همراه با طرح تشدید امنیت اجتماعی

حجاب، برگ برنده فرهنگی ما در جنگ نرم

 حجاب و بد حجابی از تهران تا بیروت 

مقدمه:

اجرای طرحهای پربازتابی همچون طرح امنیت اجتماعی و یا تشدید امنیت اجتماعی و اظهارنظرهای فراوانی که له و علیه اجرای این طرح در محتوا و عمل که از سوی مقامات نظام و یا مردم کوچه و بازار بیان می شوند، بهانه ای شد تا حقیر نیز مقاله ای در این مقوله اگر چه ناکافی و نارسا ارائه کنم.

مقدمتاً باید گفت که یکی از رسالتهای نظام اسلامی، احساس مسئولیت در قبال فرهنگ و تهدیدات و آسیبهای فرهنگی است و به همین خاطر هیچ نهاد و یا مقامی نمی تواند و نباید در قبال این معضل، موضع غیر مسئولانه بگیرد و اگر امروز  می بینیم که علاوه بر تلاشهای مردمی، تمامیت نظام نیز به این مبارزه پیوسته اند، دقیقاً ناشی از همین وظیفه ذاتی است.

بهرحال حجاب را می توان را از زوایای متنوعی نگریست و مخاطبان را با سلیقه های مختلف در پای خطابه ها نشاند و طی آن مثلاً با گرایش تاریخ گرایی، تاریخچه حجاب را از بدو تجلی تا امروز تبیین کرد و با مخاطبان معنا گرا، از مفهوم حجاب گفت و رویدادگراها را به استماع و مطالعه داستانهای اتفاقیه در جامعه داخلی و جهانی تشویق کرد و برخی را هم به سمت و سوی فلسفه اجباری و اختیاری حجاب راهنمائی کرد و از ضرورت و آثار مثبت حجاب در روابط اجتماعی سخن گفت.

می توان با تجزیه و تحلیل ابعاد وسیع حجاب، ابهامات و شبهات مربوط به آن را پاسخ گفت و حجاب را در مقایسه بین مکاتب به جلوه درآورد و یا حتی در نگاهی دیگر با ساختارگرائی، آن را از منظر چالشهای نوین سیاسی-اجتماعی نگریست.

 ضمناً حجاب را می توان در ادبیات و در قالب شعرها، قصه ها، رمانها و داستانها از منظر سنن و عادات و آداب به معرض تفسیر برد.

خلاصه اینکه حجاب دارای قابلیتهای پردازشی زیادی است که در آثار مربوط به آن فراوان یافت می شود و نظر به اینکه استمرار روشهای گذشته و نگاههایی که قبلاً تجربه شده اند، اگر چه ممکن است برای برخی پرجاذبه باشد، اما محتمل است که برای برخی هم کم جاذبه باشد، فلذا حقیر برآنم تا ضمن احترام به کسانی که این مقوله را همچنان ریشه ای و استنادی و با استدلالات عقلی و شرعی تعقیب می کنند، برخلاف عادت مالوف، جور دیگری به این مقوله ورود کنم!

در این یادداشت برآنم که از منطق امام راحل استفاده کنم، چرا که امام راحل می فرمودند که هر وقت دیدید دشمن و مشخصاً امریکا و اسرائیل از شما تعریف می کنند، به خودتان شک کنید و تحقیق کنید که کجای کارتان را اشتباه کردید که آنها خوششان آمده است و متواضعانه و شجاعانه اشتباهتان را اصلاح کنید، فلذا ما در این مجال منطبق بر همین منطق و روال در باره حجاب و عفاف سخن می گوئیم.

رمزگشائی از تکاپوی پایان ناپذیر دشمن علیه حجاب:

 

همین که دشمن به ستوه می آید و به تکاپو می افتد تا کاری کند، دست و پا می زند و هزینه می کند تا حقیقتی کتمان گردد و یا مذبوحانه به مخالفت می پردازد و سبوعانه به مقابله بر می خیزد تا مقاومتی را بشکند، از عطش شکست ها گُر می گیرد و در ناکامی ها بی تاب می شود چون راه فرار نمی یابد ، وقتی که شب پرستانه از حقیقتی می هراسد و خفاشانه وحشت می کند تا با نور ایمان مواجه نگردد، مفسدانه اراجیف می گوید و مغرضانه اباطیل می بافد تا از تمرکز ذهن ها بکاهد و در نهایت درماندگی از قربانیان فرهنگی مانکن می سازد و شبکه های تلویزیونی و اینترنتی و صفحات اجتماعی را بسیج می کند تا کسی متوجه از نفس افتادنش نشود، زبونانه مزدوران را به تلاش مضاعف وا می دارد و همه را فراخوان می دهد، فریاد می زند تا گوش فلک را با تبلیغات دروغین کر کند و زورگویانه پوشش ها را می درد، حرمت ها را می شکند تا حیاها را از بین برده و عفاف را به فراموشخانه ببرد، تا حجابها را کشف و ریشه کن کند، همه اینها یک معنا دارند و آن اینکه هنوز ابتکار عمل فرهنگی در دست ماست، یعنی در این جبهه با مقاومت هدفمند اکثریتی از بانوان عفیف و مردان نجیب، دشمن در پشت یکی از خاکریزهای جنگ نرم زمین گیر شده است.

همانگونه که در جلوگیری از ترویج فرهنگ تجدید بیعت غدیر، روح شهادت طلبی عاشورا و نیز فلسفه مقاومت انتظار پشت درب حیرت جا مانده و نمی تواند این ساختار تاریخی-اعتقادی را خدشه دار کند.

همانگونه که نتوانست مانع از صدور انقلاب اسلامی به جهان اسلام شود و این روزها با موج بیداری اسلامی مسلمانان در این کشورها و سقوط دیکتاتورهای دست نشانده اش مواجه است.

همانگونه که نتوانست پروژه های موسوم به انقلابهای مخملین را در ایران به نتیجه برساند و در 9 دی و 22 بهمن 88 صحنه های شکست پروژه 10 ساله برپائی فتنه های داخلی اش را به نظاره نشست.

پیشینه مبارزه استکباری با حجاب و عفاف:

حجاب نیز در راستای پایبندی مردم به اعتقادات دینی و پایداری مردمی در قبال ترویج غلط فرهنگ غربی دین زدائی، دین گریزی، دین هراسی و دین ستیزی، یکی از همان مقوله های ناکامی استکبار جهانی است که این روزها در اوج زورآزمائی های خیابانی و ماهواره ای با جامعه اسلامی ماست.

این پروژه که البته در ایران در 17 دی 1314 در جشن فارغ التحصیلی دختران دانشسرای مقدماتی تهران توسط رضاخان آغاز شد، پیشینه ای به مراتب قدیمی تر دارد که حداقل رضاخان از پیشکسوت خود یعنی کمال آتاتورک تقلید کرده و کمی پیشتر نیز می توان این واقعیت تلخ را در ماجرای سقوط حکومت اسلامی آندلس(اسپانیای کنونی) ملاحظه نمود.

ضمن اینکه با نگاهی عمیق به رنسانس فرهنگی کاملاً فهمیدنی است که تفکر ضد دینی حتی در مسیحیت نیز با پدیده حجاب مقابله کرده و با تغییر جلوه های پوشش در فیلمها، عکسها، نقاشیها، طرحها، مراسم، جشن ها و جلوه های خیابانی، عریانی و نیمه عریانی را جانشین صحنه های پوشیده و اندام های تقریباً دارای پوشش نمودند تا برای همیشه عناد خود را علیه حجاب به نمایش گذارند.

برگ برنده و سلاح برنده حجاب:

چه با سطحی ترین مرور تاریخی و چه با عمیقترین تحلیل حوادث ثبت شده در تاریخ، به راحتی می توان نتیجه گرفت که مقابله با حجاب و عفاف بانوان و حتی آقایان، یکی از شعبات جنگ تمدنها و دقیقاً یک پروژه سیاسی-عقیدتی از سوی غرب علیه سرمایه های اعتقادی، اخلاقی و معنوی در تمامی جوامع اسلامی است که این روزها رهبر معظم انقلاب از آن به تهاجم فرهنگی، شبیخون فرهنگی، نبرد فرهنگی، ناتوی فرهنگی و یا در یک عنوان جامع تر "جنگ نرم" یاد می کنند و می توان مدعی شد که حجاب، یکی از رئوس مواردی است که دشمن در جهت تغییر باورهای مربوط به آن در افکار عمومی و مشخصاً نسل نو، بی تابی می کند.

وحشت استکبار از حجاب تا اندازه ایست که حاضر است بسیاری از بدنامی ها و مقابله های فرهنگی و حتی فیریکی را پذیرا گردد و حتی در این رابطه با شهروندان خود نیز مقابله دامنه داری را تدارک ببیند تا مانع از ترویج فرهنگ حجاب شود.

تصویب پیاپی قوانین ضد حجاب در اروپا و ممانعت از حضور زنام محجبه در محافل سازمانی و ورزشی، دقیقاً ریشه در همین نگرانی ها و جدیت غربی ها در این مبارزه دارد و بی جهت نیست که یکی از مقامات امریکایی در اظهار نظر کینه ورزانه ای می گوید که حضور و جلوه هر یک زن محجبه، به معنای احتزاز یک پرچم از جمهوری اسلامی ایران است.

باید یادآور شوم که حتی در جنگ سخت نیز ارزش حفظ حجاب کاملاً ملموس بود و رزمندگان ما از سه دهه پیش هم به این مهم پی برده ودر وصایایشان موکداً بر رعایت حجاب تاکید کرده و آن را با خونشان هم بها می دانستند و می نوشتند: خواهرم من با خون خود و تو با حجاب خود باید از انقلاب اسلامی محافظت کنیم و یا آن اسیر نوجوانی که در امتناع از مصاحبه با خبرنگار بی حجاب هندی گفته بود: ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطاب است / ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است!

همه اینها نشان می دهد که در نگرش رزمندگان ما نیز حجاب یک سنگر بود که خالی کردن آن خیانتی نابخشودنی به شهداست و کسانی که از سنگر حجاب خارج می شوند، در اصل شبیه کسانی اند که تنگه احد را ترک کرده، غدیر را تنها گذاشته و یا از خیمه امام حسین(ع) می گریزند!

از این رو تاکید بر حفظ حجاب و رعایت حریم عفاف، به اعتبار ریشه هایی که در اعتقادات اسلامی ما دارد، برگ برنده و سلاح برنده ای است که در یک جنگ نرم افزاری و باورمندانه، تفکر و تمدن حاکم بر کانونهای فکری استکباری را دچار چالش و ناکامی کرده و چربش چرخش تفکر دینی را در عمل علیه مطالبات کثیف کفر جهانی به رخ می کشد.

اگر چه با مقاومت های مومنانه زنان و مردان عفیف ما، این سلسله ناکامی ها در نهایت منجر به عقب نشینی مفتضحانه غربی ها از خاکریزهای جنگ نرم و تسلیم شدن در برابر اراده دینی ملت بیدار ما خواهد شد، اما غافل نباید شد همانگونه که جنگهای قبلی با تغییر تاکتیکها و روشها همچنان به قوت خود باقی مانده اند، اینجا نیز جنگ کفر و ایمان پایان نخواهد پذیرفت، بلکه ما همواره باید منتظر ترفندها و جلوه های جدیدی در عرصه این مقابله ها باشیم، چرا که به تعبیر امام راحل: تاکفر هست، مبارزه هست و تا مبارزه هست، ما هستیم!

راهکارهای ماندگار برای حفظ اقتدار:

فلذا باید گفت که برای آمادگی های درازمدت فرهنگی و از جمله پایدارتر کردن فرهنگ حجاب در جامعه و مخصوصاً انتقال این فرهنگ ناب به نسل نو که گسترده ترین و جدی ترین مخاطبان استکبار در جنگ نرم هستند، بایستی بطور همزمان هم در راستای انتقال الزامات و ضروریات و نیز مفاهیم، مضامین و مصادیق حجاب از منظر نگاههای دینی و عقلی به بسترهای ذهنیتی نوجوانان و جوانان بپردازیم و هم خیز بلندی برای پاسخگوئی به شبهه زائی های ماهواره ای و سایبری و صفحات اجتماعی مجازی و مکتوب برداشته و دو پروژه ذهنیت سازی و ذهنیت زدائی را بطور همزمان استارت بزنیم تا تاخیر در یکی، به تخریب دیگری نیانجامد.

محتوای پردازشی آثار مکتوب و لسانی استاد شهید مرتضی مطهری در باره حجاب، تداعی گر همین نگرش دوسویه است که ضمن ارائه مبانی تاریخی و مفاهیم و مضامین لغوی و عقلی و دینی، بطور گسترده به ذهنیت زدائی و شبهه زدائی می پردازد و مشخصاً آن جمله معروف را همچون بذری حاصلخیز در بسترهای ذهنی می افشاند و در مقابل سمپاشی هایی که حجاب را مزاحمت، مهجوریت، محدودیت، معذوریت و مخالفت با تمدن می دانستند، می فرماید: حجاب محدودیت نیست، بلکه مصونیت است و اگر نیمه عریانی و عریانی تمدن است، پس حیوانات از همه متمدن ترند!

کتاب فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی دکتر غلامعلی حدادعادل نیز مشحون از تبیین همین ضرورتهای دوگانه است که امروز در محافل و مجامع علمی آسیب شناسی از آن بعنوان یک تهدید فرهنگی یاد شده و زیربنای بسیاری از آسیب های حوزه فرهنگی و مشخصاً در مقوله بی حجابی، کم حجابی، بدحجابی و بدپوششی شناسانده شده است.

در منابع و ماخذ مختلف دینی و عقلی، حجاب یک واجب دینی و یک ضرورت عقلی است که ضامن سلامتی ارتباطات اجتماعی است و مانع تعرضات غریزی، تصرفات تحریکی و یا اجباری، سوء استفاده ابزاری از زن بعنوان یک عروسک و مترسک و مانکن و نهایتاً پایان بخش سوءاستفاده های اخلاقی مردان از زنان در متن تماس های کاری و اضطراری است.

نتیجه گیری نهائی :

باید بپذیریم که حجاب همانند سنگر و خاکریزی است که کشف داوطلبانه و یا فتح آسان آن نتیجه و ماحصل پذیرشی غافلانه در یک شبیخون فرهنگی است و دشمن با گذر از آن براحتی می تواند مابقی استحکامات را تصرف کرده و به اهداف شومی که در یک جنگ سخت افزاری به آن نرسیده، در جنگ نرم افزاری به آنها و بلکه بسیار بیشتر از آنها دست یابد.

فلذا امیدوارم که ضرورت رعایت حجاب و عفاف با هر نگرشی اعم از اسلامی، انسانی، ملی و قومی و یا هر زاویه نگاه دیگر در رفتارهای فردی و منشهای اجتماعی نسلهای امروزی در جامعه و محافل خاصی همچون مدارس، دانشگاهها، خیابانها، سازمانها، پارکها، میهمانیها، عروسیها، سینماها، فرهنگسراها، جشنها، ورزشگاهها، بازار و پاساژها، بیمارستانها، خودروها و مناطق تفرجگاهی دیگر به فرهنگ تبدیل شود و نوجوانان و جوانان اعم از دختر و پسر به راحتی به نداهای شوم و شیطانی رسانه های استکباری پاسخ مثبت نداده و دستهای تسلیم و پرچم های سفید را بالا نبرند.

صادقعلی رنجبر-عضو هیئت علمی دانشگاه-16/4/90