ع) یعنی ذوالجناح و عزاداری و همدردی اهل بیت(س) با مصائب این اسب وفادار زخمی طراحی شده است و تاثیر این اثر تا اندازه ای است که رهبر معظم انقلاب در یکی از اظهارنظرات خویش می فرمایند که من می توانم به اندازه یک نیمروز در باره این اثر روضه بخوانم و بگریم!
یا اینکه در یکی از مداحی های مداح اهل بیت(ع) یعنی حاج صادق آهنگران نیز همواره شعری را زمزمه می کنم که برایم بسیار خاطره انگیز است، شعری که وی در آن نایل شدن به شهادت را با سوار شدن بر اسب سپید تداعی می کند و می خواند "مرا اسب سپیدی بود روزی!/ شهادت را امیدی بود روزی!"
در فرهنگ ایرانی و باستانی ما نیز با دوره ای از نامگذاری ها مواجه ایم که طی آن اسامی انسانها نیز دارای پیشوند و پسوند اسب بوده که طهماسب، ویشتاسب، گشتاسب، گرشاسب، لهراسب، جاسب، جاماسب و ... نمونه های آنند!
اسب در ذهن ایرانیان همچون شتر در ذهن عربها، مرکب رهواری است که در روزگار فقدان وسایل حمل و نقل ماشینی و غیره، انسان و وسایل او را حمل می کرد و در مازندران شغل چهارپادار نیز متاثر از همین نقش آفرینی است و هم اکنون نیز در بسیاری از نقاط جهان و از جمله ایران و مخصوصاً روستاهای دوردست و برای کشاورزان مازندرانی هنوز هم اسب، ایفاگر همین نقش تاریخی-اقتصادی است!
در فرهنگ ایرانی ها و مخصوصاً مازندرانی ها، اسب هرگز حیوان موهن و یا قابل اهانتی نبوده و همین امروز نیز اسب مظهر چابکی در مسابقات اسب دوانی است و در همه حال از اسب بعنوان حیوانی با وفا و همراه یاد می شود.
اگر این بهانه ها برای این اقدام ها کفایت می کرد، حتماً نمی بایست این همه اماکنی که بنام شاه بود بنام امام(ره) تغییر می کرد! چرا که می تواند در اذهان عمومی تداعی مستقیم کند و یا مثلاً میدان توپخانه تهران بنام میدان امام(ره) شود! و یا میدان امام(ره) شهر مهاباد که کلکسیونی از مجسمه های حیوانات در آنجا دیده می شوند، تغییر نام داده می شد! شاید هم پاسخ داده شود که بازتاب تغییر نام ها مهم است و یا اینکه اینجا تداعی اضداد وجود داشت! معمایی که هنوز برایم حل نشده است!
مع الوصف علیرغم این همه ذهنیت مثبت از اسب، حتی اگر توجیه مدیران قوی تر و منطقی تر باشد، خاضعانه و بار دیگر می پرسم که:
آیا با استناد به چند اظهارنظر سخیف، اتخاذ عاجلانه این تصمیم مهم و پر بازتاب، اقدامی مدبرانه بود؟!
آیا نمی شد به این اراجیف بی اعتنائی کرد و مثل همه اباطیل بدخواهان از کنارشان به اغماض گذشت؟!
آیا نمی شد این اسب ها را با زمینه سازی های موازی به سایر میادین ساری منتقل کرد؟!
آیا نمی شد با اطلاع رسانی کامل و پیشاپیش و ارائه توجیهات قوی تر این تصمیم را اتخاذ نمود؟!
آیا نمی شد این اقدام را با خبر و برنامه طراحی جدید میدان امام (ره) از سوی شهرداری همزمان کرد؟!
بهرحال اگر چه معترفم که بسیاری از مخاطبان مومن و متعهد شهر این اقدام را قبول داشته و اتفاقاً زمان آن را هم خیلی دیر می دانند، اما چون این اتفاق، متعاقب جمع آوری مجسمه ها در تهران و مشهد با توجیه تلویحی مبارزه با بت گرائی های جدید واقع شده، شاید تداعی گر همان تعبیرها در اذهان عمومی باشد، فلذا بسیار بهتر بود و هست که در خصوص مسئله ای با این قابلیت بازتاب رسانه ای که در همه سایتهای داخلی خارجی و نیز رسانه های استکباری و مجازی دنیا انعکاس داشته، با تدابیر بالاتری اقدام می شد تا اینگونه گسترده، زمینه های سوءاستفاده های سیاسی-فرهنگی رسانه های استکبار جهانی را فراهم نمی کرد!
در پایان امیدوارم با توجه به نظرسنجی های متنوع، اولاً افکار عمومی نسبت به این اقدام بیشتر توجیه شوند و ثانیاً از این مجسمه ها که سرمایه های فرهنگی شهر ما هستند در سایر میادین استفاده شود تا هم متهم به تعابیر فکری و اعتقادی خاص نشویم و هم شاهد از بین رفتن این سرمایه های گرانقیمت هنری-تاریخی شهرمان نباشیم.
صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-20/3/90

انگیزه،دروازه ورود به دهکده جهانی ارتباطات است که بارزترین قابلیتش، عروج به اوج برترین قله های نوین و مدرن عصر انفجار اطلاعات است، فلذا فروتنانه منتظر نظرات شما در صعود به فراسوی اهداف ناب موعودیم.